خبرگزاری شبستان-کرمان؛ طاهره بادامچی
ما هم نیاز به موعظه و توصیههای اخلاقی داریم؛ شیطان قدرتمند نیست اما مسئله این است با همه قدرتش به سراغ ما میاد و هر لحظه ممکن است محافل و جمعهای ما را پراکنده و از هم جدا کند.

این جملات را مهدیه صفیزاده، از بنیانگذاران کانون فرهنگی تبلیغی سهشنبههای مهدوی خیلی آرام و آهسته، کنار گوشم میگوید و ادامه میدهد: میخواهیم از این به بعد این جلسات اخلاقی را منظم داشته باشیم.
عصر یک روز دلانگیز در هوای رسیدن ماه میهمانی خدا، قرار عاشقانه دختران امام زمانی خانه شهید محمدرضا کاظمی میشود و دیدار با والدین این شهید.
آخرین بار حدود ۲ سال قبل بود که به اتفاق یکی از دوستان دیدار والدین شهید کاظمی رفتیم و از آن پس چند باری که قصد کردیم موفق نشدیم و به همین جهت این دیدار حداقل برای من که دو سال منتظرش بودم بسیار مغتنم است.

محمدرضا کاظمی همان شهیدی است که واسطه رساندن پیغام شهید محمدحسین یوسفالهی به حاج حسین بادپا در جریان عملیات والفجر ۸ بود تا بگوید که او شهید نمیشود... دست آخر هم این شهادت تا سوریه به تاخیر افتاد و حالا تنها سنگ یادبودی از شهید حاج حسین بادپا درست کنار یوسفالهی در جوار حاجقاسم است و هر سه مزار پای پای مزار محمدرضا کاظمی!

جاذبه معنوی شهید محمدرضا کاظمی فوق العاده است و خیلی وقتها در گرفتاریها به او متوسل شدم؛ توصیف حاجقاسم از شهدایی مثل محمدرضا کاظمی به گونهای است که انسان تمایل دارد همه تلاشش را برای کم کردن فاصله خود با شهدا انجام دهد.
به هر طرف خانه که نگاه کنی، عکسی از محمدرضا بر سینه دیوار نشسته است؛ عکسها را که نگاه میکنم بیاختیار اشکم جاری میشود؛ تا سخنران این جلسه خودمانی بیاید، دختران و بانوان گروه سهشنبههای مهدوی پای صحبت مادر محمدرضا مینشینند.
حاج خانم شروع میکند:
من کار خاصی برای محمدرضا نکردم! اندازه توانم سعی کردم برای تربیت او کاری کنم.
بچه که بود فرستادم مکتب تا قرآن و مفاتیح و حافظ را یاد بگیرد.

برای آنکه به مسجد و نمازجماعت تشویق شود روزی یک تومان به او جایزه میدادم و همین سبب شد او تا آخر به نماز اول وقت پایبند و مقید باشد.
روی حجاب خانمها حساس و در سخاوت و میهماندوستی نمونه بود؛ از جبهه که میآمد اگر ماه مبارک رمضان بود که افطاری میداد در غیر این صورت نزدیکان را شام و ناهار دعوت میکرد.
مسجد که میرفت مُکبر هم شده بود، هرگز از او دروغی شنیده نشد.
صحبتهای حاجخانم که تمام میشود، جلسه آماده شنیدن سخنان حجتالاسلام رسول اللهوردی، دبیر ستاد جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان کرمان است که خطاب به بانوان فعال عرصه مهدویت میگوید: شما خالصانه در خدمت جریان فرهنگی اجتماعی مهدویت هستید و باید بدانیم امروز در چه صحنه و فضایی حرکت و فعالیت میکنیم.
وی ادامه میدهد: ملت ایران حداقل ۴۷ سال در درگیری با جریان شیطان در واقع در برابر دشمنان امام عصر ایستاده است زیرا همه آنها نگران ظهور هستند و امام(ره) هم فرمود این حرکت ملت ایران طلیعه ظهور است؛ پس پیروزی ملت ایران اتفاق سادهای نبود.

حجتالاسلام اللهوردی با بیان اینکه ملت ایران در برابر دشمنانی ایستاده که میخواهند راه سعادت بشر را مسدود کنند؛ گفت: ملت ایران مبارزه با آنها را آغاز کرده و از این رو، مهدویت یک جریان مبارزه است؛ نه فقط ذکر بلکه مکتب و یک جریان تحول آفرین است.
وی با تأکید بر لزوم گسترش و توسعه فعالیتهای مهدوی گفت: هر کدام از شما باید شبکهای تولید کند و این گفتمان شهدا و امام را به همه برسانند و جامعه را برای مبارزه نهایی آماده کنند.

حجتالاسلام اللهوردی این را هم گفت که این موضوع امر سادهای نیست و باید خود را هم از نظر اخلاقی آماده و هم ظرفیت بالایی از نظر تربیتی در خود ایجاد کنیم که نمایش خلوص ما تقوا و معرفت و عرفان و نوع ارتباط ما با انسان ها است.
وی ادامه داد: نمای تقوا آنجایی است که ما در ارتباط با هم خود را شبیه اهل بیت کرده باشیم؛ پیامبر آزارها را تبدیل به کینه نمیکرد و ما هم باید خُلق خود را در ارتباط با دیگران تربیت کنیم و هویت خود را بشناسیم.

حجتالاسلام اللهوردی توصیه کرد: جریان محبت به انسانها را تقویت کنیم که اصلاً جریان ولایت، جریان محبت است؛ کدورتی نداشته باشیم جریان محبت آنقدر قوی باشد که اگر کسی خلاف منفعت ما کاری انجام داد ناراحت نشویم.
وی در همین جا به روایتی اشاره میکند که همه آن را شنیدیم: وقتی نامه اعمال ما بر حضرت حجت علیهالسلام عرضه میشود ایشان با دیدن اعمال برخی از ماها اشک میریزند...

حجتالاسلام اللهوردی اما بلافاصله جملهای میگوید که برخیها با شنیدنش به پهنای صورت اشک میریزند: خواهران! فکر نکنید آقا در جایگاه مثلاً یک قاضی از دیدن این اعمال گریه میکنند؛ نه، ایشان از شدت محبت و دلسوزی است که بر غفلت شیعیان اشک میریزند! چه امام مهربانی!
وی میگوید: اینکه خدا فرمود خلایق، عیال من هستند، نهایت محبت را به همه موجودات دارد و امام زمان نیز همین حالت را نسبت به بشریت دارند؛ پس ما هم نسبت به اطرافیان باید این حالت را پیدا کنیم.

حجتالاسلام اللهوردی آمادگی اخلاقی و درونی برای ایستادگی مقابل دشمن را لازم و ضروری دانست و با اشاره به جنگ نرم توجه به مولفههای هویت اسلامی ایرانی را مورد تأکید قرار داد و افزود: خیلیها از هویت خود بیاطلاع هستند در حالیکه باید هویت قدرتمند و قوی برای خود با اتکا به ایران و اسلام بسازیم و از تاریخ خود مطلع باشیم.
وی افزود: افراد ضعیف النفس بخاطر بی اطلاعی از تاریخ و هویت خود فریب فضای مجازی را میخورند.

حجتالاسلام اللهوردی در پایان بار دیکر تذکر داد: اگر حس محبت ما به انسانها کم است تقوای ما کم است؛ عرفا محبت زیادی دارند، حاج قاسم را ببینید که چطور علیه او حتی در همین کرمان طومار نوشتند اما بی اعتنا از آن عبور کرد.
کم کم پدر شهید هم در جمع ما حضور پیدا میکنند؛ وقتی خانم ایرانمنش، مسئول گروه فرهنگی تبلیغی سهشنبههای مهدوی توضیح میدهد که فعالیتهای این گروه چیست و چگونه برای ترویج مهدویت اقدام میکنند، پدر شهید میگوید: آفرین، آفرین؛ خوبه، کسی که به کار خوب مشغول نباشه، شیطان او را با خود میبرد!

این جمله به ظاهر ساده پدر شهید، خیلی تأمل برانگیز بود و عمیق بود؛ اصلاً یک نقشه راه برای همه شئون زندگی میتواند باشد؛ حتی در ساحت فردی هم همین است، به کار خوب که مشغول نباشی ناخواسته گرفتار شیطان میشوی.
مجموع همه این توصیهها رزق شهدایی دختران امام زمانی بود تا بدانند شرط اول خادمی امام زمان ارواحنافداه دلی صاف و صیقل یافته از غبارها و زنگارها و انباشته از محبت به بندگان خدا است و به قول علامه طباطبایی باید با همه{جدای از دشمتان خدا} مهربان بود.
نظر شما