خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: انتظار نمیرود نخستوزیر رژیم صهیونیستی بهراحتی به نتایج کنونی تن دهد؛ چراکه این مسئله نهتنها آینده سیاسی او، بلکه میراث و گذشتهاش را نیز تهدید میکند. از همین رو، پیچیدگیها همچنان در مسیر توافق آتشبس میان لبنان و اسرائیل وجود دارد؛ توافقی که نتانیاهو تا حد امکان تلاش کرد از آن اجتناب کند.
پیش از اجرای آتشبس، ارزیابی غالب حتی در داخل سرزمینهای اشغالی این بود که منافع نتانیاهو در ادامه جنگ، حتی در یک جبهه، و کارشکنی در روند مذاکرات است؛ تلاشی برای بقا و فرار از چالشهای سیاسی و قضایی.
در طرح اولیه جنگ، همهچیز برای یک «پیروزی بزرگ» طراحی شده بود؛ از متقاعد کردن دونالد ترامپ برای حمله به ایران گرفته تا هدف نهایی یعنی سرنگونی نظام ایران و سپس تمرکز بر نابودی حزبالله و بعد از آن گسترش دامنه درگیری به یمن و عراق.
هدف نهایی، تحقق «پیروزی مطلق» و تغییر چهره خاورمیانه و حتی ایده «اسرائیل بزرگ» عنوان شده بود.
تحقق این اهداف، علاوه بر تأثیرگذاری در انتخابات، میتوانست به کاهش فشار پروندههای قضایی نتانیاهو و پاک کردن پیامدهای شکست عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ کمک کند؛ موضوعی که او همچنان از تشکیل کمیته تحقیق رسمی درباره آن طفره میرود.
اما واقعیتهای میدانی خلاف این مسیر را نشان داد. دستاوردهایی که درباره تضعیف حزبالله تبلیغ میشد، در عمل متزلزل به نظر رسید و در جبهه شمالی، بحران پیچیدهتری شکل گرفت که فشار افکار عمومی اسرائیل برای حل آن رو به افزایش است.
در این میان، شهر بنت جبیل به نماد این ناکامی تبدیل شد؛ جایی که ارتش صهیونیستی نتوانست به «تصویر پیروزی» دست یابد و مقاومت با تحمیل تلفات و اجرای جنگ فرسایشی، مانع تثبیت حضور نیروهای اشغالگر شد.
در سطحی گستردهتر، بحران تنها به نتانیاهو محدود نمیشود، بلکه کل ساختار نظامی و سیاسی اسرائیل را دربر گرفته است. نارضایتی گسترده در میان جریانهای سیاسی و حتی بدنه اجتماعی، پس از اعلام آتشبس، این واقعیت را برجستهتر کرد.
گزارشها حاکی از آن است که حتی کابینه اسرائیل نیز نقش تعیینکنندهای در پذیرش آتشبس نداشته و این تصمیم تحت فشار آمریکا اتخاذ شده است؛ موضوعی که به تضعیف تصویر استقلال تصمیمگیری تلآویو انجامیده است.
از سوی دیگر، ارتش اسرائیل در جنوب لبنان با محدودیتهای جدی روبهروست و ناتوانی در پیشروی بدون تحمل تلفات سنگین، به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شده است. همزمان، بحران در تنگه هرمز و فشارهای زمانی نیز بر متحد اصلی رژیم صهیونیستی یعنی آمریکا سنگینی میکند.
با این حال، نتانیاهو همچنان در سخنان خود از «پیروزی» و حتی «صلح تاریخی» سخن میگوید و بر خلع سلاح حزبالله بهعنوان شرط هر توافقی تأکید دارد؛ مواضعی که بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدان باشد، تلاشی برای جبران شکاف میان وعدهها و دستاوردها تلقی میشود.
در این چارچوب، مسیر مذاکرات لبنان بهعنوان راه خروجی برای بحران اسرائیل مطرح شده، هرچند نشانهها حاکی از آن است که تلاش برای جدا کردن جبهههای مقاومت با شکست مواجه شده و جنگ هنوز پایان نیافته است.
در داخل سرزمینهای اشغالی، واکنشها به آتشبس بسیار منفی بوده است. برخی مقامات و ساکنان شهرکهای شمالی این توافق را «سند تسلیم» و «خیانت» توصیف کردهاند.
نظرسنجیها نیز عمق این بحران را نشان میدهد؛ طبق یک نظرسنجی، ۷۷ درصد اسرائیلیها با آتشبس مخالف و خواستار ادامه جنگ هستند. اما، تناقضی قابل توجه وجود دارد؛ بسیاری از همین افراد معتقدند جنگ در لبنان به امنیت پایدار منجر نخواهد شد.
نظرسنجی دیگری نشان میدهد که جامعه اسرائیل دچار خستگی و سردرگمی شده و احساساتی مانند «یأس»، «ابهام» و «خشم» بر افکار عمومی غالب است؛ در حالی که امید در رتبههای پایینتر قرار دارد.
این وضعیت نشاندهنده شکاف عمیق میان خواستههای افکار عمومی و توان واقعی ارتش صهیونیستی است؛ شکافی که در کنار پیچیدگیهای میدانی و سیاسی، آینده این درگیری و حتی سرنوشت هدایت رژیم صهیونیستی را در هالهای از ابهام قرار داده است.
نظر شما