خبرگزاری شبستان؛ گروه فرهنگ و اجتماع: در روزگاری که حقیقت زیر آوار روایتهای جهتدار دفن میشود، سکوت دیگر یک انتخاب بیهزینه نیست. هر صدایی که بلند نمیشود، به سود صدایی تمام میشود که میکوشد واقعیت را وارونه نشان دهد. در چنین وضعیتی، هنرمند اگر خاموش بماند، ناخواسته در صف تحریفکنندگان حقیقت قرار میگیرد، نه در کنار مردم.
امروز، میدان فقط میدان جنگ نیست؛ میدان روایت است. آنسو، ماشین رسانهای با تمام توان در حال بازنویسی واقعیت است و اینسو، مردمی ایستادهاند که هر شب، با حضوری آشکار و بیواسطه، نشان میدهند هنوز «ایستادن» یک انتخاب زنده است، نه یک شعار فراموششده. این حضور، نه برای نمایش، که برای دفاع از شأن و هویت است.
در چنین شرایطی، سکوت هنرمند، نه احتیاط است و نه بیطرفی؛ نوعی عقبنشینی از مسئولیت است. نمیتوان سالها از درد مردم گفت، از رنج آنان اثر ساخت، اما در لحظهای که همان مردم در معرض تهدید ایستادهاند، به بهانهی پیچیدگی شرایط یا ترس از هزینه، عقب نشست. این، تناقضی است که دیر یا زود، اعتبار هر هنرمندی را خواهد فرسود.
هنر اگر قرار است صرفاً زیبا باشد اما بیموضع، تفاوتی با یک کالای تزئینی ندارد. ارزش هنر، در لحظههایی آشکار میشود که هزینه دارد. امروز همان لحظه است. لحظهای که باید مرز میان صداقت و مصلحت، روشن و بیابهام ترسیم شود.
در این میان، نامهایی هستند که نشان دادهاند میتوان ایستاد و هزینه داد. محسن چاوشی از آن دست هنرمندانی است که در بزنگاهها، سکوت را انتخاب نکرده و نشان داده است شهرت، اگر با شجاعت همراه نباشد، ارزشی ندارد. این جنس از ایستادگی، نه برای دیدهشدن، که برای وفاداری به مردمی است که هنرمند از دل آنان برخاسته است.
باید بیتعارف گفت: تاریخ، حافظهای دقیقتر از آن دارد که برخی تصور میکنند. نهفقط آنهایی که ایستادند، که آنهایی که سکوت کردند نیز ثبت خواهند شد. فردا، دیگر نمیتوان با توجیهات دیرهنگام، جای خالی امروز را پر کرد.
امروز، زمان تعیین نسبتهاست؛ نسبت هنرمند با حقیقت، با مردم و با خودش. یا باید در میدان ایستاد، یا باید پذیرفت که از صحنه حذف شد حتی اگر همچنان دیده شد.
جمله پایانی
در روزگار تحریف، سکوت دیگر بیطرفی نیست؛ انتخابِ سمت است.
باتمام احترام
سید ضیا هاشمی
نظر شما