از پیروزی تا غافلگیری میدانی؛ جنگ حزب الله، روایت اسرائیل را به چالش کشید

در حالی که نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در پایان نوامبر ۲۰۲۴ از «پیروزی قاطع» بر حزب‌الله سخن گفته بود، تحولات میدانی جنگ و به‌ویژه آغاز عملیات «العصف المأکول» نشان داد که ارزیابی‌های رسمی تل‌آویو فاصله‌ای جدی با واقعیت دارد؛ شکافی که اکنون به بحران اعتماد در میان افکار عمومی اسرائیل نسبت به ارتش، دولت و حتی رسانه‌های این رژیم انجامیده است.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: در یک سخنرانی مشهور در پایان نوامبر ۲۰۲۴، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از پیروزی قاطع بر حزب‌الله خبر داد و اعلام کرد: ما حزب‌الله را ده‌ها سال به عقب بازگرداندیم، نصرالله را کشتیم و زیرساخت‌های آن را نابود کردیم.

این ارزیابی که بر پایه برآوردهای اطلاعاتی و تحلیل‌های ارتش صهیونیستی ارائه شده بود، در رسانه‌ها و میان افکار عمومی این رژیم نیز به‌عنوان تحلیلی قابل اعتماد پذیرفته شد.

با این حال، تحولات روزهای جنگ به‌ویژه در دوازدهمین روز، زمانی که حزب‌الله آغاز عملیات «العصف المأکول» را اعلام کرد، شکاف بزرگی میان واقعیت میدانی و ارزیابی‌های رسمی آشکار ساخت؛ شکافی که اکنون ارتش و نهاد سیاسی اسرائیل را با بحران اعتماد جدی درباره توانایی خود برای مقابله با تهدید حزب‌الله مواجه کرده است.

در جریان این جنگ، حزب‌الله با عملکرد نظامی خود و هماهنگی نزدیک با ایران، ارتش صهیونیستی را با غافلگیری‌هایی غیرمنتظره روبه‌رو کرد. مهم‌ترین جلوه‌های این غافلگیری عبارت بودند از:

نخست؛ تداوم حملات موشکی

گروه‌های حزب‌الله در تمام روزهای جنگ به شلیک مداوم موشک به داخل اراضی اشغالی ادامه دادند، اما با آغاز عملیات «العصف المأکول» این حملات تقریباً سراسر جغرافیای سرزمین‌های اشغالی را دربر گرفت. این حملات با هماهنگی مستقیم با ایران انجام شد؛ موضوعی که این رژیم  پیش‌تر از پذیرش آن خودداری می‌کرد و اکنون نشان‌دهنده سطح بالایی از برنامه‌ریزی و انعطاف تاکتیکی در عملکرد حزب‌الله است.

دوم؛ استفاده از موشک دقیق «فاتح-۱۰۶»

این موشک دارای کلاهکی انفجاری با وزن حدود ۳۷۰ کیلوگرم است و استفاده از آن تحول مهمی در توان موشکی حزب‌الله به شمار می‌رود.

بر اساس برآوردهای اسرائیلی، حزب‌الله صدها فروند از این موشک را در اختیار دارد؛ پیامی روشن که این گروه قادر است هر نقطه‌ای در عمق سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار دهد.

سوم؛ درگیری مستقیم با نیروهای اسرائیلی در خط مقدم

نیروهای «رضوان» وابسته به حزب‌الله توانایی قابل توجهی در مقابله با یگان‌های پیشروی ارتش اسرائیل در داخل خاک لبنان نشان دادند؛ درگیری‌هایی که به کشته شدن شماری از نظامیان اسرائیلی انجامید و سطح بالای آموزش و هماهنگی میدانی نیروهای حزب‌الله را آشکار کرد.

سیر نبردها با حزب‌الله همچنین خطاهای اساسی در برآوردهای ارتش و دولت اسرائیل را برجسته ساخت، از جمله این خطاها:

- ادامه تهدید برای شهرک‌های شمالی، در حالی که رژیم صهیونیستی طی سال گذشته از ساکنان این مناطق خواسته بود به شهرک‌های خود بازگردند و مدعی شده بود حزب‌الله دیگر قادر به تهدید آن‌ها نیست.

-ناتوانی در دور کردن نیروهای حزب‌الله از جنوب لبنان، برخلاف آنچه به‌طور رسمی اعلام شده بود.

- ترور فرماندهان حزب‌الله نتوانست سامانه فرماندهی و کنترل این گروه را مختل کند و خلأهای ایجادشده در ساختار رهبری آن به‌سرعت پر شد.

- بازسازی سریع توانمندی‌ها در دوره آتش‌بس، که دوره فرسایش مورد انتظار رژیم صهیونیستی را به فرصتی برای تقویت توان حزب‌الله و تغییر تاکتیک‌های نظامی و امنیتی تبدیل کرد.

این ناکامی‌ها تنها به عرصه نظامی محدود نماند و به حوزه رسانه و تحلیل سیاسی نیز کشیده شد. بسیاری از خبرنگاران نظامی و تحلیلگران سیاسی در رژیم صهیونیستی از سوی افکار عمومی متهم شدند که صرفاً بازتاب‌دهنده روایت‌های ارتش هستند و تحلیل مستقلی ارائه نمی‌دهند.

در این میان، «عَمیت سیگل» تحلیلگر نزدیک به بنیامین نتانیاهو به‌دلیل پیش‌بینی‌های نادرست خود درباره فروپاشی حزب‌الله و توان موشکی آن، که تنها یک ماه پیش از آغاز جنگ مطرح کرده بود، هدف انتقاد و تمسخر قرار گرفت.

پیامدهای این وضعیت عبارت بوده است از:

الف) فرسایش اعتماد عمومی به رهبری نظامی

ب) کاهش اعتبار رسانه‌ها و تحلیلگران

ج) افزایش فشار افکار عمومی بر تصمیم‌گیران برای اتخاذ اقدامات جدید تحت نظارت شدید رسانه‌ها و جامعه

بحران اعتماد کنونی همچنین یادآور شکست هفتم اکتبر است؛ رویدادی که شکاف میان اطلاعات امنیتی و اقدامات میدانی را آشکار کرد.

 اکنون نیز گزارش‌هایی از اختلافات در داخل نهاد نظامی رژیم صهیونیستی منتشر شده است؛ از جمله اختلاف میان اطلاعات نظامی، فرماندهی منطقه شمالی و جبهه داخلی درباره اینکه چه نهادی مسئول عدم انجام حمله پیش‌دستانه به حزب‌الله بوده، در حالی که اطلاعاتی درباره احتمال حمله به داخل سرزمین‌های اشغالی وجود داشته است.

 این اختلافات، احساس ناتوانی رهبری در تأمین امنیت رژیم صهیونیستی را در افکار عمومی تقویت کرده و فشار بر فرماندهان ارشد برای اتخاذ اقدامات جدی‌تر علیه حزب‌الله را افزایش داده است.

در حالی که رژیم صهیونیستی پیش‌تر جبهه حزب‌الله را به‌عنوان جبهه‌ای فرعی در نظر می‌گرفت، اکنون جبهه لبنان به محور اصلی عملیات تبدیل شده است. در همین چارچوب، از طرح‌هایی در محافل اسرائیلی سخن گفته می‌شود که شامل موارد زیر است:

- گسترش عملیات زمینی و ایجاد کمربند امنیتی در جنوب لبنان برای دور نگه داشتن موشک‌های کورنت و موشک‌های کوتاه‌برد از شهرک‌های شمالی.

- تشدید حملات هوایی، از جمله احتمال هدف قرار دادن زیرساخت‌های ملی لبنان و مناطق حساس مانند فرودگاه بین‌المللی رفیق حریری.

با این حال، این گزینه‌ها با راهبرد اصلی رژیم صهیونیستی در تناقض است؛ راهبردی که بر جداسازی حزب‌الله از دولت لبنان و ایجاد شکاف داخلی برای تضعیف مشروعیت سلاح این جنبش و در نهایت خلع سلاح کامل آن استوار بود.

از سوی دیگر، کاهش اعتماد افکار عمومی اسرائیل به رهبری نظامی و سیاسی سبب شده است که حتی پیش از اجرای این طرح‌ها نیز درباره کارآمدی آن‌ها تردیدهای جدی مطرح شود. پرسش اصلی اکنون این است که ارتش رژیم صهیونیستی چه اقدام تازه‌ای می‌تواند انجام دهد که با اقدامات پیشین متفاوت باشد و آیا اساساً چنین اقداماتی می‌تواند امنیت جبهه شمالی را تأمین کند یا خیر.

در مقابل، تصمیم حزب‌الله برای ورود به این جنگ را می‌توان تلاشی برای بازتعریف قواعد درگیری با اسرائیل دانست؛ به‌ویژه پس از آنکه تل‌آویو گمان می‌کرد این گروه تضعیف شده و توان نظامی خود را از دست داده است.

این اقدام، پاسخی به برآوردهای نادرست رژیم صهیونیستی تلقی می‌شود و توان حزب‌الله برای تحمیل موازنه بازدارندگی در میدان را تقویت می‌کند.

در عین حال، حزب‌الله با این رویکرد پیامی روشن به داخل لبنان نیز ارسال می‌کند؛ اینکه این جنبش تنها نیرویی است که توانایی دفاع از کشور را دارد؛ به‌ویژه پس از آنکه نه ارتش لبنان و نه دولت این کشور پس از امضای توافق آتش‌بس در نوامبر ۲۰۲۵، مسئولیت حفاظت از امنیت ملی را بر عهده نگرفتند.

برهمین اساس، مشخص شده است که رویارویی با حزب‌الله را نمی‌توان صرفاً با ارزیابی‌های پیشین اسرائیل توضیح داد. عملکرد غافلگیرکننده این جنبش، هماهنگی مستقیم آن با ایران و انعطاف‌پذیری نظامی‌اش، پیش‌بینی دقیق آینده این نبرد را دشوار کرده است.

در مقابل، چالش‌های داخلی سرزمین‌های اشغالی از جمله بحران اعتماد به رهبری نظامی و سیاسی، فشار جبهه داخلی و نگرانی افکار عمومی، عامل مهم دیگری است که می‌تواند تصمیم‌های راهبردی این رژیم در ماه‌های آینده را تحت تأثیر قرار دهد.

پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا اسرائیل خواهد توانست به اهدافی دست یابد که پیش از آتش‌بس ۲۰۲۴ در تحقق آن ناکام ماند، یا اینکه حزب‌الله بار دیگر قواعد بازدارندگی را در میدان تثبیت خواهد کرد؟

نشانه‌های موجود حاکی از آن است که درگیری در جبهه شمالی و لبنان به این زودی پایان نخواهد یافت و هر اقدام آینده  چه نظامی، چه سیاسی و چه دیپلماتیک نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آینده این نبرد پیچیده خواهد داشت.

کد خبر 1872310

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha