خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: در مسئله دفاع از لبنان در برابر تهدیدهای رژیم صهیونیستی، حامیان مقاومت میتوانند بر پایه تجربه تاریخی دور و نزدیک، چه در لبنان و چه در منطقه، استدلالی طولانی و مستحکم در دفاع از گزینه مقاومت مسلحانه ارائه دهند؛ استدلالی که به باور آنان، درستی این انتخاب را ثابت میکند.
در منطق منافع ملی، دهها دلیل روشن برای ضرورت برخورداری از قدرت بازدارندگی نظامی در برابر تجاوزگری رژیم صهیونیستی وجود دارد؛ چه این توان در چارچوب نهادهای رسمی دولت و یا یک راهبرد دفاعی قرار گیرد و چه در کنار ساختار رسمی و در هماهنگی با آن عمل کند.
از منظر حفاظت از سرزمین و منابع لبنان در برابر تهدیدهای وجودی رژیم صهیونیستی، میتوان از دو زاویه به موضوع نگریست؛ دو مسیری که در نهایت به یک نتیجه واحد میرسند؛ سودمندی مقاومت، با وجود همه هزینههایش، در برابر هزینههای سنگین و بیثمر گزینههای جایگزین.
آنچه رسانههای صهیونیستی نمیگویند
تجربه ۱۵ ماههای که میان عملیات «البأس الشدید» و «العصف المأکول» فاصله انداخت، دلیل آشکاری بر این است که نمیتوان به هیچ توافقی با رژیم صهیونیستی اعتماد کرد. آن دوره، نمونهای عینی از وضعیت لبنان در زمانی بود که اسرائیل با هیچ عامل بازدارندهای روبهرو نباشد.
براساس این گزارش، رژیم صهیونیستی در آن مقطع، با حمایت آمریکا، بهصورت روزانه توافقها را نقض میکرد و آشکارا از طرحها و طمعورزیهای خود سخن میگفت؛ این در حالی بود که مقاومت، بهطور کامل به تعهدات خود پایبند ماند تا بهانهای به دست مخالفان ندهد.
این تجربه بار دیگر نشان داد که رژیم صهیونیستی برای تجاوز، نیازی به بهانه ندارد و تنها زمانی عقبنشینی میکند که با هزینههای سنگین اقداماتش روبهرو شود. از این منظر، مسئله اصلی همواره نه «تمایل» اسرائیل به توسعهطلبی، بلکه «توان» آن و محاسبه سود و زیان جنگ بوده است.
مقاومت؛ از «پایان» تا بازگشت غافلگیرکننده
در لبنان، طی ماههای گذشته مواضع متعددی علیه مقاومت مطرح شد. برخی جریانها و حتی شماری از متحدان سابق، مقاومت را «بار اضافی» یا «بیفایده» توصیف کردند. در فضای سیاسی و رسانهای نیز این روایت ترویج شد که مقاومت به پایان راه رسیده، دچار فرسایش و نفوذ شده و دبیرکل حزبالله، شیخ نعیم قاسم، تنها بهدنبال راهی آبرومندانه برای تحویل سلاح است.
اما پس از نخستین غافلگیری مقاومت در دور اخیر درگیریها و ادامه سلسله عملیاتهای غیرمنتظره، دیگر نمیتوان این تحلیلها را تنها ناشی از «حسن نیت» مخالفان سلاح دانست.
واقعیتی که امروز حتی دشمن صهیونیستی نیز انکار نمیکند، این است که تلآویو نهتنها در تحقق اهداف خود ناکام مانده، بلکه درگیر فرسایشی پیچیده شده که قادر به کنترل یا یافتن راهحلی برای آن نیست.
در همین چارچوب، روزنامه اسرائیلی «اسرائیل هیوم» نوشت که «گمان میکردیم حزبالله را در تلهای راهبردی گرفتار کردهایم، اما این ما بودیم که در دام او افتادیم.» همچنین شبکه ۱۲ اسرائیل هشدار داده است که تلآویو میان سه گزینه دشوار خویشتنداری، جنگ فرسایشی روزانه یا ورود به جنگی فراگیر گرفتار شده است.
مقاومت و مفهوم «دولت»
مخالفان مقاومت بار دیگر همان پرسش قدیمی را مطرح میکنند که «زمان واگذاری مسئولیت به دولت فرا رسیده است». اما «کدام دولت؟»
دولت در مفهوم حقوقی سه رکن دارد: مردم، سرزمین و حاکمیت. مردم و سرزمین ثابتاند، اما ساختار قدرت در لبنان همواره تحت تأثیر مداخلات خارجی و سازوکارهای سیاسی توافقی قرار داشته است.
از این منظر به نظر میرسد که مقاومت، به دلیل پیوندش با مردم و دفاع از سرزمین، در برخی وجوه حتی به مفهوم «دولت» نزدیکتر از بخشی از ساختار رسمی قدرت است.
ریشههای تاریخی اختلاف بر سر مقاومت
این گزارش در ادامه، اختلاف بر سر مقاومت را تنها اختلافی سیاسی یا نظامی نمیداند، بلکه آن را ریشهدار در تاریخ و ساختار اجتماعی و سیاسی لبنان میداند.
برخی جریانها از اساس با ایده مقاومت مخالفاند و پیش از هر نبردی، شکست آن را قطعی میدانند. این موضعگیری مبتنی بر محاسبات منطقی هزینه و فایده نیست، بلکه به عوامل هویتی، فرهنگی، منافع سیاسی و حتی پیوندهای تاریخی با نفوذ خارجی بازمیگردد.
این گزارش با اشاره به بخشی از تاریخ لبنان میافزاید که نفوذ قدرتهای خارجی در این کشور، تنها از طریق زور تحمیل نشده، بلکه همواره بخشی از نخبگان داخلی نیز برای حفظ قدرت و منافع خود، به حمایت خارجی تکیه کردهاند؛ حتی اگر این وابستگی با منافع ملی در تعارض بوده باشد.
جدال بر سر «پیروزی» یا «شکست» مقاومت، در واقع ادامه همان مناقشه عمیق بر سر ماهیت لبنان، استقلال سیاسی و چگونگی مواجهه با تهدیدهای رژیم صهیونیستی است؛ مناقشهای که همچنان در سطح سیاسی و افکار عمومی این کشور ادامه دارد.
نظر شما