به گزارش خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان؛ در دنیای پرهیاهوی امروز، جایی که جادوی تصویر میتواند پلی میان واقعیتهای فراموششده و نیازهای معنوی انسان معاصر بسازد، محمد پورصباغیان، کارگردان و تهیه کننده سینما، با نگاهی فرهنگی و دغدغه مند به سراغ سوژهای رفته است که ریشه در هویت اجتماعی و معنوی جامعه دارد؛ وی این روزها در حال ساخت سریالی با محوریت «زیست مسجدی» است؛ روایتی که میکوشد بار دیگر به این پایگاه معنوی، در روزگاری که کارکردهای آن برای بخشی از جامعه کمرنگ شده، جان تازهای ببخشد و از دل تصویر، پیوندی دوباره میان انسان امروز و فضای قدسی مسجد برقرار کند. لذا در این خصوص با محمد پور صباغیان، کارگردان و تهیه کننده سینما گفتگویی انجام دادیم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می شود.

آقای پور صباغیان در روزگاری که تصویر، مهمترین زبان انتقال پیام شده و سینما و سریال میتوانند نقش مهمی در بازنمایی هویتهای فرهنگی و اجتماعی داشته باشند، سراغ شما آمدیم تا درباره پروژهای متفاوت صحبت کنیم؛ سریالی با محوریت زیست مسجدی لطفا در مورد سریال خود توضیح دهید و اساساً ایده پرداختن به مسجد در قالب تصویر از کجا شکل گرفت؟
وی اظهار کرد: بنا بر دعوت حجت الاسلام محمد رضا مسلمی فر، دبیر ستاد راهبری مساجد حوزه های علمیه قرار شد «قرارگاه ملی مسجد» در حوزه رسانه فعالیت خود را گسترش دهد. بخش تولیدات تلویزیونی، فیلم و سریال به بنده سپرده شد. قرار است در دو لاین کار کنم؛ سریال و فیلم داستانی. فیلم های داستانی و فیلم های تک قسمتی در بازه ۹۰ دقیقه ای با مدیوم تلویزیون روایت میشوند. سریال نیز که تکلیفش مشخص است. ما با طرح یک سریال شروع کردیم و طرحی را به یکی از شبکه ها و همین طور مجموعه سیمرغ دادیم. قصه روایت دوران جنگ است که در یک شهر مرزی بمبارانی صورت می گیرد؛ بنا بر جبر صورت گرفته اهالی محل باید یک زیست ۳۰-۴۰ روزه ای را در مسجد داشته باشند. این قصه یک کار درام اجتماعی با رگه های طنز است که قرار است در ۵۲ قسمت تهیه شود. زمان هر قسمت ۳۵ الی ۴۵ دقیقه است. مسجد صرفا محلی برای عبادت نیست بلکه پایگاهی اجتماعی است که بنا بر جغرافیای کشور ما و حتی فراتر از کشور ما وجود دارد، قصه و روایت ناظر بر زیست بوم آنجا دارد؛ یعنی هر شهر و روستا و محله ای قصه و روایت خاص خود را بنا بر زیست بوم و فرهنگ آن منطقه دارد. ما قایل به این هستیم که شخصیت و هویت انسان ها میتواندبسیار تحت تاثیر مسجد باشد.
با توجه به اینکه قشر خاکستری ما ممکن است کمتر به سمت زیست در مسجد رفته باشند برهمین اساس قصد خلق زاویه دید جدیدی در این زمینه نداریم بلکه می خواهیم از زاویه دید کنونی غبار را کنار بزنیم و نشان دهیم که به این صورت هم می توان به مسجد نگاه کرد.
پور صباغیان تصریح کرد: عقیده شخصی من این بود که از این زاویه به مسجد نگاه کنیم که با توجه به اینکه قشر خاکستری ما ممکن است کمتر به سمت زیست در مسجد رفته باشند بر همین اساس قصد خلق زاویه دید جدیدی در این زمینه نداریم بلکه می خواهیم از زاویه دید کنونی غبار را کنار بزنیم و نشان دهیم که به این صورت هم می توان به مسجد نگاه کرد. خیلی از اتفاقات اجتماعی و جمعی که ناظر بر شخصیت آدم ها است می تواند در مسجد رقم بخورد. در حال حاضر به خاطر قصه جنگ این امر مقداری پررنگ تر شده است و به همین دلیل سریالی با محوریت مسجد و جنگ و آدم های منتسب به مساجد تولید می کنیم.
مسجد به روایت سریال و رئالیتیشو میآید
این کارگردان سینما ادامه داد: در لاین دوم قرار است یک برنامه تلویزیونی تولید کنیم. در طرح های کنونی یک برنامه ترکیبی به صورت جدی داریم. این برنامه مستندی «رئالیتی شو» است که قرار است در آن به افراد منتسب به مساجد پرداخته شود و کشف استعدادهای مسجدی با این پیش فرض که این آدم ها رهبران خرد اجتماعی هستند و با کمک گرفتن از مردم توانسته اند مسئله ای را در یک محله ای حل کنند. من فکر می کنم تنها برنامه با مفهوم مسجد در سال های اخیر یک مسابقه فوتبالی بود که از شبکه دو پخش می شد. ما اگر یک مرور ضمنی به آثار این چند دهه داشته باشیم، خیلی سکانس ها، پلان ها یا موقعیت های ماندگاری از مساجد داریم؛ برخی از آنها ماندگار شده اند؛ به طور مثال در یکی از آخرین سکانس های فیلم سینمایی مارمولک جشنی که در یک مسجد همزمان با ولادت امام زمان (عج) برپا بود، نذری پخش کردن و حرکت جمعی و اجتماعی آنها را نشان می داد. به اعتقاد من روی آنتن تلویزیون خیلی جای این دست از برنامه ها خالی است.
وی گفت: وجه مشارکتی و وجه تعاملی قصه برای ما بسیار اهمیت دارد به این معنا که ما از پتانسیل های بالقوه در بدنه مساجد و محلات بهره بگیریم، پتانسیل هایی که یا کشف نشده و یا فرصتی برای کشف پیدا نکرده اند. ساخت یک سری از برنامه های تلویزیونی می تواند از وجوه مختلف به این امر کمک کند. در این برنامه ها باید تصاویری از زیست و کارکرد مساجد و افراد متنسب به مساجد با جنس تفکر و خلقیات آنها به نمایش گذاشته شود. از سوی دیگر در لایه های بعدی می تواند کشف استعداد صورت بگیرد و از طریق آنتن تلویزیون استعدادهای آنها کشف شود.
در برنامه های تلویزیونی باید تصاویری از زیست و کارکرد مساجد و افراد متنسب به مساجد با جنس تفکر و خلقیات آنها به نمایش گذاشته شود. از سوی دیگر در لایه های بعدی می تواند کشف استعداد صورت بگیرد و از طریق آنتن تلویزیون استعدادهای آنها کشف شود.
این تهیه کننده سینما در ادامه خاطر نشان کرد: از همه اینها مهم تر که به اجماع دوستان نیز رسید، این است که جامعه مخاطب کودک و نوجوان و خردسال برای ما جدی گرفته شوند؛ زیرا تعمیم برخی مسایل برای افراد بالای ۲۰ سال سخت است اما به دلیل آنکه شخصیت بچه ها تازه در حال شکل گرفتن است و نوع نگاهشان به گونه ای است که کشفیات تازه تری دارند، نیاز است که روی آنها کار شود و تولیدات ما برای کودکان باشد؛ بنابراین بر انیمیشن و کار کودک، انیمیشن های مینیمال و کوتاه و چند ثانیه ای و فیلم های سینمایی فکر کردیم. کارکرد مساجد در دو جنگ تحمیلی اخیر همانند دهه ۶۰ خیلی به چشم می آید.
وی در پاسخ به این سوال که آیا شما جذابیت های لازم برای قشر خاکسری جامعه در آثار خود ایجاد کرده اید تا بتوانید آنها را جذب کنید؟ بیان کرد: تربیت مخاطب به مثابه تربیت یک فرزند است؛ به طور مثال من بدون هیچ دلیلی یک نوع مواد خوراکی را نمی خورم اما به دلیل آنکه من این مواد خوراکی را نمیخورم، دختر من هم از خوردن آنها خودداری می کند. در رسانه نیز به همین نحو است. باید ببینیم ما ذائقه مخاطب را تنزل می دهیم یا افزایش میدهیم. آثار فاخر طنز نظیر زیرخاکی و مارمولک و... و. حرف برای گفتن دارند. در کمدی اثری موفق است که پس از تماشای آن به فکر فرو روید. سطح اعلای این نوع کمدی آثار چارلی چاپلین است که هم موجب خنده مخاطب می شود و هم سوالاتی را برای شما مطرح می کند.
انتقاد از عادیسازی بیادبی در سریالها
وی ادامه داد: متاسفانه در حال حاضر شیب اتفاقات تلخ برای تولیدات رسانه ای خیلی زیاد است؛ به طور مثال اثری در پلتفرم ها تولید می شود که برگرفته از فلان رمان در ژانر خشونت کار شده است. من وقتی این اثر را مشاهده می کنم، از خودم می پرسم من که این نوع سبک زندگی را می بینم، چند درصد آن دغدغه من است یا مثلا در امر حجاب در سال ۱۴۰۱ برنامه ای از آنتن شبکه دو با عنوان «دو آتیشه» به عنوان مجری و کارگردان کار کردم. این برنامه در ۳۰ قسمت تولید شد و سپس به مشکل برخوردیم. یک خانمی از اهواز در خصوص این برنامه به من گفت در اهواز اصلا ما مسئله ای به نام حجاب نداریم. ما چون علم به جغرافیا و زیست خود نداریم، نمی دانیم باید چه چیزی را تولید کنیم. خود تولیدکنندگان این آثار سخیف می دانند که این آثار دغدغه جامعه نیست اما به دلیل آنکه نگاه وی گیشه ای است، آنها را تولید می کند. اگر بچه من بخواهد به وسط خیابان برود، من جلوی او را می گیرم و دیوار حائل و امنیت برای او ایجاد می کنم و همین را باید برای چشم و گوش او نیز ایجاد کنیم. من نباید بگذارم فرزند من هر فیلمی را ببیند البته این مسئله در دنیا تعریف شده است اما ما چنین چیزی در ایران نداریم.
مردم قصه خوب میخواهند، اسم و عنوان مهم نیست
وی اظهار کرد: بنا بر اجماع صورتگرفته، گروه هدفِ «کودک، نوجوان و خردسال» در اولویت استراتژیک ما قرار دارد. از آنجا که شخصیت این مخاطبان در حال شکلگیری است و قدرت کشف و یادگیری بالاتری دارند، سرمایهگذاری بر تولید محتوای ویژه ایشان -اعم از انیمیشنهای کوتاه و مینیمال و فیلمهای سینمایی- بسیار ضروری است. در نهایت، تبیین کارکرد مساجد در پشتیبانی از رویدادهای بزرگ ملی، نظیر دوران دفاع مقدس، محور اصلی تمامی این تولیدات خواهد بود تا پیوند ناگسستنی میان مسجد و تحولات جامعه به شکلی هنرمندانه برای نسل آینده ترسیم کرد.
این کارگردان سینما خاطر نشان کرد: امروزه متأسفانه شاهد غلبه رویکردهای خشونتآمیز در تولیدات شبکههای نمایش خانگی هستیم که با دغدغههای واقعی بخش بزرگی از جامعه فاصله دارند. بسیاری از تولیدکنندگان، صرفاً با نگاه تجاری و گیشهای به تولید آثار سخیف روی میآورند. فقدان دانش نسبت به زیستبوم و اقلیمهای مختلف کشور، یکی از چالشهای اساسی است؛ به عنوان نمونه، در تجربه تولید برنامه «دو آتیشه» در شبکه دو، متوجه شدیم که برخی مسائل، در نقاط مختلف کشور اصلاً به عنوان «مسئله» مطرح نیستند. همچنین، ضرورت وجود نظام «ردهبندی سنی» و نظارت دقیق والدین بر مصرف رسانهای فرزندان، خلئی است که در ایران نیازمند تعریف و تدوین جدی است.
وی در ادامه افزود: تأکید بر نام «مسجد» در تولیدات، نباید مانعی برای جذب طیف خاکستری باشد. تجربه برنامههایی همچون «محفل»، «زندگی پس از زندگی» و سریال «حضرت یوسف (ع)» نشان داد که اگر محتوا و روایت، غنای لازم را داشته باشد، طیفهای مختلف جامعه فارغ از میزان اعتقاداتشان جذب خواهند شد. به طور مشخص، موفقیت برنامه «زندگی پس از زندگی» در پرداختن به قصه جذاب «روایت پس از مرگ» نهفته بود. فرمول موفقیت در این عرصه ساده است؛ وقت و انرژی گذاشتن بر «فرم، محتوا و روایت». در اصول برنامهسازی، «چشم» یک قدم جلوتر از «گوش» است؛ بنابراین توجه به رنگ، لعاب و کیفیت بصری، نخستین گام برای ترغیب مخاطب جهت دنبال کردن یک برنامه است. آثار دینی و قرآنی بسیاری تولید میشوند، اما به دلیل کجسلیقگی در فرم و ارائه، در جذب مخاطب ناکام میمانند.
پورباغیان ادامه داد: ما باید وجوه پنهان و کارکردهای نوین مسجد را که با زیستبوم ایرانی-اسلامی ما عجین شده است، به تصویر بکشیم. مسجد نباید تنها به عنوان پایگاه عبادی یا سیاسی دیده شود؛ بلکه باید به کارکردهایی نظیر «صندوقهای قرضالحسنه» یا «مرکز حل مسئله و پاتوق گفتوگوی اجتماعی» بها داد. در همین راستا، در پروژه جدیدی که طراحی کردهایم، داستان فردی روایت میشود که با بازگشت از آمریکا به ایران، درگیر شرایط جنگی شده و به ناچار در مسجد پناه میگیرد. این موقعیت، بستری برای کنار هم قرار گرفتن افراد با تفکرات مختلف ایجاد میکند؛ تجربهای که پیشتر در آثاری همچون «مهمان مامان» مشاهده شده بود. هدف ما بهرهگیری از خردهروایتهای شیرین و فاخر در زیست ایرانی است تا با استفاده از پتانسیلهای غنی فرهنگ بومی، پیوندی عمیق میان مسجد و مخاطب امروز برقرار کنیم.
در جنگ همه سوار یک کشتی هستیم
وی با اشاره به اهمیت باور در فرآیند تولید آثار رسانهای اظهار کرد: در کتابی با عنوان «دیسیپلین» آمده است که انسان باید به آنچه انجام میدهد ایمان و اعتقاد داشته باشد. گاهی فرد صرفاً برای کسب درآمد فعالیت میکند؛ برای مثال ساخت تیزرهای تبلیغاتی در تالارهای عروسی ممکن است از همکاری با صداوسیما درآمد بیشتری داشته باشد، اما زمانی که یک اثر بر پایه باور و اعتقاد شکل میگیرد، ماهیت آن متفاوت خواهد بود.
تجربه نشان داده طیف خاکستری اگر کار خوبی تولید شود، آن را می بیند؛ به طور مثال سریال «گاندو» یک سریال سیاسی بود اما بسیار پرمخاطب بود. ذائقه مخاطب آثار تلویزیون با ذائقه مخاطبان آثار پلتفرم ها تفاوت می کند اما سوال اینجاست این ذائقه از کجا شکل گرفته است.
گر روایت خوب باشد، قشر خاکستری هم پای مسجد مینشیند
پور صباغیان گفت: باور ما در دوران جنگ این بود که همه در یک کشتی نشستهایم؛ چه فردی که اعتقاد مذهبی دارد و چه کسی که چنین اعتقادی ندارد، همگی در یک سرزمین زندگی میکنیم و هنگامی که دشمن حمله میکند، میان افراد تفاوتی قائل نمیشود. اگر این کشتی آسیب ببیند، همه متضرر خواهیم شد. به همین دلیل ممکن است برخی فیلمسازان سراغ موضوع مسجد نروند، اما من به واسطه زیست شخصی و باور درونی خود، چنین آثاری را تولید میکنم. انسانها متأثر از محیط زیست و تجربههای خود هستند و سطح نگاه و توقعشان نیز در همان فضا شکل میگیرد، هرچند در نهایت مسیر همه انسانها به یک نقطه ختم میشود. پ
پورصباغیان در ادامه با اشاره به نحوه مواجهه مخاطبان با آثار فرهنگی بیان کرد: اگر درباره موضوعاتی مانند طلبه یا مسجد مستقیماً با طیف خاکستری مخاطبان صحبت شود، ممکن است در ابتدا موضعگیری ایجاد کند، اما تجربه نشان داده است که همین مخاطبان در صورت مواجهه با یک اثر خوب، آن را دنبال خواهند کرد. برای نمونه، سریال «گاندو» با وجود ماهیت سیاسی خود، مخاطبان گستردهای پیدا کرد. طبیعتاً ذائقه مخاطبان تلویزیون با مخاطبان پلتفرمهای نمایش خانگی تفاوت دارد، اما باید پرسید این ذائقه چگونه شکل گرفته است. تا زمانی که یک خانواده غذایی مانند پیتزا را وارد خانه نکند، فرزند آن خانواده نیز شناخت و علاقهای نسبت به آن نخواهد داشت. امروز نیز بخشی از سلیقه مخاطبان در حوزه سرگرمی به واسطه استمرار برخی محتواها شکل گرفته است.
وی افزود: شخصاً سریالهای نمایش خانگی را دنبال میکنم و معتقدم سطح برخی هنجارشکنیها نسبت به چند سال گذشته افزایش یافته است؛ زیرا در ابتدا واکنش جدی نسبت به برخی رفتارها و دیالوگها صورت نگرفت و همین مسئله به مرور باعث عادیسازی آن شد. با این حال، مخاطب همواره از آثار باکیفیت و فاخر استقبال میکند و باید به برنامهسازان فرصت داده شود تا آثار ارزشمند تولید کنند. موفقیت یک اثر صرفاً در تعداد مخاطبان خلاصه نمیشود، بلکه باید مخاطب هدف را نیز در نظر گرفت. ممکن است پنج درصد مخاطب برای شبکهای تخصصی مانند شبکه چهار، ارزشی متفاوت با پنج درصد مخاطب شبکه سه داشته باشد. اگر اثری تولید شود که سازندگان آن بعدها بتوانند با افتخار از آن یاد کنند، آن اثر موفق بوده است.
افرادی هم که می گویند هیچ اعتقادی نداریم، قطعا معتقد هستند
وی همچنین با انتقاد از وضعیت برخی تولیدات رسانهای خاطرنشان کرد: ما نسبت به بخشی از آثار تولیدشده چه در تلویزیون و چه در پلتفرمها انتقاد داریم. در گذشته تلویزیون مجموعههایی مانند «پایتخت» و پیشتر از آن آثار ماندگاری از مرحوم علی حاتمی همچون «مادر» را تولید میکرد و نسل امروز نیز توانایی خلق چنین آثاری را دارد. بخشی از مشکلات موجود به مسائل اقتصادی بازمیگردد، اما بخش مهمتر به موضوع باور مربوط است. در آغاز تولید هر اثر باید از خود بپرسیم چرا مخاطب باید زمان خود را صرف تماشای این برنامه کند؟ دلیل ماندگاری بسیاری از سریالهایی که امروز از شبکه آیفیلم بازپخش میشوند نیز همین است؛ آثاری که در زمان تولیدشان صادقانه و درست ساخته شدند و به همین دلیل هنوز برای مخاطب باورپذیر هستند.
پورصباغیان درباره تجربههای شخصی خود در حوزه برنامهسازی نیز گفت: در موضوعاتی همچون فرزندآوری و ازدواج فعالیت داشتهام و همواره پیش از آغاز کار از خود پرسیدهام که این مسئله تا چه اندازه دغدغه واقعی من است. در برنامه «زوجی نو» و همچنین برنامه «کودکشو» درباره انتخاب مجری چالشهای جدی وجود داشت. حتی در مقطعی قرار بود خانم بهنوش بختیاری اجرای «کودکشو» را برعهده داشته باشند و تیزر برنامه نیز تولید شده بود، اما این پرسش مطرح شد که فردی که خود تجربه مادری ندارد، چگونه میتواند ارتباطی عمیق با فضای برنامه برقرار کند. همچنین در برنامه «از مامان بگو» نیز زمانی که خانم زهرا شوقی حضور داشتند، در جلسه دفاع از ایشان مطرح کردم که هرچند ایشان مادر نیستند، اما نگاه و حس مادرانه در شخصیتشان وجود دارد و مخاطب این موضوع را بهخوبی درک میکند. مخاطب به سرعت صداقت یا عدم صداقت را تشخیص میدهد و اگر به برخی آثار خارجی علاقهمند میشود، به این دلیل است که در جایی از روایت یا شخصیتها با آن ارتباط برقرار کرده است.
برنامه ریزی از منظر من یک امر کاملا مقدس است. کسی که برنامه سازی می کند، شرعا، عرفا، اخلاقا و قانونا باید پاسخگو باشد به این معنا که من برنامه ای می سازم، مفروض بر اینکه یک میلیون نفر می خواهند آن را ببینند، بنابراین یک میلیون ساعت وقت مردم را می گیرم، پس ته آن چه چیزی می خواهم به مردم بگویم. تهش می خواهم به خدای خودم چه جوابی بدهم. برنامهسازی برای من یک امر مقدس است
این کارگردان در ادامه سخنان خود با اشاره به تجربه ساخت برنامه «خانه جلال» اظهار کرد: در سال ۱۴۰۱ برنامهای با عنوان «خانه جلال» از شبکه نسیم روی آنتن داشتیم که در خانه جلال آلاحمد و سیمین دانشور در دزاشیب ضبط میشد. روز نخست که برای بازدید لوکیشن وارد آن خانه شدم، به دستیارم گفتم هر کسی که وارد این فضا شود، شاعر خواهد شد. جالب آنکه بعدها تقریباً تمام مهمانان برنامه نیز دقیقاً همین حس را بیان میکردند. این پرسش مطرح میشود که آیا مصالح و متریال آن خانه ویژگی متفاوتی داشت؟ قطعاً چنین نبود؛ بلکه انسانها از اثر وجودی خود، حس و حال خاصی را در فضا منتشر میکنند و برخی مکانها حامل روح و هویت صاحبان خود هستند. وی افزود: من هر زمان وارد خانه مادریام میشوم، حتی از جریان باد در خانه متوجه میشوم که مادرم حضور دارد یا خیر. این حس، امری فراتر از ظاهر و کالبد فضاست و در برنامهسازی نیز دقیقاً همین مسئله اهمیت پیدا میکند.
پورصباغیان با تأکید بر جایگاه برنامهسازی در رسانه تصریح کرد: از نگاه من، برنامهسازی امری کاملاً مقدس است. کسی که وارد این حوزه میشود، از منظر شرعی، عرفی، اخلاقی و حتی قانونی باید نسبت به اثری که تولید میکند پاسخگو باشد. هنگامی که برنامهای ساخته میشود، فرض بر این است که شاید یک میلیون نفر آن را تماشا کنند؛ به این معنا که یک میلیون ساعت از وقت مردم صرف دیدن آن اثر خواهد شد. بنابراین برنامهساز باید از خود بپرسد که در پایان چه پیامی میخواهد به مخاطب منتقل کند و در نهایت در برابر خداوند چه پاسخی برای این میزان اثرگذاری خواهد داشت.
مسجد فقط عبادتگاه نیست؛ پناهگاه، پایگاه و محل حل مسئله است
وی در ادامه با تبیین نگاه خود نسبت به مفهوم مسجد گفت: از نظر من، مسجد صرفاً یک مکان عبادی نیست؛ هرچند در نخستین لایه، بیتردید جایگاه عبادت دارد، اما کارکردهای اجتماعی، فرهنگی و انسانی گستردهتری نیز برای آن قابل تعریف است. در دهههای ۶۰ و ۷۰ بسیاری از مردم زمانی که با مشکلی مواجه میشدند، به مسجد مراجعه میکردند و مسجد بهعنوان یک پناهگاه اجتماعی نقش پررنگی در زندگی مردم داشت. در دوران دفاع مقدس نیز مساجد محل آموزش، ساماندهی نیروها و اعزام رزمندگان به جبههها بودند و عملاً نقش یک پایگاه اجتماعی و فرهنگی را ایفا میکردند. امروز این کارکردها تا حدی کمرنگ شده و گاهی تنها در حد چند سکانس نمایشی به تصویر کشیده میشود. در حالی که همچنان افراد بسیاری با ظواهر و سبک زندگی متفاوت را میبینیم که در وقت نماز، ارتباط معنوی خود را حفظ میکنند و به عبادت میپردازند.
این تهیهکننده سینما در ادامه اظهار کرد: در رأس تمام برنامهها و آثار نمایشی، یک اصل اساسی وجود دارد و آن «قصه» و «روایت» است. انسان ذاتاً قصهدوست است و روایت در سرشت او قرار دارد. یکی شاهنامه، بوستان و گلستان میخواند و دیگری رمانی معاصر مانند «ملت عشق» را دنبال میکند، اما در نهایت آنچه مخاطب را جذب میکند، روایت درست و جذاب است. هنگامی که ریلگذاری روایت بهدرستی انجام شود، دیگر موضوع اثر اهمیت درجه دوم پیدا میکند. برای مثال اگر درباره فیلم «یه حبه قند» پرسش شود، مخاطب ابتدا شخصیتها و روابط انسانی آن را به خاطر میآورد و یا وقتی نام «زخم کاری» مطرح میشود، پیش از هر چیز تصویر بازیگر و فضای قصه در ذهن تداعی میشود. مردم قصه را دوست دارند و انتخاب نام، فرم اجرا، جنس روایت و حتی بازیگران، بخشی از سلیقه و خلاقیت برنامهساز محسوب میشود.
ما در رسانه کار می سازیم و اصلا برایمان مهم نیست چه کسانی برنامه ما را می بینند در صورتی که در دنیا این گونه نیست. دغدغه آدم ها با یکدیگر متفاوت است اما وقتی آدم ها مشکلات و دردهای خود را در آنتن می بینند، قطعا ترغیب می شوند.
وی با اشاره به برخی تولیدات تلویزیونی خاطرنشان کرد: اخیراً مجموعهای با عنوان «کلانتری یازده» از تلویزیون پخش میشد که با وجود نداشتن چهرههای مشهور و سلبریتی، به دلیل قصه مناسب و قرار گرفتن در زیستبوم کرمان، برای مخاطب جذاب بود. به اعتقاد من، بخش عمدهای از وضعیت امروز رسانه به عملکرد خود اهالی رسانه بازمیگردد. گاهی ما صرفاً اثری تولید میکنیم، بدون آنکه برایمان مهم باشد چه کسانی آن را تماشا میکنند، در حالی که در دنیا مخاطبشناسی یک اصل جدی است. دغدغهها و مسائل انسانها با یکدیگر تفاوت دارد، اما زمانی که افراد دردها و مسائل زندگی خود را در قاب رسانه ببینند، طبیعتاً با آن اثر ارتباط برقرار میکنند. مسجد نیز همانند آثاری نظیر «مهمان مامان» میتواند زیستبوم اصیل ایرانی ـ اسلامی را به شکلی زیبا و باورپذیر نمایش دهد؛ چراکه این مفاهیم بخشی از تمدن و هویت تاریخی ما هستند و هیچگاه از جامعه ایرانی جدا نبودهاند، هرچند برای بازنمایی درست آنها به ظرافت و خوشسلیقگی نیاز است.
پورصباغیان با اشاره به سوابق حرفهای خود بیان کرد: راهاندازی برنامه «کودکشو»، کارگردانی فصل سوم و چهارم «کتابباز»، کارگردانی «زوجی نو» و «به اضافه مثبت» و همچنین تهیهکنندگی و کارگردانی «خانه جلال» از جمله فعالیتهای حرفهای بنده بوده است. در حال حاضر نیز مسابقه تلویزیونی «دو نقطه» از شبکه دو سیما روی آنتن قرار دارد.
نظر شما