روایتی از قرار شفاعت بر بلندای کوه با شهید پاکپور

امروز، زیر آسمانی که پر از نوای «یا رضاجان» بود؛ صدای زیارت عاشورا از بلندگوهای کوچک کنار مزار شهید پاکپور، آرام آرام با باد گره می‌خورد.  

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از استان مرکزی، امروز، زیر آسمانی که پر از نوای «یا رضاجان» بود؛ صدای زیارت عاشورا از بلندگوهای کوچک کنار مزار شهید پاکپور، آرام آرام با باد گره می‌خورد.  

عطر گل‌های تازه‌ای که خادمیاران رضوی با دست خودشان روی سنگ قبر شهید سرلشکر محمد پاکپور چیده بودند، همه جا پیچیده بود. روستای «دهسد» از توابع خنداب، امروز میزبان مردانی بود که آمده بودند؛ عهدشان را تازه کنند.

در این آیین محمد بهرامی، دبیر کانون‌های خدمت رضوی اراک در روایتی شنیدنی گفت: سال‌ها پیش... روی یک بلندی کوه... من و شهید پاکپور کنار هم نشسته بودیم، شهید پاکپور بی مقدمه پرسید: بگو ببینم، تو زودتر شهید می‌شوی یا من؟
گفتم: شما، چون در تقوا، ولایت‌پذیری ذوب شده‌اید و یک سرباز واقعی برای آقا هستید.


بهرامی گفت: همان جا گفتم هر چه خدا بخواهد، ولی من مطمئنم شما زودتر شهید میشوی. بعد قرار گذاشتیم؛ قول شفاعت. گفتم: اگر تو رفتی، شفیع من شو. اگر من رفتم، شفیع تو باشم.

بهرامی ادامه داد: شهید پاکپور مسئولیت‌های سنگینی داشت؛ از فرماندهی لشکر امام حسین (ع) و لشکر نجف اشرف و لشکر عاشورا، تا معاونت عملیات سپاه و فرماندهی نیروی زمینی و نهایتاً فرماندهی کل سپاه. اما هرگز اخلاصش را گم نکرد. ارتباطش با خدا قوی و خالصانه بود.

کد خبر 1884327

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha