به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد، حجت الاسلام امین مطهریمقدم معاون فرهنگی مرکز رسیدگی به امور مساجد استانهای خراسان در یادداشتی که برای خبرگزاری شبستان ارسال کردهاند از اطاعت و ولایت پذیری و نقش مساجد در این مساله گفته است.
ایمانِ بیاطاعت، در منطق قرآن پذیرفته نیست
در قرآن، ایمان هرگز بهصورت یک احساس درونیِ رها از تعهد معرفی نمیشود. طرح کلی تأکید میکند که ایمانِ واقعی، الزامآور است و خود را در اطاعت نشان میدهد. کسی که مدعی ایمان است اما از فرمان الهی و پیامبر سر باز میزند، دچار دوگانگی است. قرآن با صراحت این فاصله را افشا میکند تا ایمان از سطح ادعا به میدان عمل کشیده شود و معیار سنجش پیدا کند.
چرا اطاعت پیامبر کنار اطاعت خدا آمده است
قرآن بارها «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول» را کنار هم میآورد تا راه تفسیر به رأی بسته شود. طرح کلی توضیح میدهد که اگر اطاعت پیامبر ذکر نمیشد، هر کس میتوانست اطاعت خدا را مطابق میل خود معنا کند. پیامبر، مفسر زنده و معیار عینی اطاعت الهی است. اطاعت از پیامبر، ایمان را از ذهنیات شخصی نجات داده و به مسیر مشخص و قابل سنجش هدایت میکند.
ایمان جعلی، از اطاعت گریزان است
ایمان جعلی معمولاً در شعار و ظاهر متوقف میشود. طرح کلی نشان میدهد که این نوع ایمان، بهجای پذیرش مسئولیت، به رحمتِ بدون عمل دل میبندد. فرد یا جامعهای که اطاعت را به تعویق میاندازد، در واقع از لوازم ایمان فرار میکند. قرآن این گریز را افشا میکند تا مرز میان ایمان حقیقی و ایمان نمایشی روشن بماند و جامعه دچار خودفریبی نشود.
اطاعت، سازنده انسان و جامعه است
در منطق قرآن، اطاعت کورکورانه نیست، بلکه عامل رشد است. طرح کلی توضیح میدهد که اطاعت از پیامبر، انسان را از اسارت هواهای نفسانی و الگوهای تحمیلی آزاد میکند. جامعهای که اطاعتپذیر از هدایت الهی باشد، به بلوغ فکری و انسجام اجتماعی میرسد. اطاعت، نه محدودکننده انسان، بلکه زنجیرگسلی است که او را به کرامت واقعی میرساند.
مسجد، محل تمرین اطاعت آگاهانه است
مسجد در اسلام، فقط محل عبادت فردی نیست؛ پایگاه آموزش اطاعت است. طرح کلی مسجد را محیطی میداند که در آن، رابطه ایمان و اطاعت تبیین میشود. اگر مسجد به این نقش توجه نکند، ایمانِ بیاثر بازتولید میشود. مسجد زنده، مؤمنانی میسازد که اطاعت را با فهم، بصیرت و مسئولیت اجتماعی همراه میکنند.
اطاعتِ پیامبر، شاخص ایمان زنده است
ایمانی که به اطاعت نینجامد، توان ساختن تاریخ ندارد. طرح کلی نشان میدهد که امتهای مؤمن، زمانی به رحمت الهی میرسند که اطاعت را بپذیرند. اطاعت پیامبر، معیار تشخیص ایمان زنده از ایمان مرده است. این اطاعت، جامعه را از انفعال بیرون میآورد و آن را در مسیر هدایت، عزت و پیشرفت قرار میدهد.
دینِ بیراهنما، میدان تفسیرهای شخصی است
قرآن، دینی زنده و ناظر به زندگی است و همین ویژگی، آن را در معرض برداشتهای سلیقهای قرار میدهد. طرح کلی تأکید میکند که اگر هدایت الهی در قالب نبوت استمرار پیدا نکند، هر کس میتواند قرائت دلخواه خود را به نام دین عرضه کند. نبوت، سدّ محکمی در برابر این آشفتگی است و اجازه نمیدهد دین به ابزاری در دست امیال فردی یا جریانهای قدرت تبدیل شود.
پیامبر، مفسر زنده و معیار فهم دین است
در منطق قرآن، پیامبر صرفاً ناقل آیات نیست، بلکه مفسر و مجسمکننده آنهاست. طرح کلی نشان میدهد که بدون این تفسیر زنده، آیات میتوانند بهصورت گزینشی و ابزاری فهم شوند. پیامبر با رفتار، قضاوت و موضعگیریهای اجتماعی خود، مرز فهم صحیح و انحرافی را روشن میکند. نبوت، دین را از انتزاع ذهنی نجات میدهد و آن را قابل عمل میسازد.
تفسیر به رأی، آفت دینداری اجتماعی است
وقتی نبوت از صحنه هدایت کنار گذاشته شود، دینداری به برداشتهای فردی فروکاسته میشود. طرح کلی هشدار میدهد که این وضعیت، جامعه را دچار چنددستگی و سردرگمی میکند. هر گروه، قرائت خود را «اسلام ناب» مینامد و نتیجه، تضعیف وحدت و مسئولیت جمعی است. نبوت، معیار مشترک فهم دین را فراهم میکند و مانع فروپاشی اجتماعی میشود.
نبوت، جهتدهنده حرکت امت است
در نگاه قرآنی، پیامبر فقط آموزگار احکام نیست، بلکه جهت حرکت جامعه را تعیین میکند. طرح کلی توضیح میدهد که نبوت، مسیر درست عمل را در بزنگاههای اجتماعی و تاریخی نشان میدهد. بدون این جهتدهی، جامعه مؤمنان ممکن است پرشور باشد، اما سرگردان بماند. نبوت، انرژی ایمان را در مسیر صحیح به حرکت درمیآورد.
مسجد، محل مصونسازی از قرائتهای انحرافی است
مسجد باید پایگاه تبیین فهم نبوی از دین باشد. در منطق طرح کلی، مسجد جایی است که قرآن، با تفسیر پیامبرانه به زندگی مردم پیوند میخورد. اگر مسجد این نقش را رها کند، میدان برای تفسیرهای سطحی و انحرافی باز میشود. مسجد زنده، جامعه را در برابر تحریف و التقاط واکسینه میکند.
نبوت، ضامن سلامت فهم دینی است
دینی که از کانال نبوت فهم شود، دچار تشتت و انحراف نمیگردد. طرح کلی نشان میدهد که سلامت اندیشه اسلامی، در گرو پذیرش مرجعیت پیامبر در فهم و عمل است. نبوت، دین را یکپارچه، جهتدار و جامعهساز نگه میدارد و امت را از افتادن در دام سلیقهها و تحریفها نجات میدهد.
بندگیِ بدون اطاعت، ادعایی بیپشتوانه است
قرآن بندگی را با عمل میسنجد، نه با ادعا. در طرح کلی تأکید میشود که کسی نمیتواند خود را بنده خدا بداند، اما به لوازم این بندگی ملتزم نباشد. اطاعت، ترجمان عینی بندگی است و بدون آن، ایمان به یک حالت ذهنی تقلیل مییابد. قرآن با صراحت این دوگانگی را نفی میکند تا مرز میان ایمان واقعی و خودفریبی دینی روشن بماند.
اطاعت پیامبر، شرط تحقق اطاعت خدا
اگر اطاعت فقط به خدا نسبت داده میشد، هر گروه میتوانست تفسیر دلخواه خود را معیار بندگی بداند. طرح کلی توضیح میدهد که ذکر اطاعت پیامبر، راه این فریب را میبندد. پیامبر، معیار زنده و تاریخی فهم فرمان الهی است. اطاعت از پیامبر یعنی پذیرش شکل عینی و اجتماعی اراده خدا، نه نسخه شخصیسازیشده از دین.
رحمت الهی، نتیجه اطاعت است
در بیان قرآنی، رحمت خدا پس از اطاعت معنا پیدا میکند، نه بهجای آن. طرح کلی نقد میکند نگاه رایجی را که رحمت را پوششی برای ترک مسئولیت میداند. «لعلکم ترحمون» یعنی رحمت، ثمره پذیرش تکلیف است. جامعهای که به امید رحمت، از عمل شانه خالی کند، نه به رحمت میرسد و نه به رشد انسانی.
اطاعت، موتور حرکت امت است
اطاعت در قرآن به معنای سکون و انفعال نیست. طرح کلی نشان میدهد که امت مطیع، امتِ پیشرو و فعال است. اطاعت، نیروهای انسانی را منسجم و جهتدار میکند. چنین امتی، از اسارتها رها میشود و توان رقابت در میدانهای بزرگ تاریخ را پیدا میکند. اطاعت، شرط رسیدن امت به بلوغ و اقتدار است.
مسجد، مدرسه اطاعت اجتماعی است
مسجد باید محل تبیین نسبت ایمان و اطاعت باشد. در منطق طرح کلی، مسجد جایی است که مؤمن میآموزد بندگی، تعهد اجتماعی میآورد. اگر مسجد به عبادت فردی محدود شود، اطاعت از عرصه زندگی حذف میشود. مسجد زنده، انسانهایی میسازد که فرمان الهی را در تصمیم، کنش و مسئولیت اجتماعی جاری میکنند.
اطاعت، نقطه اتصال ایمان و تمدنسازی است
ایمانی که به اطاعت منتهی نشود، توان ساختن جامعه ندارد. طرح کلی نشان میدهد که اطاعت خدا و پیامبر، ایمان را به نیروی تاریخساز تبدیل میکند. این اطاعت، هم انسان را میسازد و هم امت را. هر جا این پیوند برقرار شده، رحمت، عزت و پیشرفت پدید آمده است.
نظر شما