خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: صبحی آرام، یکی از روستاهای مرزی را در بر گرفته است؛ جایی که کشاورزی پس از شبی طولانی از بمباران، به زمینش سر میزند و مدرسهای در نزدیکی، چشمانتظار تصمیمی برای بازگشایی است. در دل این زندگی روزمره آمیخته با اضطراب، ناگهان نقشهای تازه به صحنه میآید؛ نقشهای که ارتش صهیونیستی منتشر کرده و با خطوطی رنگی، جغرافیای جنوب لبنان را بازتعریف میکند.
بر اساس ادعای تلآویو، این نقشه منطقه را به کمربندهای امنیتی مختلف تقسیم میکند که مهمترین آنها چیزی است که «خط زرد» نام گرفته است. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این صرفاً یک طرح نظامی فنی است، یا تلاشی جدید برای تغییر قواعد بازی و تحمیل واقعیتهایی تازه که با معادلات بازدارندگی مقاومت در تضاد قرار دارد؟
چه چیزی در جنوب لبنان تغییر کرده است؟
همزمان با سخن گفتن از آتشبس و میانجیگریهای منطقهای و بینالمللی، گزارشهایی از طرح استقرار نیروهای ارتش صهیونیستی در جنوب لبنان منتشر شده است.
این موضوع دیگر به توصیفهای مرزی محدود نیست، بلکه به تلاش برای ترسیم نوعی «کمربند امنیتی» در داخل خاک لبنان کشیده شده است.
در فضایی آکنده از تنشهای منطقهای، نهاد نظامی رژیم صهیونیستی میکوشد با انتشار این نقشه، از تحولات میدانی بهرهبرداری کرده و موانع امنیتی جدیدی ایجاد کند؛ هرچند این نقشهها نه وجاهت حقوقی دارند و نه از سوی لبنان به رسمیت شناخته میشوند.
نگاهی به گذشته؛ از اشغال تا بازدارندگی
تحولات امروز را نمیتوان جدا از گذشته فهمید. تاریخ جنوب لبنان نشان میدهد که ایده «مناطق حائل» نه تازه است و نه بیسابقه؛ بلکه بازتولید طرحهایی است که پیشتر شکست خوردهاند.
از دوران اشغال مستقیم اسرائیل و «نوار مرزی» گرفته تا بازگشت تاریخی مردم در سال ۲۰۰۰ و بازسازی پس از جنگ ۲۰۰۶، پیوندی عمیق میان مردم و سرزمینشان شکل گرفته است.
در این مسیر، مقاومت توانست جنوب لبنان را از منطقهای آسیبپذیر به جبههای با توازن بازدارندگی دقیق تبدیل کند؛ جایی که نقشههای اتاقهای عملیات نمیتوانند حافظه مردم و خون مدافعان را پاک کنند.
از «نوار مرزی» تا «خط زرد»
اسرائیل که همواره تلاش کرده نبرد را به خاک طرف مقابل منتقل کند، اکنون با مفاهیمی چون «خط زرد» یا «خط دفاع پیشرو» وارد میدان شده است. در روایت رسمی، هدف از این طرح ایجاد کمربندی امنیتی برای حفاظت از شهرکهای شمالی عنوان میشود.
اما در واقع، این تغییر واژگان بازتاب نگرانی عمیق تلآویو از افزایش توان محور مقاومت در جنوب است؛ تلاشی برای احیای همان تجربه شکستخورده «نوار مرزی»، اما اینبار با نامها و رنگهای تازه و البته به بهای نقض حاکمیت لبنان.
جزئیات نقشه پیشنهادی اسرائیل
بر اساس آنچه محافل نظامی رژیم صهیونیستی ارائه کردهاند، این نقشه سه سطح از کنترل فرضی را از شرق تا غرب، میان تپهها و درهها ترسیم میکند و حدود ۵۵ شهر و روستا را هدف قرار میدهد.
تقسیمبندی از «خط قرمز» در تماس مستقیم با مرز آغاز میشود، سپس به «خط زرد» میرسد که بین ۴ تا ۱۰ کیلومتر در داخل خاک لبنان امتداد دارد و در نهایت به منطقهای گستردهتر تا رود لیطانی، با عمقی نزدیک به ۳۰ کیلومتر ختم میشود.
این نقشه، صرفاً بازتاب نگاه یکجانبه ارتش صهیونیستی است و فاقد هرگونه پشتوانه حقوقی یا بینالمللی؛ تلاشی برای تقسیم جنوب لبنان به کمربندهای امنیتی با سطوح مختلف خطر است.
معنای این نقشه برای ساکنان مرزی
برای مردم روستاهای مرزی، این خطوط چیزی فراتر از رنگهایی روی کاغذ است. در روستاهایی که در محدوده «خط زرد» قرار گرفتهاند، پرسشهای ساده اما حیاتی مطرح است: آیا میتوان دوباره به برداشت زیتون بازگشت؟ مدرسه چه زمانی با امنیت باز میشود؟
تبدیل این مناطق به میدان عملیات، عملاً به معنای خفه کردن زندگی روزمره، محدود کردن حرکت کشاورزان و سوق دادن مردم به کوچ اجباری است. اما تجربه جنوب لبنان نشان داده که پایبندی به زمین همچنان قدرتمند است و مردم در کنار مقاومت، از ریشههای خود جدا نمیشوند.
ابعاد سیاسی و منطقهای
مسئله استقرار ارتش صهیونیستی در جنوب لبنان، فراتر از یک تاکتیک نظامی، به قلب معادلات منطقهای گره خورده است. اسرائیل میکوشد با این نقشهها، افکار عمومی داخلی خود را قانع کند که امنیت را بازگردانده است.
در مقابل، دولت لبنان و مقاومت این اقدام را تلاشی آشکار برای دور زدن قطعنامه ۱۷۰۱ و نقض حاکمیت ملی میدانند.
در این میان، نقش آمریکا و میانجیها نیز برجسته است؛ جایی که نقشهها به ابزار فشار در مذاکراتی پیچیده تبدیل میشوند که به جنگ غزه و کل محور مقاومت نیز مرتبط است.
نقشهها بهمثابه زبان مذاکره
در منازعات، نقشهها گاهی به زبان خشن مذاکره تبدیل میشوند. پس از هر سخن از آتشبس، اسرائیل با گامی میدانی یا طرحی جدید تلاش میکند آن را به اهرم سیاسی بدل کند.
هر خطی بر کاغذ، حامل محاسبات قدرت است؛ پیامی همزمان به میانجیها، افکار عمومی داخلی و نیز مقاومت.
موضع لبنان و مقاومت
مواضع رسمی لبنان و مقاومت، نشاندهنده رد قاطع هرگونه نقض حاکمیت یا ایجاد کمربند امنیتی یکجانبه است. تأکید بر قطعنامه ۱۷۰۱، در کنار حق دفاع مشروع، بخشی از این رویکرد است.
برای مقاومت، این مسئله صرفاً یک تصمیم نظامی نیست، بلکه تعهدی برای حفاظت از جامعهای است که با تهدیدی دائمی روبهروست. توازن قوا که از سال ۲۰۰۶ تثبیت شده، تحمیل چنین نقشههایی را به مسیری پرخطر و پیچیده تبدیل کرده است.
سناریوهای پیشرو
با توجه به شرایط میدانی و کشمکشهای سیاسی، چند سناریو قابل تصور است:
آرامش کنترلشده: تداوم تنش محدود، همراه با تلاش اسرائیل برای تثبیت خطوط از طریق اقدامات پراکنده و نقشآفرینی میانجیها برای جلوگیری از انفجار.
تصعید محدود: تلاش جدیتر برای تحمیل «خط زرد» با نفوذهای زمینی، که با واکنشهای حسابشده مقاومت مواجه خواهد شد.
مواجهه گسترده: در صورت تلاش برای اجرای کامل طرح و جابهجایی جمعیتی، احتمال شعلهور شدن یک جنگ فراگیر.
این مسئله که رژیم صهیونیستی بتواند چنین کمربند امنیتیای را تثبیت کند یا نه، به میدان، پایداری دولت و ایستادگی مردم بستگی دارد. جنوب لبنان پیشتر نیز نقشهها و اشغالها را تجربه کرده، اما در نهایت، روستاها دوباره زنده شدهاند، مدارس بازگشتهاند و زمینها بارور شدهاند.
شاید نامها تغییر کنند؛ از «نوار مرزی» تا «خط زرد»، اما یک واقعیت ثابت مانده است. این سرزمین، در نهایت، مرزهای تحمیلشده با آتش را پس میزند.
نظر شما