خبرگزاری شبستان- مازندران؛ واقعه غدیر، فراتر از یک رویداد تاریخی یا یک مناسبت کلامی، در لایههای عمیقتر، تجلی عملی آموزههای قرآن کریم و ترسیمگر الگوی حکمرانی الهی است. با توجه به چالشهای فکری نسل جدید و ضرورت بازتعریف مفاهیم اعتقادی در فضای دانشگاهی، نیاز مبرمی به گذار از رویکردهای سنتی به سمت مدلهای روشمند قرآنی احساس میشود. در همین راستا، در گفتگو با خبرنگار شبستان، حجتالاسلام والمسلمین سید معصوم حسینی، رئیس دانشکده علوم قرآنی آمل، به کالبدشکافی ظرفیتهای مغفولمانده غدیر، استخراج شاخصههای حکمرانی از متن قرآن و چگونگی پاسخگویی به شبهات نسل امروز پرداخته و از نقش دانشکدهها در پیوند دادن غدیر با زیستِ اخلاقی و اجتماعی دانشجویان سخن گفته است. مشروح گفتگو را با هم می خوانیم:
جناب دکتر، بسیاری از محققان، غدیر را «تفسیر عملی قرآن» میدانند. از منظر علوم قرآنی، چگونه میتوان پیوند ناگسستنی میان آیات قرآن (مانند آیه تبلیغ یا آیه اکمال) و واقعه غدیر را برای جامعه تبیین کرد؟
بسیاری از محققان، واقعه غدیر را تفسیر عملی قرآن میدانند؛ چرا که قرآن اگرچه متنی الهی است، اما برای تحقق معنای حقیقی خود، نیازمند تجسم عملی در ساختار تاریخ است. در واقع، پیامبراسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و ائمه (ع) با عمل خود، معنای آیات را از حالت متن صامت به واقعیت پویا تبدیل کردند و غدیر، نقطه اوج این تجسم است.
این پیوند ناگسستنی را میتوان در سه سطح تبیین کرد: نخست، در سطح شأن نزول؛ جایی که آیات محوری مانند «تبلیغ» و «اکمال» در بستر غدیر، معنای خود را یافتند. دوم، در سطح تبیین مصادیق؛ که غدیر، مفاهیم کلیِ قرآن همچون «اطاعت از اولیالامر» و «ولایت» را از ابهام خارج و مصداق عینی آنها را مشخص کرد. و در نهایت، در سطح نظامسازی؛ که غدیر، قرآن را از یک «متن» به یک «نظام عملیاتی» تبدیل کرد. غدیر نشان داد که مرجعیت دینی بدون وجود حجت الهی، و عدالت اجتماعی بدون رهبری مشخص، امکانپذیر نیست. به بیان دیگر، غدیر نه یک رویداد تاریخی، بلکه «رویدادِ تفسیر قرآن در عمل» است. یعنی غدیر، لحظهای است که قرآن از حالت «نص» به حالت «عمل» درآمد.
به نظر شما دانشکدههای علوم قرآنی چقدر در تولید محتوای استدلالی و علمی برای تبیین غدیر موفق بودهاند؟ آیا جای خالیِ یک رویکرد روشمند قرآنی در تبلیغ غدیر احساس نمیشود؟
اگر بخواهیم عملکرد مراکز علمی و دانشکدههای علوم قرآنی را در تبیین غدیر ارزیابی کنیم، باید گفت ما با یک “شکاف میان تولید علم و تولید گفتمان” مواجه هستیم.
از یک سو، زیرساختهای پژوهشی ما در تولید مقالات تطبیقی، تحلیلهای سندی و کشف منابع در تفاسیر متقدم (بهویژه در منابع اهل سنت) بسیار قدرتمند و پربار بوده است؛ اما از سوی دیگر، این دستاوردهای علمی هنوز نتوانستهاند به «تبلیغ میدان» یا «گفتمان عمومی» تبدیل شوند. ما در تولید «علم» موفق بودهایم، اما در «تبلیغِ علمی» همچنان درگیر خلاء هستیم.
برای عبور از این وضعیت، پیشنهاد من گذار از نگاه «تاریخیِ صرف» به نگاه «ساختاری و قرآنی» است. ما نباید صرفاً از قرآن درباره غدیر بپرسیم، بلکه باید بپرسیم: غدیر چه جایگاهی در ساختار کلی نظام قرآن دارد؟
این مسیر نیازمند یک رویکرد سهگانه است: نخست، تبیین مبانی (استدلال برای ضرورت هدایت از طریق آیات قرآن)؛ دوم، پاسخگویی به شبهات مدرن (با استفاده از قواعد قرآنی و سنت؛ برای مثال، تبیین رابطه میان کلیات قرآن و جزئیات سنت برای پاسخ به شبههی عدم ذکر صریح نام امام)؛ و در نهایت، تولید رسانهای (تبدیل این دانشِ سنگین به محتوای بصری و کوتاه برای نسل جدید). هدف ما باید تبدیل «علم به تبلیغ» باشد تا غدیر نه یک واقعه، بلکه یک «نظامِ قرآنیِ ملموس» معرفی شود.
اگر بخواهید بهعنوان یک پژوهشگر علوم قرآنی، «مدل حکمرانی» مطرح شده در غدیر را بر اساس آیات قرآن استخراج کنید، شاخصههای اصلی آن برای دنیای امروز چیست؟
برای استخراج «مدل حکمرانی» غدیر، باید از نگاه به یک واقعه تاریخی فراتر رفت و غدیر را «اعلام عمومی یک نظام سیاسی-معرفتی» دانست که ریشه در قرآن دارد. این مدل، پیشنهادی قرآنی برای برونرفت از بحرانهای حکمرانی مدرن است که بر سه محور استوار است:
۱. محور مشروعیت الهی (نصب و انتصاب) :
غدیر نمایشگر مشروعیت از «بالا» است؛ نقطه مقابل حکومتهای مبتنی بر زور، وراثت یا صرفاً رأی مردم. بر اساس آیاتی چون «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ»، ولایت حقیقتاً از سوی خدا و رسول اوست و در این مدل، حاکمیت از آنِ خداست و اوست که نماینده خود را تعیین میکند.
۲. محور عدالتمحوری و کارآمدی اخلاقی:
غدیر معرفیکننده حکومتی است که بر پایه «علم و عدالت» بنا شده است. با استناد به آیاتی که امامت را یک عهد الهی میدانند، شاخصه اصلی این مدل، شایستهسالاری و توانمندی حاکم برای اجرای عدالت است، نه صرفِ محبوبیت نزد تودهها.
۳. محور مشارکت هدفمند و نظارت عمومی (بیعت) :
در این مدل، نصب الهی از پذیرش مردمی جدا نیست. آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» یک چرخه سهضلعی از اطاعت ترسیم میکند: خدا منبع مشروعیت، رسول و اولیالامر مجریان، و مردم مخاطبان. در این نظام (امامت و امت)، حاکمیت از آنِ خداست (مشروعیت الهی)، حاکم از مردم بیعت میگیرد (مقبولیت مردمی) و مردم نیز موظف به نظارت و انتقاد هستند. لذا این مدل، نه دیکتاتوری است و نه دموکراسیِ بدون مشروعیت الهی.
آیا در متون علمی، نگاهی به ظرفیتهای مغفولمانده در غدیر برای پاسخ به شبهات اعتقادی نسل امروز وجود دارد؟ چگونه میتوان غدیر را به زبان آیات و روایاتِ غیرقابلانکار برای قشر دانشگاهی ارائه داد؟
در متون علمی به ظرفیتهای مغفولمانده غدیر اشاره شده است، اما این ظرفیتها هنوز بهصورت نظاممند و مسئلهمحور استخراج نشدهاند؛ چرا که رویکرد تاریخی-کلامی بر رویکرد قرآنی-اعتقادی غلبه یافته است. برای پاسخ به شبهات اعتقادی نسل امروز، میتوان غدیر را بر پایه آیات و روایات در سه ظرفیت کلیدی تبیین کرد:
۱) غدیر بهمثابه تئوری انتخاب:
غدیر تنها یک نصب الهی نیست، بلکه صحنهی انتخاب آزادانه نیز هست. پیامبر (ص) پس از اتمام خطبه با فرمایش «بلغ شاهد الغائب» و درخواست بیعت، نشان دادند که امامت، هدیهای الهی است که باید با پذیرش انسانی همراه باشد. این امر با اصل «لا اکراه فی الدین» (بقره، ۲۵۶) و ضرورت شورا (آلعمران، ۱۵۹) سازگار است و به پرسش نسل امروز درباره نقش انسان در امامت الهی پاسخ میدهد.
۲) غدیر بهمثابه نفی خشونت و تحمیل:
غدیر یک انقلاب نرم بود که در آن امامت از طریق خطبه، استناد به قرآن و بیعت داوطلبانه اعلام شد، نه با زور. این ظرفیت، پاسخ به این گمان است که دین با شمشیر تحمیل میشود. روش پیامبر در غدیر بر پایه حکمت و موعظه حسنه (نحل، ۱۲۵) و بدون سلطهگری (غاشیه، ۲۱-۲۲) استوار بود.
۳) غدیر بهمثابه مدیریت بحران و وحدت:
غدیر ظرفیتی برای پاسخ به شبهه تفرقه و تقویت وحدت امت است. با استفاده از آیات و روایات مرتبط، میتوان از غدیر خم برای تبیین ضرورت چنگزدن به ریسمان الهی و مقابله با تفرقهها استفاده کرد.
آیا برنامهای برای برگزاری کرسیهای آزاداندیشی یا نشستهای علمی با موضوع «غدیر و وحدت امت اسلامی از نگاه قرآن» دارید؟ به نظر شما چگونه میتوان غدیر را بدون ایجاد تنش و با تکیه بر مشترکات قرآنی معرفی کرد؟
برای معرفی غدیر، باید از روشهای جدلی عبور کرده و با تکیه بر مشترکات قرآنی، از روش «حکیمانه و موعظه حسنه» استفاده کرد. راهبرد چهار مرحلهای پیشنهادی بر این مبناست:
۱. تغییر چارچوب:
به جای انحصارگرایی، چارچوب را به «چگونگی تداوم رسالت» تغییر دهیم. با استناد به آیه ۱۴۴ سوره آلعمران («ما محمد الا رسول قد خلت من قبلہ الرسل»)، پرسش «پس از پیامبر چه کسی باید باشد؟» مطرح میشود و غدیر، پاسخ عملی قرآن به این پرسش است.
۲. استفاده از نقاط کور مشترک:
به جای تمرکز بر اختلافات تفسیری، بر مفاهیم مشترک مانند «اصل عدالت» که غدیر آن را تکمیل و تفسیر کرده است، تمرکز کنیم.
۳. طرح پرسشهای عقلانی بر پایه مشترکات:
این پرسش را مطرح کنیم که آیا ممکن است پیامبر (ص) بدون ارائه راهکاری برای رهبری جامعه پس از خود، از دنیا بروند؟ غدیر این خلأ عقلانی و دینی را پر کرده و یکی از «بینات» (آیه ۲۵ سوره حدید) است.
۴. تکیه بر اصل «حفظ دین» و آیه اکمال:
با تأکید بر اینکه دین اسلام فقط برای زمان حیات پیامبر (ص) کامل نبوده، بر این حقیقت تمرکز کنیم که آیه ۳ سوره مائده (آیه اکمال) در روز غدیر خم نازل شد و دین را کامل اعلام کرد. این نکته که «روزی که دین کامل شد، روز غدیر خم بود»، حقیقتی پذیرفتهشده در منابع همه مسلمانان است.
شما در ارتباط روزانه با دانشجویان هستید؛ بزرگترین سوال یا شبهه ذهنی آنها درباره غدیر چیست و دانشکده برای پاسخگویی مستند و قرآنی به این پرسشها چه اقداماتی انجام میدهد؟
برای پاسخ به شبهات نسل امروز درباره غدیر، آنها را در سه لایه معرفتی، تاریخی و کاربردی دستهبندی و تبیین میکنیم:
۱. لایه معرفتی (شبهه عدم ذکر نام حضرت در قرآن) :
عدم ذکر مستقیم نام حضرت علی (ع) در قرآن، به دلیل سنت قرآنی در عدم ذکر نام پیامبر (ص) با اسم، و ارجاع به سنت و سخنان پیامبر (مانند آیه ۵۹ سوره نساء و ۷ سوره حشر) است. غدیر یکی از مواردی است که رسول (ص) به ما داده و باید اخذ شود.
۲. لایه تاریخی (شبهه ساختگی بودن یا تحریف واقعه) :
حدیث غدیر متواتر است و توسط دهها صحابی نقل شده که جعل آن را محال میسازد. علمای بزرگ اهل سنت مانند ابن حجر عسقلانی، ذهبی و سیوطی بر تواتر آن اعتراف کردهاند و این روایت در معتبرترین منابع اهل سنت مانند مسند احمد بن حنبل، صحیح ترمذی، تفسیر طبری، تاریخ دمشق، البدایه و النهایه و ابن کثیر ثبت شده است.
. لایه کاربردی (شبهه عدم ارتباط با زندگی امروز) :
غدیر صرفاً یک مراسم تاریخی نیست، بلکه «مدل حکومت عادلانه» را ارائه میدهد. با تبیین پیامها و سخنان پیامبر (ص) در غدیر برای حوزههای مختلف زندگی امروزی، میتوان نشان داد که غدیر برای حکومت، زندگی و سبک زندگی امروز نیز سخن دارد.
چگونه میتوان غدیر را از کتابهای کلامی خارج کرد و به متن زندگی و اخلاق دانشجویی پیوند زد؟ به عبارت دیگر، یک «شهروند غدیری» در جامعه باید چه ویژگیهای قرآنی داشته باشد؟
برای پیوند دادن غدیر با زندگی و اخلاق دانشجویی، باید آن را به یک سبک زندگی و هویت عملی تبدیل کرد، بهطوریکه «شهروند غدیری» آن را برنامهای برای زیستن در جامعه بفهمد. این شهروند چهار ویژگی اصلی دارد:
۱. ولایتپذیری آگاهانه:
شهروند غدیری، اطاعت از امام را نه از روی ترس یا تعصب، بلکه با علم، یقین و بصیرت میپذیرد، همانند تسلیم بصیرتمندانه حضرت ابراهیم (ع) و مطابق با آیه ۵۹ سوره نساء که سلسلهمراتب اطاعت را مشخص میکند.
۲. وفاداری به عهد و پیمان:
او اهل بیعت عملی و پایبندی به عهد الهی است که در غدیر با امام خود بسته است. با استناد به آیه ۹۱ سوره نحل («وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ»)، او عهدشکن نیست، دروغ نمیگوید، خیانت نمیکند و از حقوق دیگران دفاع میکند.
. نفی طاغوت و استکبارستیزی:
این شهروند در برابر ظلم و بیعدالتی ساکت نمیماند و از طاغوت دوری میکند (زمر: ۱۷). او در فضای حقیقی و مجازی از مظلوم دفاع کرده و فساد را بیتفاوت نمیگذارد.
۴. عقلانیت و پرسشگری:
غدیر یک نظام عقلانی و هدایتگر است، نه امری تحمیلی. شهروند غدیری اهل فهم، پرسش و انتخاب آگاهانه است و سخن را میسنجد و بهترین را برمیگزیند (مانند مخاطبان خطبه غدیر و آیه «فَبَشِّرْ عِبَادِ...»).
در نتیجه، «شهروند غدیری» فردی ولایتپذیرِ آگاه، وفادار به عهد، ضد ظلم و طاغوت، و عقلگرا و پرسشگر است که غدیر را از یک باور کلامی به متن زندگی روزمره خود میآورد.
نظر شما