خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: اقتصاد جهانی در دهههای گذشته بر پایه جهانیسازی، آزادی تجارت و وابستگی متقابل کشورها شکل گرفته بود، اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که این الگو بهتدریج جای خود را به منطق رقابت امنیتی و سیاسی داده است؛ منطقی که در آن، تجارت، فناوری، انرژی و حتی زنجیرههای تأمین، به ابزارهای قدرت و فشار میان کشورها تبدیل شدهاند.
آمارهای اقتصادی سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که افزایش تنشها در مناطق حساس جهان، اقتصاد بینالمللی را در معرض شوکهای گسترده قرار داده و ملاحظات امنیتی را بر اولویتهای اقتصادی حاکم کرده است.
در چنین فضایی، مفهومی با عنوان «نظامیسازی اقتصاد جهانی» بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته؛ مفهومی که بیانگر پیوند فزاینده اقتصاد با محاسبات راهبردی و امنیتی است.
نظامیسازی اقتصاد جهانی چیست؟
نظامیسازی اقتصاد جهانی به معنای افزایش وابستگی فعالیتهای اقتصادی به ملاحظات نظامی و امنیتی است؛ بهگونهای که دولتها، شرکتها، زنجیرههای تأمین، فناوری، انرژی و حتی تجارت بینالمللی، بیش از پیش تحت تأثیر رقابت و تقابل قدرتهای بزرگ قرار میگیرند. در این شرایط، اقتصاد دیگر تنها بر پایه کارایی و سودآوری عمل نمیکند، بلکه بخشی از ساختار امنیت ملی کشورها به شمار میرود.
این روند چگونه شکل گرفت؟
پس از پایان جنگ سرد، جهان وارد دورهای از جهانیسازی شد؛ دورهای که بر گشایش بازارها، آزادی تجارت و وابستگی اقتصادی متقابل میان کشورها استوار بود. اما طی یک دهه اخیر، مجموعهای از تحولات مهم، این معادله را تغییر داد؛ از جمله:
- صعود اقتصادی چین
- جنگ تجاری چین و آمریکا
- همهگیری کرونا
- جنگ روسیه و اوکراین
- تنشهای هند و پاکستان
- تنشهای چین و تایوان
این تحولات باعث شد کشورها به وابستگی اقتصادی نه بهعنوان فرصت، بلکه بهعنوان نقطه ضعف نگاه کنند؛ ضعفی که میتواند به ابزاری برای فشار و جنگ تبدیل شود. به همین دلیل، اقتصاد جهانی بهتدریج با منطق قدرت و نفوذ اداره میشود.
مهمترین جلوههای نظامیسازی اقتصاد جهانی
امروزه نشانههای این روند را میتوان در حوزههای مختلف مشاهده کرد؛ از تحریمها و فناوری گرفته تا انرژی، غذا و زنجیرههای تأمین.
۱- تحریم اقتصادی؛ سلاح جدید جنگها
تحریمهای اقتصادی به یکی از ابزارهای اصلی جنگ مدرن تبدیل شدهاند. مسدودسازی داراییها، محدودیت صادرات، حذف از نظام بانکی جهانی و ممنوعیتهای فناورانه، اکنون بخشی از ابزارهای فشار قدرتهای بزرگ هستند.
تحریمهای گسترده غرب علیه روسیه پس از جنگ اوکراین و نیز تحریمهای آمریکا علیه ایران و برخی شرکتهای چینی، از مهمترین نمونههای این رویکرد به شمار میروند.
۲- جنگ فناوری
فناوری امروز دیگر تنها یک حوزه اقتصادی نیست، بلکه به مسئلهای مرتبط با امنیت ملی تبدیل شده است؛ بهویژه در زمینههایی مانند تراشههای الکترونیکی، هوش مصنوعی، شبکههای ارتباطی و امنیت سایبری.
محدودیتهای آمریکا برای صادرات تراشههای پیشرفته به چین و فشارهای اعمالشده علیه شرکتهایی مانند «هواوی»، بخشی از این جنگ فناورانه است.
۳- بازطراحی زنجیرههای تأمین
در نظم جدید اقتصادی، مفهوم «تأمینکننده ارزانتر» جای خود را به «شریک مطمئن سیاسی» داده است. کشورها اکنون ترجیح میدهند زنجیرههای تأمین و سرمایهگذاریهای خود را به کشورهای همپیمان یا دوست منتقل کنند، نه به رقبای ژئوپلیتیکی.
بر همین اساس، آمریکا بخشی از تولیدات خود را از چین به کشورهایی مانند مکزیک، ویتنام و هند منتقل کرده است. از دل این رویکرد، مفاهیمی مانند «زنجیره تأمین متحدان» و «اقتصاد امن» شکل گرفتهاند.
۴- تسلیح انرژی و غذا
یکی از مهمترین جلوههای نظامیسازی اقتصاد، استفاده از انرژی و غذا بهعنوان ابزار فشار سیاسی است.
امروز نفت، گاز، برق، گندم، غلات، کودهای شیمیایی و حتی منابع آب، دیگر فقط کالاهای اقتصادی نیستند؛ بلکه به ابزارهای نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند.
کشورهای تولیدکننده انرژی یا دولتهایی که بر مسیرهای انتقال انرژی تسلط دارند، میتوانند از طریق قطع صادرات، افزایش قیمتها، تحریم یا کنترل خطوط لوله و گذرگاههای دریایی، فشار سیاسی وارد کنند.
بحران گاز روسیه و اروپا، نقش نفت در جنگهای خاورمیانه و اهمیت گذرگاههایی مانند تنگه هرمز، کانال سوئز و بابالمندب، نمونههایی از این واقعیت هستند. هرگونه اختلال در این مناطق میتواند اقتصاد جهانی را با بحران روبهرو کند.
غذا نیز اکنون بخشی از معادلات قدرت است. جلوگیری از صادرات غلات، انحصار بازار کودهای شیمیایی، محاصره بنادر و کنترل منابع آب، از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند امنیت غذایی کشورها را تهدید کنند.
کارشناسان معتقدند تشدید بحرانهای ژئوپلیتیکی، تغییرات اقلیمی و اختلال در زنجیرههای تأمین، روند تسلیح انرژی و غذا را در سالهای اخیر سرعت بخشیده است.
۵- افزایش بیسابقه هزینههای نظامی
افزایش تنشهای جهانی باعث جهش هزینههای دفاعی نیز شده است. هزینه نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲.۸۴ تریلیون دلار رسید که رشدی ۲.۹ درصدی را نشان میدهد.
این روند موجب گسترش صنایع نظامی، رشد شرکتهای تسلیحاتی، افزایش سرمایهگذاری در هوش مصنوعی نظامی و تشدید رقابت تسلیحاتی در حوزه فناوری شده است. حتی برآوردها نشان میدهد بودجه نظامی آمریکا در سال ۲۰۲۷ ممکن است به ۱.۴ تریلیون دلار برسد.
در شرایط کنونی، تجارت، انرژی و فناوری دیگر صرفاً ابزارهای رشد اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از موازنه بازدارندگی و رقابت میان قدرتهای جهانی به شمار میروند.
امروز کشورها همانگونه که با قدرت نظامی رقابت میکنند، با ابزارهای مالی، فناورانه و تجاری نیز وارد میدان تقابل شدهاند؛ روندی که این پرسش مهم را مطرح میکند: آیا جهان وارد مرحلهای از نظامیسازی اقتصاد شده که میتواند زمینهساز جنگهایی بیپایان باشد؟
نظر شما