به گزارش خبرگزاری شبستان از کرمان؛ این روزها که مساجد با سفرههای افطاری ساده، صحنههای زیبایی از همدلی اقشار مختلف مردم را به نظاره نشسته است؛ تجربههای بیادماندنی از این صحنهها در حال ثبت و ضبط است.
یکی از فعالین مسجد ثامنالائمه هشتبهشت کرمان با نام اختصاری "ک. ش" همدلی مردم در تهیه افطاری ساده برای بیش از ۴۰۰ نفر
را اینگونه روایت کرده است:
روایت کوچه مهربانی
از سحر که بیدار شدم، هوا بوی مهربانی میداد؛ پارکینگ را گرم کردم تا سرمای صبح دل همسایهها را نلرزاند.
هنوز آفتاب کامل بالا نیامده بود که یکییکی آمدند؛ باسلام و لبخند، با ظرف و سینی و نیت خیر؛ یکی با حوصله خرماها را هسته میکرد، دیگری خمیر را ورز میداد و عطر گلاب و دارچین در فضا میپیچید.
همه مشغول بودند، با دل؛ من هم کنارشان نشستم و گاهی خدا توفیق میداد خودم را سهیم کنم که برای مدت کوتاهی سهم من شد قالبزدن کلمپهها!

هر بار که خمیر نرم را در قالب میفشردم، نام یک شهید در دلم زنده میشد و هر کلمپه یادگاری بود از عشقی خاموشنشدنی و نقشی کوچک از ایثاری بزرگ.
احساس میکردم شیرینیها دارند رنگ ایمان میگیرند، رنگ محبت؛ ساعتها گذشت و خستگی در جمع ما جایی نداشت...
وقتی آخرین سینیها آماده شد و بخار خوشبو از میانشان بالا رفت، با هم به مسجد رفتیم و روی میزهای افطار را چیدیم و در دلمان آرامشی نشست.
همان لحظهای که روزهداران آمدند و بعد از نماز با لبخند شیرینیها را چشیدند، گویی لبخندشان شکرانهی یک روز بندگی بود.
اما قصه همینجا تمام نشد... باقی بستهها را جمع کردیم و قرار شد با همان عشق راهی بیمارستان شویم؛ رفتیم و دست به دست، میان بیماران عزیز پخششان کردیم.
انشاءالله این شیرینیهای شهیدانه، شفای دل و جانشان شود، همانطور که عطر محبتش دل کوچه و مسجد ما را پر کرد.
نظر شما