خبرگزاری شبستان - مرتضی شفیعی: تجمع اخیر سازمان منافقین و برخی هواداران رژیم پهلوی در مونیخ آلمان، بار دیگر پرده از همسویی جریانهایی برداشت که سالهاست در تقابل با اراده و منافع ملت ایران حرکت میکنند. گردهماییای که با شعارهای تند علیه جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، اما بیش از آنکه نشانهای از قدرت باشد، بیانگر دوری این جریانها از واقعیتهای میدانی داخل کشور است.
حضور همزمان عناصر وابسته به سازمان منافقین در کنار سلطنتطلبان، برای بسیاری از ناظران سیاسی یادآور ائتلافهای مقطعی و مصلحتی میان گروههایی است که در گذشته حتی در تضاد با یکدیگر قرار داشتند. این همگرایی، از نگاه منتقدان، نه بر پایه منافع ملی بلکه بر محور مخالفت سیاسی شکل گرفته و به همین دلیل با واکنش منفی افکار عمومی داخل کشور روبهرو شده است.
در این میان، بیاعتنایی تهمانده رژیم پهلوی نسبت بهخونهای ریخته شده مردم بیگناه در حوادث دی ماه و تأکید بر بازگشت شاهنشاهی پهلوی به هر قیمتی! موجی از انتقادات را حتی میان سلطنتطلبان برانگیخته است. منتقدان معتقدند چنین رویکردی، نشاندهنده اولویت یافتن قدرتطلبی بر جان و معیشت مردم است. همین مسئله باعث شده بسیاری از مردم، فاصله میان شعارهای ادعایی و واقعیت عملکرد این جریان را به وضوح مشاهده کنند.
از سوی دیگر، حضور رضا پهلوی در تجمع مونیخ، آن هم پشت شیشههای ضدگلوله و در فضای کاملاً کنترلشده امنیتی؛ نمادی از شکاف عمیق میان ادعاهای پرطمطراق و واقعیت میدانی را نشان می دهد؛ تصویری که به زعم منتقدان، بیش از آنکه یادآور یک رهبر سیاسی در میدان عمل باشد، تصویر یک «دلقک سیرک در مونیخ» را تداعی کرد که از هزاران کیلومتر دورتر برای مردمی نسخه میپیچد که خود در متن تحولات حضور دارند.
این دوگانگی میان شعارهای حداکثری و حضور حداقلی در صحنه، بار دیگر پرسشهایی جدی درباره میزان پایگاه اجتماعی و ظرفیت واقعی این جریان برای ایفای نقش در معادلات داخلی ایران مطرح کرده است. تجمع مونیخ بیش از آنکه بتواند تصویری از یک گردهمایی منسجم اپوزوسیون علیه نظام اسلامی ایران ارائه دهد، برای بسیاری یادآور شکاف عمیق میان برخی جریانهای خارجنشین و مطالبات واقعی مردم ایران بود.
نظر شما