محفل ادبی «رواق خدمت» در بیرجند برگزار شد

به مناسبت دهه کرامت محفل ادبی «رواق خدمت» به همت حوزه هنری خراسان جنوبی با حضور تعدادی از شاعران در بیرجند برگزار شد.

خبرگزاری شبستان_ خراسان‌جنوبی؛ دهه کرامت، فاصله‌ای نورانی میان ولادت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها و ولادت امام رضا علیه‌السلام فرصتی ارزشمند برای ترویج فرهنگ مهرورزی، کرامت انسانی و خدمت به دیگران است. این ایام با یادآوری سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام به‌ویژه در توجه به نیازمندان، تکریم انسان‌ها و گسترش معنویت در جامعه، می‌تواند الهام‌بخش برنامه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و خیرخواهانه باشد.
دهه کرامت نه‌تنها زمان بزرگداشت دو شخصیت برجسته دینی است، بلکه مجالی برای بازاندیشی در رفتارهای فردی و اجتماعی بر پایه ارزش‌های اخلاقی و انسانی به‌شمار می‌آید. به مناسبت دهه کرامت به همت حوزه هنری خراسان جنوبی محفل ادبی «رواق خدمت» برگزار شد، در ادامه اشعار تعدادی از شاعران آمده است.
علی اکبر حسامی یکی از شاعران پیشکسوت بیرجند در این محفل ادبی به بیان اشعار زیبای خود با عنوان «ستاره قم» پرداخت که بخشی از اشعار در ادامه آمده است؛
ستاره‌ای که به قم آفتاب می‌بخشد
کریمه‌ای است که دیبای ناب می‌بخشد
 اگر هوای وصال بهشت را داری 
به هدیه حضرت عالی، جناب می‌بخشد
 بیا که کوثر و تطهیر و منزلت اینجاست
 به زائران حرم بی‌حساب می‌بخشد
 شکوه مرقد او چون بهشت طوس
امشب به عاشقان حریمش ثواب می‌بخشد
 به بوستان دلت آسمان رحمت او 
صفای فطرت باران سحاب می‌بخشد 
هزار چشمه جوشان معرفت اینجا 
به عارفان حقیقت گلاب می‌بخشد
 به یُمن مَقدم او هر گلی که عاشق اوست
به دختران عزیزش حجاب می‌بخشد
 بیا که مرقد معصومه دختر زهرا (س)
چو جد خویش به پیر و شباب می‌بخشد
چه حکمتی است در این بارگاه با عزت 
که هرچه ناسره را انقلاب می‌بخشد
 امید شعر حسامی به اهل بیت(ع)بود 
به شام ظلمت او ماهتاب می‌بخشد
 به صبح صحنه‌ی محشر که تشنه کام شوی
 عزیز فاطمه، معصومه آب می‌بخشد
در ادامه رفعت حسنی یکی دیگر از شاعران بیرجند به سرودن اشعار خود پرداخت که در زیرآمده است؛
 به شرح زیر جانم به فدای حضرت معصومه(س)
 دل صحن و سرای حضرت معصومه (س)
 حور و ملک و شاه و گدا همواره 
 مجذوب عطای حضرت معصومه(س)
 فخر است به عالم که منم یک بانو
 در زیر لوای حضرت معصومه (س)
خادم که چه با نیم نگاهش هستم
پیوسته گدای حضرت معصومه (س)
شایسته بود اگر بکوبم دستی 
جانانه برای حضرت معصومه (س)
با لطف برادرش رضا سرشارم 
از لطف و صفای حضرت معصومه (س)
 مهمان رضا بود و رضا شد به قضا
 قربان وفای حضرت معصومه (س)
 از شهر مدینه تا به ایران مانده است
 در قم رد پای حضرت معصومه (س)
خواهم که نفس کِشم تمام عمرم 
در حال و هوای حضرت معصومه (س)
لایق به کنیزی اش نبودم کو تا
لایق به لقای حضرت معصومه(س)
 شایسته بود اگر بکوبم دستی
 جانانه برای حضرت معصومه(س) 
من دختر ایرانم و دختر دارم 
در نزد خدای، فخر دیگر دارم
با چادر زیبای سرم از بانو 
یک برگه جوازِ حوض کوثر دارم
 دختر که نگو، دختر نجمه خاتون
 از او حرمی درون کشور دارم
 او فاطمه است و طاهره، مرضیه
 راضیه و... تاج بر سر دارم
اشعار فاطمه مریم حسامی با عنوان شبم عشق در زیر آمده است؛
از کمال کرمت آیه چو باران می‌ریخت
 از حریم حرمت عطر بهاران می‌ریخت
شبنم عشق تو بر صفحه گلبرگ دلم
 چون نسیم سحری گل به گلستان می‌ریخت
 زیر گلدسته امواج هزاران زائر
 صوت تسبیح، چو آوای هَزاران می‌ریخت
بانک نقاره و آوای خوش مازنه‌ها 
شور حالی به دل بی سر و سامان می‌ریخت 
صحن و ایوان طلا و در سقاخانه
کرم و لطف به هر مکتب پریشان می‌ریخت
 رأفت لطف تو بر جان هزاران موجود
همزمان بر سر آهوی بیابان می‌ریخت
تکیه بر هر دری از صحنه و سرایت به یقین 
بر تن زائر دل مرده‌ی خود جان می‌ریخت
پرتو شمس و قمر بر سر ذرات وجود
 از فروغ حرم شاه خراسان می‌ریخت
 رشته بسته قلبم به ضریح و حرمش
همچو ذرات که از مهر درخشان می‌ریخت
چشم و دل گر بگشایی همه جا فردوس است
 با بصیرت نگری آیه قرآن می‌ریخت
اشعار حسن ساجدی یکی دیگر از شاعران بیرجند در ادامه آمده است؛
بود در  قم گلی، از حضرت دوست 
یکی از شمس های، عصمت دوست 
اگر  آید ز آنجا، بوی  رضوان 
بدان بابی  بود، از جنت  دوست 
به  دیوار و  در، این  روضه ی نور  
روایاتی  بود از  عترت دوست 
بود او  دختر ، موسی بن جعفر (ع)
نشانی از  بتول و آیت دوست   
بود او عمه‌ی سادات و الگو 
کریمه هست و نامش زینت دوست 
بود دّری  ز دریای  ولایت  
عزیز مومنین و عّزت دوست 
بود او  (ساجدی) یاقوت شیعه    
نمادی از حجاب و عفت دوست
اشعار حسین محمددوست( شیدا) یکی از شعرای بیرجند در ادامه آمده است؛
دلم پر میزند همچون کبوتر 
به گرد روضه ات شمس منور
خجسته روز میلادت رضا(ع)جان
تو را حس میکنم از روی باور
ندارم محرمی تا راز گویم 
از این دل آگهی ای ذره پرور
مداوا میکنی هر لاعلاجی
طبیب لا علاجانی تو آخر
ندارم پیش پایت اعتباری
سراغت آمدم با دیده تر
دل ناشاد من را شاد گردان
تورا جوید دلم امید برتر
ز خدام توام تا آخر عمر
که دریابی مرا در روز محشر
شود یک لحظه دیدارت نصیبم
دلم لبریز غم در خون شناور
مرا آزاد کن از بند نفسم
تو سلطانی و من پیش تو نوکر
رضا(ع) جانم مرا دریاب آقا
زمانی که مرا گور است بستر
غلامت هستم و( شیدای) کویت
به فریادم برس ای مهر گستر
کد خبر 1879194

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha