خبرگزاری شبستان _خراسانجنوبی؛فاطمه رحیمزاده- درِ کارگاه کوچک گوهرتراشی که باز میشود، بوی سنگِ خیسخورده و چرخِ گردان، مثل عطرِ زندگی در هوا میپیچد، بویی که نه فقط از دل عقیق و فیروزه، که از دلِ امید برمیخیزد. نور زرد لامپ روی خردهسنگها مینشیند و هر جرقهی ریز زیر دست استاد، شبیه تپش قلبی است که میگوید هنوز میشود از دل سختی، درخشش ساخت، اینجا صداها آراماند، صدای سایش سنگ با دستگاه، ذکر بیصدای مردی است که باور دارد نان را میتوان از دل سنگ بیرون کشید، کارگاه کوچک است، اما رویاهایش بزرگاند، هر نگین که صیقل میخورد، انگار زخمی از روزگار هم صیقل میخورد و بوی زندگی، پررنگتر از همیشه در فضا میماند.
گاهی زندگی آنقدر سخت میشود که نفس کشیدن هم شبیه جنگیدن است دستهایی که روزی آجر روی آجر میگذاشت، حالا باید راه تازهای برای ماندن پیدا میکرد، بیکاری و تنگنای معیشت، او را به سمت حرفه گوهرتراشی برد حرفهای که صبر و ظرافت میخواست.
او از هشت سال گذشته و در سن کهنسالی نه برای تفنن، که برای ادامه زندگی با چشمانی خسته اما دلی امیدوار پشت دستگاه گوهرتراشی نشست. حالا کارگاه کوچک او فقط محل کار نیست، پناهگاهی است برای مردی که نمیخواست زیر بار سختیها خم شود و ترجیح داد از دل سنگ، آیندهای دوباره بسازد.
چرخ دستگاه که میچرخد، صدای سایش سنگ در کارگاه کوچک میپیچد و برق ریزِ گوهر، چینهای صورت مرد ۶۶ ساله را روشنتر میکند، مردی که سالها زیر آفتاب و گردِ کار، نان حلال به خانه برده و حالا در سالهای کهنسالی، دوباره از دل سنگ روزی بیرون میکشد و بزرگترین آرزویش این است که پشت همین دستگاه و میان سنگها چشم از دنیا ببندد، نه از سر خستگی، که از سر دلبستگی به کاری که برایش فقط شغل نیست، تکیهگاه عزت و معناست.
در روزگاری که بسیاری در این سن به کنارهگیری میاندیشند، این گوهرتراش سالخورده با دستانی پینهبسته و نگاهی امیدوار، هر روز پیش از روشن شدن کامل هوا کارگاهش را جان میدهد تا ثابت کند میتوان حتی در کهنسالی هم از دل سختیها، گوهر امید تراشید.

علی یوسفی، کارآفرین و گوهرتراش ۶۶ ساله، از جمله مردانی است که پس از سال ها کار و تلاش در زمینه کار ساختمانی، معیشت خانوادهاش را نه از سیمان و آجر، بلکه از دل سنگهای سخت تأمین میکند و همچنان باور دارد کرامت انسان در کار کردن معنا مییابد.
او با موهای سپید و قامتی که نشانههای سالها کارگری را در خود دارد، امروز پشت میز کوچک گوهرتراشی مینشیند و از دل سنگ خام، نگینی برای زندگی میسازد.
این کارآفرین روزگاری در پروژههای ساختمانی فعالیت داشت و پس از کهولت سن ناچار شد برای رفع دغدغه نان، اجاره و آینده خانواده مسیر تازهای برای ادامه زندگی انتخاب کند، مسیری که از کار در خانه آغاز شد و به کارگاه گوهرتراشی رسید. او امید خود را در میان سنگها جستوجو میکند، برای او گوهرتراشی تنها یک شغل نیست، بلکه راهی برای حفظ کرامت انسانی و ایستادن روی پای خود است، اثبات این واقعیت که حتی در کهولت سن نیز میتوان از دل سختترین سنگها روزی حلال بیرون کشید.
یوسفی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسانجنوبی میگوید: حدود هشت سال است که وارد کار گوهرتراشی شدهام حرفهای که به آن علاقه داشته و در طفولیت گاها انجام میدادم، پیش از آن کارگر و بنای ساختمانی بودم و با کهولت سن عملاً توان ادامه کارگری را از دست داده و با وجود هزینههای زندگی، ناچار به دنبال شغلی جایگزین شدم.
وی با بیان اینکه پیشتر مدت کوتاهی در مشهد با کار سنگ و گوهرتراشی آشنا شده و تجربه مختصری داشتم، ادامه میدهد: پس از کهولت سن و از کارافتادگی تحت حمایت کمیته امداد قرار گرفتم.
وی میافزاید: فعالیت و کار گوهر تراشی را از خانه آغاز کردم تجهیزات خاصی نیاز نبود و با هزینهای حدود یک میلیون تومان دستگاه اولیه را با سرمایه شخصی و بدون دریافت تسهیلاتی تهیه کردم.

یوسفی با اشاره به مشکل اصلی کار خود بیان میکند: امروز نه انگیزه کم است و نه مهارت، بلکه مسئله اصلی سرمایه در گردش است، برای داشتن سود بیشتر در گوهر تراشی باید سنگ مرغوب تهیه کرد چراکه سنگهای معمولی بازدهی و طالب ندارد.
کارآفرین حوزه گوهرتراشی با بیان اینکه بازار به دنبال شجر و سنگهای باکیفیت است، میگوید: با حدود ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان میتوان سنگ مرغوب و... تهیه کرد و اگر بتوانم ۳۰۰ میلیون تومان تسهیلات دریافت کنم میتوانم علاوه بر خرید سنگ مرغوب شامل شجر و دیگر تجهیزات، رکاب نقره برای انگشترها تهیه کنم.
زمانی که سنگ مرغوب نباشد، بازار نیز شکل نمیگیرد، مردم به دنبال کیفیت کار هستند یوسفی در خصوص بازار فروش میگوید: زمانی که سنگ مرغوب نباشد، بازار نیز شکل نمیگیرد، مردم به دنبال کیفیت کار هستند و در صورت دریافت تسهیلات میتوانم سنگهای مرغوب از مناطق زیرکوه و سرایان تهیه کنم که با وجود قیمت بالای این سنگها در حال حاضر قادر به تأمین آن نیستم و با فراهم شدن امکان خرید، فروش نیز رونق خواهد گرفت.
وی با بیان اینکه چهار دختر دارم که سه نفر از آنها ازدواج کردهاند، ادامه میدهد: یکی از فرزندانم هنوز در خانه است و هزینههای زندگی همچنان پابرجاست و معتقدم انسان باید تا زمانی که توان دارد کار کند چرا که بیکاری روح و جسم انسان را فرسوده میکند.
وی ضمن قدردانی از حمایتهای کمیته امداد میگوید: چند صباحی است که با حمایت کمیته امداد در غرفه ای کوچکی در دوشنبه بازار با پرداخت ماهانه حدود ۵۰۰ هزار تومان مستقر شدم.
این کارآفرین بیرجندی دریافت تسهیلات را مهمترین دغدغه برای ادامه فعالیت خود بیان کرده و میگوید: از سوی کمیته امداد به یکی از بانک معرفی شدم اما متأسفانه در مرحله اول بانک به بهانه کهولت سن از پرداخت تسهیلات خودداری کرد و با پیگیری مجدد به تازگی پیام کارشناسی برای بانک دیگری دریافت کرده و امیدوارم این مرحله بتوانم تسهیلات دریافت کنم.
وی تأکید میکند: به دنبال کمک بلاعوض نیستم، فقط تسهیلاتی میخواهم تا بتوانم با تهیه سنگ مرغوب و... به کار گوهر تراشی ادامه دهم و دوست دارم روی پای خود بایستم.
آرزویم این است که تا زمانی که توان دارم کار کنم و اگر روزی قرار است از دنیا بروم، پشت چرخ گوهرتراشی باشد، نه در بیکاری و ناامیدیوی با بیان اینکه وقتی انسان شاغل باشد، عزتش حفظ میشود، می افزاید: آرزویم این است که تا زمانی که توان دارم کار کنم و اگر روزی قرار است از دنیا بروم، پشت چرخ گوهرتراشی باشد، نه در بیکاری و ناامیدی.
روایت علی یوسفی نمونهای از صدها کارآفرین خاموش است که با وجود سن بالا و آسیبهای جسمی، امید خود را در دل سنگ جستوجو میکنند و باور دارند نان حلال را حتی از سختترین مسیرها نیز میتوان به دست آورد.
نظر شما