خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: دور اخیر مذاکرات ژنو را میتوان ایستگاهی مهم در روند حلوفصل اختلافات پیچیده میان ایران و آمریکا دانست؛ روندی که تهران در آن تلاش کرده میان «حفظ حاکمیت» و «انعطاف عملیاتی» توازن برقرار کند.
بر اساس این رویکرد، ایران از یکسو چارچوب گفتوگوها را صرفاً به پرونده هستهای محدود نگه داشته و اجازه ورود موضوعاتی چون روابط منطقهای و برنامه موشکی به میز مذاکره را نداده است؛ و از سوی دیگر، در خودِ پرونده هستهای نیز کوشیده مانع طرح پیشنهادهایی مانند برچیدن تأسیسات، توقف دائمی غنیسازی یا انتقال کامل ذخایر اورانیوم با غنای بالا به خارج از کشور شود.
این ترکیبِ «سیادت و انعطاف» مسیری باریک و پرریسک را ترسیم میکند؛ مسیری میان احتمال جنگ و شانس دستیابی به توافق.
ایستادگی بر خطوط قرمز، به تعبیر تحلیلگران، مانع از حرکت واشنگتن به سمت فرمولهای حداکثری میشود، اما در عین حال، امکان برخی تعدیلهای فنی مانند کاهش درصد غنیسازی یا تعلیق موقت آن، همچنان بهعنوان ابزار چانهزنی باقی است، بیآنکه اصل حاکمیت ملی زیر سؤال برود.
در این میان، نحوه پوشش رسانهای مذاکرات نیز به موضوعی قابل توجه بدل شده است. شماری از رسانهها با نادیده گرفتن پیچیدگی چندلایه روند مذاکره، تمرکز خود را بر سناریوهای بدبینانه و تقویت فضای جنگی قرار دادند.
بهگفته ناظران، حجم و زمانبندی انتشار اخبار مرتبط با تحرکات نظامی آمریکا از جابهجایی ناوهای هواپیمابر گرفته تا تحلیل گزینههای نظامی روی میز کاخ سفید، بهمراتب پررنگتر از اخبار مربوط به روند فنی مذاکرات و اظهارات رسمی پس از نشستها بود.
در جریان مذاکرات، محورهایی در برخی رسانهها برجسته شد؛ از جمله ادعای نارضایتی برخی چهرههای نزدیک به دونالد ترامپ از روند گفتوگوهای صبحگاهی، تحلیل تحرکات ناوگان دریایی آمریکا در منطقه بهعنوان نشانه آمادگی برای جنگ، طرح احتمال ورود جبهههای منطقهای به درگیری احتمالی و بزرگنمایی سناریوهای نظامی از «حمله محدود» تا «تغییر نظام».
همچنین، اختلافنظرهای احتمالی میان سطوح سیاسی و نظامی آمریکا کمتر مورد توجه قرار گرفت و روایت غالب، روایت آمادگی برای تقابل بود.
منتقدان این رویکرد رسانهای معتقدند مسئله صرفاً انتشار این اخبار نیست، بلکه «سهمبندی» و تمرکز کمّی بر سناریوی جنگ در مقایسه با سناریوی توافق است؛ رویکردی که بهنوعی یادآور فضای رسانهای شبهای پایانی جنگ لبنان در سال ۲۰۲۴ توصیف شده، زمانی که برخی رسانهها بیش از آنکه بر احتمال آتشبس تمرکز کنند، بر استمرار جنگ تأکید داشتند.
با پایان این دور از مذاکرات و انتشار اظهارات رسمی بهویژه درباره ورود به مباحث فنی در نشست بعدی، روایتها تا حدی تغییر کرد.
پرداختن به جزئیات فنی معمولاً زمانی معنا پیدا میکند که درباره اصول کلی، گرهای کاملاً لاینحل وجود نداشته باشد. همین موضوع، از نگاه برخی تحلیلگران، نشانهای از افزایش جدیت طرف آمریکایی و خروج مذاکرات از فضای «آخرین فرصت» به سمت فرآیندی مرحلهای و فنیتر ارزیابی شد.
در مجموع، سه سناریوی اصلی پیش رو قرار دارد:
* جنگ فوری که مسیر مذاکرات را قطع کند.
* جنگ مؤجل یا مرحلهای؛ مبتنی بر سیاست «گامبهگام» و انتقال تدریجی فشار از پرونده هستهای به سایر پروندههایی که فعلاً از میز مذاکره کنار گذاشته شدهاند.
* توافقی حداقلی اما مؤثر که راه را برای تداوم دیپلماسی و کاهش تنش هموار کند.
در چنین شرایطی، حذف کامل احتمال جنگ چندان واقعبینانه نیست، اما برجستهسازی شتابزده آن نیز میتواند خود به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود. پرسش اصلی اینجاست که چرا بخشی از جریانهای رسانهای با حرارتی ویژه بر سناریوی جنگ فوری تأکید میکنند؛ تأکیدی که در مواردی با مواضع رسانهای رژیم صهیونیستی همپوشانی دارد.
ژنو اکنون نهتنها میدان دیپلماسی، بلکه عرصه رقابت روایتها نیز هست؛ رقابتی که نتیجه آن میتواند بر سرنوشت صلح یا جنگ در منطقه تأثیرگذار باشد.
نظر شما