به گزارش خبرگزاری شبستان، گاهی برخی خبرها در ظاهر سادهاند؛ یک پرتاب فضایی، یک ماهواره جدید یا یک پروژه فناورانه دیگر. اما اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، متوجه میشویم که پشت این رویدادها معمولاً تغییرات عمیقتری در حال شکلگیری است. «پرتاب نخستین ماهواره زمینآهنگ صداوسیما» از همین جنس خبرهاست؛ رویدادی که شاید در نگاه اول صرفاً به حوزه فناوری فضایی مربوط باشد، اما در واقع بیش از هر چیز به آینده زیرساخت رسانهای کشور ارتباط پیدا میکند. ماهواره «جامجم ۱» با نام ثبتی IRANDBS، به عنوان نخستین ماهواره زمینآهنگ طراحیشده برای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، روز پنجشنبه ۲۳ بهمنماه ۱۴۰۴ از پایگاه فضایی قزاقستان به فضا پرتاب شد.
در سالهای اخیر، شیوه مصرف رسانه به شکل چشمگیری تغییر کرده است. مخاطبان دیگر مانند گذشته فقط بیننده منفعل نیستند. آنها انتخاب میکنند، نظر میدهند، محتوا را به اشتراک میگذارند و حتی خودشان تولیدکنندهاند. این تحول باعث شده رسانههای سنتی در سراسر جهان با یک پرسش اساسی روبهرو شوند: چگونه میتوانند در عصر پلتفرمهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی جایگاه خود را حفظ کنند؟ به نظر میرسد پروژههایی مانند «جامجم ۱» تلاشی برای پاسخ به همین چالش باشد؛ تلاشی برای تقویت زیرساختی که بتواند رسانه را از مدلهای قدیمی به سمت مدلهای جدید هدایت کند.
نکته مهم این است که نقش ماهواره در اینجا لزوماً افزایش تعداد شبکهها یا جذب مستقیم مخاطب نیست. برخلاف تصور رایج، همه ماهوارهها برای دریافت خانگی طراحی نمیشوند. برخی از آنها در واقع ستونهای پنهان شبکه پخش هستند؛ ابزارهایی که سیگنال را میان مراکز مختلف منتقل میکنند، کیفیت ارتباط را بالا میبرند و امکان مدیریت بهتر شبکه را فراهم میکنند. اگر «جامجم۱» را از این زاویه ببینیم، اهمیت آن بیشتر به حوزه زیرساخت باز میگردد تا نمایش بیرونی.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم فضای رسانهای امروز به شدت رقابتی و تا حدی سیاسی شده است. رسانهها دیگر فقط ابزار سرگرمی یا اطلاعرسانی نیستند. آنها بخشی از قدرت نرم کشورها محسوب میشوند. داشتن زیرساخت مستقل برای انتقال سیگنال میتواند به معنای کاهش وابستگی به دیگران و افزایش توان تصمیمگیری در شرایط حساس باشد. در دنیایی که دسترسی به برخی فناوریها یا خدمات ممکن است تحت تأثیر عوامل سیاسی قرار گیرد، داشتن ظرفیتهای بومی یک مزیت راهبردی به شمار میآید. اما شاید مهمترین سوال این باشد که آیا سرمایهگذاری روی زیرساختهای ماهوارهای در زمانی که جهان به سمت اینترنت و پلتفرمهای آنلاین حرکت میکند، منطقی است؟ پاسخ ساده نیست. واقعیت این است که آینده رسانه احتمالاً ترکیبی از هر دو خواهد بود. اینترنت سرعت و انعطافپذیری بالایی دارد، اما همچنان در بسیاری از مناطق یا شرایط خاص با محدودیت مواجه است. ماهوارهها میتوانند مکمل این فضا باشند، شبکهای پشتیبان که در شرایط بحران یا نیاز به پوشش گسترده، نقش حیاتی ایفا کند. از سوی دیگر، موفقیت چنین پروژههایی صرفاً به فناوری وابسته نیست. حتی پیشرفتهترین زیرساختها نیز بدون تغییر در رویکرد تولید محتوا و ارتباط با مخاطب تأثیر محدودی خواهند داشت. اگر هدف از توسعه زیرساخت، پاسخ به نیازهای جدید مخاطب باشد، باید در کنار آن تحول در نگاه رسانهای نیز رخ دهد؛ تحولی که مخاطب را جدی بگیرد و از مدلهای قدیمی فاصله بگیرد.
پرتاب «جامجم ۱ » را میتوان نشانهای از این دانست که نگاه به رسانه دیگر صرفاً به استودیو و برنامهسازی محدود نیست و زیرساختهای فنی نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کردهاند. رسانه امروز بدون شبکه انتقال پایدار، بدون ظرفیت فنی مستقل و بدون آمادگی برای شرایط متغیر جهانی نمیتواند رقابت کتد. به همین دلیل، سرمایهگذاری در چنین پروژههایی بیش از آنکه نمایشی باشد، بخشی از تلاش برای بازسازی ستون فقرات رسانهای است.
در نهایت، ارزش واقعی «جامجم ۱» زمانی مشخص خواهد شد که ببینیم چگونه در عمل مورد استفاده قرار میگیرد. اگر این ماهواره صرفاً به عنوان یک دستاورد نمادین باقی بماند، تأثیر آن محدود خواهد بود اما اگر به بستری برای ارتقای کیفیت پخش، افزایش انعطافپذیری شبکه و حرکت به سمت مدلهای جدید رسانهای تبدیل شود، میتواند آغازگر مرحلهای تازه باشد. شاید بتوان گفت اهمیت اصلی این پروژه نه در خود پرتاب، بلکه در مسیری است که پس از آن آغاز میشود.
نظر شما