روایتی کوتاه از دیدار با خانواده شهید جنگ رمضان «سید محمد مهدی عرب»

اعضای کانون فرهنگی هنری شهید افتخاری با حضور در منزل خانواده شهید  والامقام «سید محمد مهدی عرب» دیدار وگفتگو کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از سمنان؛ اعضای کانون فرهنگی هنری شهید افتخاری، دعوت شدیم برای دیدار با خانواده «شهید سید محمد مهدی عرب»   واقعا چیزی در وجودم می‌گوید خوده این شهدا می‌دانند در قلب ما چه می گذرد؛ قسمت نبود در تشییع این شهید والامقام شرکت کنم ولی خدا می داند دوست داشتم دیداری با خانواده ایشان داشته باشم و عرض ادبی کنم.

هنگام ورود چیزی که نظر مرا جلب کرد روی خوش پدر و روحیه بالای ایشان بود که با خونگرمی و مهربانی همه را به منزل دعوت می‌کرد گویا خدا صبری عظیم به ایشان داده بود، مادر گرانقدر شهید هم به همین صورت بودند گرچه داغ پسر دیده بود ولی همچنان استوار و محکم بودند.

پدر شهید می‌گفت:  سید محمدمهدی خیلی مشتاق بوده که ازدواج کند و قبل از اعزام به جزیره لاوان برای ایشان خواستگاری رفته و مقدمات ازدواج را فراهم کرده بودیم، قرار بود بعد از برگشت ازین مأموریت رخت دامادی بر تن کند.

پدر در ادامه با بغضی در گلو ادامه داد به سید مهدی گفتم ان‌شاءالله این سری که برگشتی مقدمات دامادیت را فراهم می کنم.

شش هفت ساعت مانده بود ماموریتش تمام شود دیدم تلفن زنگ خورد و شماره خوده سید مهدی است. دیدم بله خودش است گفت پدر ما با چند تا از رفقا به بندرعباس آمده ایم تا حمامی کنیم و در ادامه گفت بابا فردا شیفت ما تمام می شود و  برمی گردیم چون بلیط مستقیم به شاهرود نبود، بلیط مشهد گرفتیم می رویم مشهد زیارتی می کنیم و بعد می آییم.

پدر  ادامه داد: شب، خود من هم در مأموریتی بودم نیمه های شب دلم خیلی جوش می زد و ناآرام بودم تا صبح صبر کردم، صبح مادر سید محمدمهدی با من تماس گرفت و در حالی که گریه می کرد گفت زود به خانه بیا خبر داده اند که سید محمدمهدی شهید شده.

وقتی به منزل رسیدم دیدم امام جمعه و فرمانده سپاه هم  آمد با دیدن آنها مطمئن شدم که سیدمحمدمهدی دیگه شهید شده است، من به مادرش گفتم شیرینی آماده کن پسرم بالاخره داماد شد.

پدر گفت می‌دانم رزق شهادت را از نماز اول وقتش و احترام به بزرگترها گرفت.

پدرسید محمدمهدی در ادامه گفت: فرمانده سید محمدمهدی طی تماسی از مشهد  به من گفت که چون شهدای جزیره لاوان زیاد هستند باید شهید شما هم همراه بقیه به مشهد برود تا شناسایی شود، گفت اجازه هست پیکر شهید را به مشهد ببریم گفتم اگر بدنش سالم است لباسش را که کنترل کنید می بینید که خودش بلیط مشهد هم گرفته بود، قسمت بوده برای آخرین بار به زیارت امام رضا علیه السلام برود. گفتند توسط خدام امام رضا علیه السلام طواف خیلی خوبی داده شدند و با امام  وداع کردند.

پدر سید محمدمهدی گفت: تشییع هم خیلی عجیب بود چون فرمانده گفته بود میزان مجروحیت بدن زیاد است و نباید بیش از دو ساعت بماند با خودم گفتم خود شهدا که زنده هستند حتما عنایت می کنند که اتفاقی نیفتد؛ ولی انگار خوده شهید دوست داشت با بیشتر مردم آخرین وداع را انجام دهد در بخش های مختلف شهرستان تشییع با شکوهی شد و در محله مادری خود مزار باغزندان آرمیدند. روحشان شاد

آری امثال سید مجمدمهدی ها رفتند تا ما بتوانیم همچنان سرمان را بالا بگیریم و بگوییم ما یک ایرانی با غیرت هستیم و نمی‌گذاریم ذره ای از این خاک مقدس به دست اجنبی بیفتد.

کد خبر 1879810

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha