به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، صدای توپ پلاستیکی هنوز از کوچه میآید. چند نوجوان با خنده و شوخی، کفشهایشان را دم در جفت میکنند و بیآنکه قرار رسمی داشته باشند، راهشان به یک مقصد مشترک ختم میشود؛ شبستان مسجد جامع حاج قنبر. داخل مسجد، نور زرد لامپها روی فرشها افتاده و حلقهای از جوانها دور هم نشستهاند. یکی درباره برنامه جمعه حرف میزند، دیگری از اردوی پیشرو میپرسد و چند نفر هم آرام قرآن میخوانند. اینجا مسجد پاتوقی است که نسل جوان کازرون در آن، همدیگر را پیدا میکند.
در شهری که خیلیها از فاصله گرفتن نوجوانها از فضاهای سنتی میگویند، اینجا ماجرا شکل دیگری دارد. مسجد به قرارگاهی برای رفاقت، گفتوگو و تجربه بچهها تبدیل شده است؛ جایی که نوجوانها و جوانها حضور در آن را از سر تعلق انتخاب میکنند. همین انتخاب، قصه مسجد حاج قنبر را متفاوت میکند؛ قصه بنایی که با یک وقف ساده آغاز شد و حالا به پناهگاه امن یک نسل تبدیل شده است.
در دل شهرستان کازرون، مسجد جامع حاج قنبر سالهاست چنین نقشی را ایفا میکند؛ مسجدی که به گفته محمدمهدی شجاعی، عضو هیئت امنای آن، «یکی از مساجد مهم و پرکار کازرون» به شمار میآید؛ جایی که «هم در گذشته، هم امروز و انشاءالله در آینده، جوانهای زیادی را به خودش میبیند».
شجاعی که خود ۳۰ سال دارد، از نسلی است که در همین فضا رشد کرده و حالا مسئولیت فرهنگی مسجد را بر دوش گرفته است. او در گفتوگو با ما، ترکیب جمعیتی مسجد را اینگونه توصیف میکند: «سهپنجم جمعیت نمازگزاران ما را جوانها و نوجوانها تشکیل میدهند و دوپنجم دیگر، چه خواهران و چه برادران، پیشکسوتها هستند.» آماری که برای یک مسجد محلهای، قابل توجه است.

۱۵۰ نوجوان؛ یک قرار ثابت در مسجد
به گفته او، «بیش از ۱۵۰ عضو نوجوان و جوان» بهصورت مستمر با مسجد در ارتباطاند؛ عددی که نشان میدهد این فضا توانسته از یک مکان عبادی صرف، به یک کانون اجتماعی و تربیتی تبدیل شود. شجاعی تأکید میکند: «توفیق داریم که امروز در جمع دوستانه و باصفای بچههای مسجد کنار هم جمع شویم.» همین «جمع دوستانه» کلید فهم کارکرد مسجد حاج قنبر است؛ جایی که ارتباطها رسمی و خشک نیست و بر پایه رفاقت و همدلی شکل گرفته است.
«بیش از ۱۵۰ عضو نوجوان و جوان» بهصورت مستمر با مسجد در ارتباطاند؛ عددی که نشان میدهد این فضا توانسته از یک مکان عبادی صرف، به یک کانون اجتماعی و تربیتی تبدیل شود.نام مسجد هم ریشه در یک سنت قدیمی خیرخواهانه دارد. شجاعی توضیح میدهد: «آقای حاج قنبر نیاکان یکی از خیرین شهرستان بوده که در خیابان ۲۲ بهمن زمین داشته است و بخشی از زمینش را وقف مسجد میکند. به نام خودش هم نامگذاری شد و مسجد جامع حاج قنبر نیاکان ثبت شد.» وقف یک قطعه زمین، حالا به شکلگیری مرکزی انجامیده که دهها نوجوان و جوان را دور خود جمع کرده است.
اوج حضور جوانها، به گفته او، هنگام نماز مغرب است؛ «خواهوناخواه بچهها برای نماز مغرب بیشتر جمع میشوند.» اما برنامهها محدود به یک وعده نماز نیست. شجاعی از صبحهای جمعه میگوید که نوجوانها برای نماز صبح دور هم جمع میشوند و از ماه مبارک رمضان که «بچهها تا جایی که بتوانند خودشان را میرسانند تا نماز صبح را کنار هم بخوانند.»

وقتی مسجد «خانه اول» میشود
همین استمرار، مسجد را به «پاتوق» تبدیل کرده است؛ واژهای که شجاعی بیواسطه به کار میبرد: «مسجد برای بچهها یک پاتوق شده؛ جایگاهی شده که خودشان در کنار هم، همدیگر را حس میکنند.» او حتی پا را فراتر میگذارد و میگوید برخی نوجوانها «مسجد را خانه اولشان میبینند.»در روزگاری که بسیاری از نهادهای سنتی با چالش جذب نسل جدید روبهرو هستند، تجربه مسجد حاج قنبر قابل تأمل است؛ تجربهای که نشان میدهد اگر میدان به جوانها داده شود و برنامهها متناسب با نیاز و زبان آنها طراحی شود، مسجد میتواند دوباره به کانون زیست اجتماعی بدل شود.
رمضان؛ فصل پرواز ماهیها در آب
شجاعی برای توصیف این پیوند، به حدیثی از پیامبر اسلام(ص) اشاره میکند: «مؤمن در مسجد همچون ماهی درون آب است.» بعد با لبخند اضافه میکند: «بچههای ما هم خودشان را همینطور میبینند؛ مثل ماهی در آب.» تشبیهی که اگرچه ساده است، اما واقعیتی عینی را روایت میکند. نوجوانهایی که بودن در مسجد برایشان اجبار نیست بلکه یک انتخاب است.

مسجد جامع حاج قنبر امروز نمونهای است از اینکه چگونه یک وقف قدیمی، با مدیریت جوان و برنامهریزی فرهنگی، میتواند به زیستگاهی برای نسل جدید تبدیل شود. جایی که میان شور و شوق نوجوانها و زمزمه نماز، معنای تازهای از «مسجد محله» شکل گرفته است.
نظر شما