نقش‌آفرینی فرمانداران و بخشداران زن در مدیریت میدانی جنگ

روایت شش فرماندار و بخشدار زن از مناطق مختلف کشور در جنگ تحمیلی سوم و جنگ آمریکایی–صهیونی علیه ایران نشان می‌دهد مدیریت شرایط جنگی در این دوره با حضور میدانی حکمرانان محلی، اتکا به توان و حضور مردم و کنترل هم‌زمان شرایط امنیتی و معیشتی همراه بوده است.

به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از وزارت کشور، در جنگ تحمیلی سوم و جنگ آمریکایی–صهیونی علیه ایران، یکی از مهم‌ترین ابعاد، نقش مدیران محلی در اداره میدانی بحران و شرایط جنگی است. در این دوره، فشارها فقط در سطح نظامی خلاصه نمی‌شد، بلکه هم‌زمان مجموعه‌ای از چالش‌های امنیتی، اقتصادی، خدماتی و سلامت روان را در سطح شهرها و شهرستان‌ها را پیش روی حکمرانان محلی قرار داده بود. 

در چنین شرایطی، فرمانداران و بخشداران، از جمله مدیران زن در استان‌های مختلف، در خط مقدم مدیریت روزمره بحران قرار گرفتند؛ جایی که تصمیم‌گیری باید سریع، دقیق و به اقتضای نیازهای مردم انجام می‌شد.

مرور تجربه تعدادی از فرماندار و بخشدار زن در نقاط مختلف کشور نشان می‌دهد که مدیریت بحران در این دوره، بیش از آنکه یک شرح وظیفه معمول اداری باشد، به یک تجربه میدانی و انسانی تبدیل شده بود؛ تجربه‌ای که در آن، ارتباط مستقیم با مردم، حضور در صحنه و استفاده از ظرفیت‌های محلی، نقش اصلی را در کنترل شرایط ایفا می‌کرد.

عصمت محمددوست – فرماندار خمام (استان گیلان)

عصمت محمددوست، فرماندار خمام، تجربه خود را از زاویه مدیریت ورود گسترده خانواده‌های آواره و مسافران روایت می‌کند. در این شهرستان، با آغاز بحران، با توجه به فرارسیدن ایام نوروز و آغاز سفرهای نوروزی، تعداد زیادی از خانواده‌ها از استان‌های مختلف به شهرستان خمام آمدند و همین موضوع فشار بر ظرفیت‌های اقامتی و خدماتی ایجاد کرد.

به گفته او، استفاده از خانه‌مسافرها، اماکن اقامتی و ظرفیت‌های مردمی نقش مهمی در کنترل شرایط داشت، اما آنچه بیش از همه اهمیت داشت، حفظ آرامش روانی خانواده‌ها بود. بسیاری از این افراد با اضطراب و نگرانی وارد منطقه شده بودند و نیاز اصلی آنان، احساس امنیت و ثبات بود.

محمددوست به خانواده‌ای از سیرجان اشاره می‌کند که پدری فقط با چند مدرک هویتی و یک تصویر در گوشی‌اش از خانه و باغ پسته‌اش به خمام آمده بود؛ خانه‌ای که دیگر وجود نداشت و او در وضعیت کاملاً سردرگم و بی‌پناه قرار داشت.

فرماندار خمام در ادامه می‌گوید کنار این خانواده نشستند، صحبت کردند و با کمک دهیاری و شهرداری، وسایل اولیه زندگی برایشان فراهم شد و در نهایت در محل آرام‌تری اسکان داده شدند.

او تأکید می‌کند که در چنین شرایطی، حضور مستقیم مدیران در میدان و ارتباط نزدیک با مردم، نقش مهمی در ایجاد اعتماد و آرامش عمومی دارد.

خدیجه جشن‌پرور – فرماندار روانسر (استان کرمانشاه)

خدیجه جشن‌پرور، فرماندار روانسر، از شهرستانی می‌گوید که به‌طور مستقیم تحت حملات موشکی و پهپادی قرار گرفت و در مدت کوتاهی بخشی از زیرساخت‌های آن آسیب دید. در این شرایط، مدیریت بحران به‌صورت کاملاً میدانی و لحظه‌ای انجام شد.

او به بازسازی سریع زیرساخت‌هایی مانند پل ارتباطی، شبکه برق، آب و گاز اشاره می‌کند؛ اقداماتی که با همکاری دستگاه‌های اجرایی و در زمان کوتاه انجام شد و مانع از اختلال طولانی در زندگی مردم گردید.

در کنار این موضوع، تأمین امنیت غذایی و پایداری تولید نیز اهمیت ویژه‌ای داشت و تلاش شد زنجیره تأمین کالاهای اساسی در استان بدون وقفه ادامه پیدا کند. مشارکت مردم و گروه‌های محلی نیز در این روند نقش مهمی داشت.

محبوبه کرمی – بخشدار کیش

محبوبه کرمی، بخشدار کیش، از روزهایی می‌گوید که در آغاز بحران، حجم خبرها و ابهام نسبت به شرایط، فضای عمومی کشور را تحت تأثیر قرار داده بود. به گفته او، در ساعات ابتدایی با تمهید لازم در شرایط اضطرار، بلافاصله ارتباط با مدیران محلی و مجموعه‌های اجرایی آغاز شد و روند مدیریت وضعیت شکل گرفت.

کرمی، بخشدار کیش در کنار این تجربه‌ها، به نقش رسانه‌ها در روایت دقیق و بدون تحریف وقایع اشاره می‌کند و آن را یکی از عناصر مهم مدیریت افکار عمومی در بحران می‌داند.

رعنا قربانی – فرماندار پلدشت (آذربایجان غربی)

رعنا قربانی، فرماندار پلدشت، شرایط این شهرستان مرزی را در روزهای بحران چنین توصیف می‌کند: اگرچه منطقه مستقیماً هدف حمله قرار نگرفت، اما به‌دلیل موقعیت جغرافیایی، با حجم بالای رفت‌وآمد و حضور خانواده‌های جابه‌جا شده مواجه شد.

در این وضعیت، مهم‌ترین مسئله حفظ نظم عمومی و تأمین نیازهای روزمره مردم بود. به گفته او، نانوایی‌ها، بازار و شبکه توزیع کالا با همراهی مردم توانستند شرایط را متعادل نگه دارند.

فرماندار پلدشت به مردمی در روستاهای مرزی اشاره می‌کند که هر روز به مرزبانان مراجعه می‌کردند و اصرار داشتند «شما کمی استراحت کنید، ما جای شما در پست می‌ایستیم» و برای نیروهای مرزبانی غذای گرم، لباس گرم و امکانات اولیه می‌آوردند.

قربانی همچنین به نقش مردم روستاهای مرزی اشاره می‌کند که به‌صورت داوطلبانه در کنار نیروهای مرزبانی قرار گرفتند و از آنان حمایت کردند. در کنار این‌ها، روایت‌های انسانی از خانواده‌های شهدا نیز بخش مهمی از تجربه این روزها را شکل می‌دهد.

همچنین به مادری اشاره می‌کند که فرزندش شهید شده بود و در مراسم تشییع گفت: «افتخار می‌کنم که یکی از دو فرزندم را تقدیم کشورم کردم» و بعد از آن هم در مراسم دیگر شهدا حضور پیدا می‌کرد.

بلقیس حسینی – فرماندار امیدیه (استان خوزستان)

بلقیس حسینی، فرماندار امیدیه، تجربه خود را بر پایه حضور گسترده و خودجوش مردم در میدان بحران توصیف می‌کند. به گفته او، در روزهای بحران، مردم بدون دعوت یا هماهنگی رسمی، خودشان مسئولانه در صحنه حاضر شدند و در کنار مجموعه‌های اجرایی قرار گرفتند.

در امیدیه، با وجود فشارهای ناشی از شرایط جنگی در اطراف منطقه، مردم شهر را ترک نکردند و همین موضوع به حفظ ثبات اجتماعی کمک کرد. در کنار آن، نقش زنان در فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و حمایتی بسیار پررنگ بود و در بسیاری از موارد، بخش مهمی از کارهای پشتیبانی را بر عهده داشتند.

فرماندار امیدیه همچنین به نمونه‌هایی از کمک‌های مردمی اشاره می‌کند که نشان‌دهنده سطح بالای همبستگی اجتماعی در این دوره بوده است.

او به حادثه‌ای اشاره می‌کند که در آن دختر کوچکی به نام «ایلما» فقط دو سال و نیم داشت و در جریان آوار ناشی از حمله جان خود را از دست داد.

حسینی در ادامه به برادر این کودک، «ایمان»، اشاره می‌کند که روی سن رفت، پرچم ایران را در دست داشت و با صدای بغض‌آلود گفت: «نذارید پرچم پایین بیفته.»

شهلا تاجفر – فرماندار ماکو (آذربایجان غربی)

شهلا تاجفر، فرماندار ماکو، بر اهمیت آمادگی پیش از بحران تأکید دارد. به گفته او، از همان روزهای ابتدایی با توجه به موقعیت مرزی شهرستان، برنامه‌ریزی برای شرایط احتمالی اختلال در زیرساخت‌ها آغاز شد.

او در بخشی از روایت خود به اقدامات پیش‌دستانه برای تأمین نان در شرایط احتمالی بحران اشاره می‌کند و می‌گوید از همان ابتدا تنورهای قدیمی روستاها دوباره فعال شدند. به گفته او، در کنار این اقدام، نانوایی‌ها نیز به سمت دوگانه‌سوز شدن رفتند تا در صورت قطع گاز یا برق، امکان پخت نان از بین نرود.

در ادامه توضیح می‌دهد که برای همین تنورهای سنتی نیز سهمیه آرد جداگانه در نظر گرفته شد تا در شرایط اضطراری، پخت نان در روستاها متوقف نشود و مردم حتی در سخت‌ترین وضعیت‌ دغدغه تأمین نان نداشته باشند

تاجفر همچنین به همبستگی اجتماعی و قومی در ماکو اشاره می‌کند؛ جایی که در روزهای بحران، تفاوت‌ها کمرنگ شد و نوعی همراهی عمومی شکل گرفت. در این میان، بازگشت مردم به کشور از مرز، به جای خروج از آن، برای او نشانه‌ای از اعتماد به فضای داخلی و احساس امنیت در وطن بود.

این چند روایت از فرمانداران و بخشداران زن در جریان جنگ تحمیلی سوم و جنگ آمریکایی–صهیونی علیه ایران، تنها بخشی از شیوه مدیریت بحران در سطح محلی به واسطه انسجام ملی در کنار تفویض اختیار به مدیران محلی را ارائه می‌دهد. در همه این تجربه‌ها، چند نکته مشترک دیده می‌شود؛ حضور نزدیک مدیران در میدان، اتکا به ظرفیت‌های مردمی، توجه هم‌زمان به ابعاد امنیتی و معیشتی، و نقش پررنگ زنان در مدیریت اجتماعی بحران.

در مجموع، آنچه از این تجربه‌ها به دست می‌آید این است که مدیریت بحران در شرایط پیچیده امروز، بیش از آنکه صرفاً به ساختارهای رسمی وابسته باشد، به کیفیت ارتباط با مردم، سرعت تصمیم‌گیری و توانایی فعال‌سازی سرمایه اجتماعی گره خورده است؛ موضوعی که در رویکرد خدمت رسانی فرمانداران و بخشداران زن دولت چهاردهم برجسته است.

کد خبر 1883455

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha