به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از ایلام، در جنگهای نوین، خط مقدم فقط در مرزها نیست، بلکه در کوچهپسکوچههای شهرها و داخل واحدهای مسکونی نیز گسترش یافته است. در این فضا، مسجد به عنوان نزدیکترین نهاد اجتماعی به مردم، به کانونی برای هماهنگی، توزیع کمکها و پشتیبانی روانی تبدیل میشود. اما چه کسی مسئولیت این عملیات را در عمل بر عهده میگیرد؟ پاسخ، بچههای مسجد (نوجوانان و جوانان) هستند.
حضور این قشر، که انرژی، سرعت عمل و تعهد بالا دارند، مرز بین «ترس و پوچی» در محله و «امنیت و امید» را تعیین میکند. آنها نه با سلاح، که با تدارکات انسانی، اخباررسانی و حمایت عاطفی، امنیت محله را تضمین میکنند. این گزارش با نگاهی به کارشناسان و شاهدان عینی، ابعاد این نقش حیاتی را واکاوی میکند.
حجتالاسلام علی چراغیپور مدیر ستاد کانونهای مساجد استان ایلام در گفتوگو با خبرنگار شبستان گفت: در شرایط جنگی، نیروهای دولتی و نظامی به دلیل وسعت کار، نمیتوانند به تکتک محلهها و کوچهها دسترسی داشته باشند. اینجا بچههای مسجد وارد میدان میشوند. آنها که با تمام کوچهها آشنا هستند، به عنوان «شنوای امنیتی» محله عمل میکنند.
وی افزود: آنها در شناسایی آسیبپذیرترین افراد (پیرمردها، معلولان، خانوادههای بدون سرپرست) نقش کلیدی دارند. بچههای مسجد با آمادگی بالا، میتوانند در کمتر از چند دقیقه، یک تیم عملیاتی برای تخلیه آسیبدیدهها یا رساندن کمکهای اولیه تشکیل دهند. حضور فیزیکی و آمادهباش آنها، به محلهای که ممکن است دچار هرجومرج شود، نظم میبخشد و ترس را جایگزین امید میکند. آنها «چشم و گوش» نظام در قلب محله هستند.
فتح الله محمدیان روانشناس ایلامی در گفتوگو با خبرنگار ما گفت: در زمان جنگ، بزرگترین آسیب، ترس از مجهول است. وقتی مردم ببینند که بچههای مسجد با چهرههایی آرام، پرانرژی و امیدوار در حال فعالیت هستند، این پیام غیرمستقیمی دریافت میکنند که «وضعیت تحت کنترل است».
وی افزود: نوجوانان مسجد، به دلیل نزدیکی سنی به کودکان و جوانان محله، میتوانند به عنوان «مراکز اطمینان» عمل کنند. آنها با حضور در پناهگاهها، روایتهای امیدبخش، پخش اخبار موثق (و جلوگیری از شایعات)، و حتی بازی و تفریح برای کودکان، به سرعت اضطراب جامعه را کاهش میدهند. این «آرامش روانی» که توسط بچههای مسجد ایجاد میشود، به همان اندازه که در امنیت فیزیکی مؤثر است، در بقای روحیه مردم حیاتی است. آنها نشان میدهند که جنگ، حتی در سختترین لحظات، زندگی را متوقف نمیکند.

سردار محمدی (فرمانده پایگاه مقاومت محله) گفت: در زمان حمله موشکی به منطقه، اولین چیزی که باید مدیریت شود، پنیک (هرجومرج) است. بچههای مسجد با آمادهباش دائمی، اولین کسانی هستند که به محل اعلام خطر میرسند و با هماهنگی ائمه جماعات، مسیرهای تخلیه را باز میکنند.
وی افزود: آنها با توزیع نقشههای امنیتی، شناسایی نقاط امن در هر ساختمان، و حتی پخش آب و غذا در زمان قطعی برق، به طور مستقیم از پایداری اجتماعی محله حمایت میکنند. بدون این نیروی جوان و پرانرژی، مدیریت بحران در سطح محله عملاً غیرممکن میشد. آنها به مردم میگویند: «ما اینجا هستیم، نگران نباشید.» این جمله ساده، بزرگترین تسلیبخشی برای مردم در شرایط جنگی است.
فعالیتهای بچههای مسجد در شرایط جنگی، در چهار حوزه اصلی به تأمین امنیت و آرامش محله کمک میکند:
۱. مدیریت بحران و امدادرسانی سریع
شناسایی و تخلیه: بچههای مسجد با حضور در کوچهها، افراد نیازمند (کودکان، سالمندان، معلولان) را شناسایی کرده و سریعاً به پناهگاهها منتقل میکنند.
تدارکات اضطراری: توزیع فوری آب، غذای آماده و دارو در زمان قطع ارتباط با مراکز مرکزی.
کنترل ترافیک و دسترسی: مدیریت مسیرهای تردد در زمان حمله موشکی برای جلوگیری از تصادفات و انسداد جادههای امدادی.
۲. مقابله با شایعات و تأمین اطلاعات موثق
پخش اخبار رسمی: به عنوان کانالهای غیررسمی اما موثق، اخبار رسمی را به زبان ساده و سریع در محله پخش میکنند تا از شایعاتی که باعث ترس و هرجومرج میشود، جلوگیری شود.
گزارشدهی میدانی: ارائه گزارشهای دقیق از وضعیت محله (تخریبها، نیازهای فوری) به ستاد فرماندهی محله.
۳. حمایت روانی و آرامشبخشی
حضور فیزیکی در پناهگاهها: حضور مداوم جوانان در پناهگاهها برای ایجاد حس امنیت و آرامش.
فعالیتهای فرهنگی: برگزاری جلسات کوتاه دعا، قرائت قرآن، یا پخش پیامهای امیدبخش برای کاهش استرس.
همدلی با کودکان: بازی و سرگرمی برای کودکان تا ترس آنها از صدای انفجار و آتشبازی کاهش یابد.

۴. تقویت انسجام اجتماعی و پیشگیری از هرجومرج
تشکیل تیمهای محلی: ایجاد تیمهای داوطلبه برای نظارت بر امنیت محله و جلوگیری از خرابکاریهای احتمالی یا شایعهسازیها.
همبستگی بیننسلی: اتصال نسل جوان به نسل قدیم و ایجاد حس مسئولیت مشترک در برابر تهدیدات.
آنچه از بررسیها و گفتگوها برمیآید، این است که آمادهباش مساجد و نقش بچههای مسجد در شرایط جنگی، فراتر از یک فعالیت خیریه یا فرهنگی است؛ اینها لایههای حیاتی امنیت ملی هستند.
۱. تکمیلکننده نیروهای رسمی: آنها با سرعت و انعطافپذیری بالا، خلأهای نیروهای نظامی و دولتی در سطح خرد (محله) را پر میکنند.
۲. ضامن آرامش روانی: حضور آنها به عنوان نماد امید و انرژی، ترس را از دل مردم میکاهد و به آنها اطمینان میدهد که «ما تنها نیستیم».
۳. تداوم مقاومت: با مدیریت بحران و توزیع منابع، آنها باعث میشوند زندگی در محلهها حتی در شرایط جنگی ادامه یابد و جامعه فرونپاشد.

در نهایت، امنیت و آرامش در محلهها، تنها با بمب و موشک تضمین نمیشود؛ بلکه با انرژی جوانان متعهدی تأمین میشود که در سایه اذان، برای دفاع از همسایههایشان حاضرند. بچههای مسجد، با آمادگی دائمی خود، به مردم میفهمانند که مسجد، خانهی امنیت است و این امنیت، با دلهای آمادهی جوانان این شهر میتپد. این گزارش نشان میدهد که سرمایهگذاری بر روی توانمندسازی بچههای مسجد، در واقع سرمایهگذاری مستقیم بر روی امنیت پایدار کشور در شرایط بحران است.
نظر شما