تربیت انسان در بستر فرهنگ اسلامی؛ نیازمند دو سیاست بنیادی

حجت‌الاسلام درودی به بررسی چالش‌های موجود در جامعه و تاثیر آن بر فرهنگ عمومی پرداخت و بر اهمیت توجه به ساختارهای زیربنایی تربیتی و معنوی در ایجاد یک جامعه سالم و پیشرفته تأکید کرد.

حجت الاسلام «حسین درودی»، پژوهشگر حوزوی، مدرس صنعت تحول و علوم طبیعتی در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان با اشاره به خدشه دار شدن فرهنگ عمومی به مسأله تربیت انسان و ضرورت برنامه‌ریزی‌های زیربنایی و روبنایی در این زمینه اشاره کرد و گفت: ما برای تربیت انسان نیاز به دو نوع سیاست داریم: یکی سیاست‌های زیربنایی و دیگری روبنایی. مباحث زیربنایی شامل فطرت، عقل اولیه و قلب اهدایی خداوند هستند که از جنس خداوند و نورانی‌اند. این ساختارهای بنیادی باید با تربیت و برنامه‌ریزی صحیح پرورش یابند، تا در پی آن، زیست فردی و اجتماعی انسان بر اساس ارتباط صحیح با خدا و دیگر انسان‌ها شکل گیرد.

وی افزود: اگر این ارتباطات بین فطرت انسانی و عقل سالم برقرار شود، انسان در جامعه‌ای پیشرفته و مهرورزانه زندگی خواهد کرد. به‌عنوان مثال، زمانی که از زیبایی‌های طبیعت لذت می‌بریم یا از دیدن انسان‌های وارسته آرامش می‌گیریم، این نشان‌دهنده ارتباطات انسانی و الهی است که در جهان طبیعت برقرار است.

حجت‌الاسلام درودی به چالش‌های کنونی جامعه و رابطه آن با دستاوردهای انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: انقلاب اسلامی ایران بیش از ۴۰ سال عمر گرانبهایی دارد و یکی از دستاوردهای بزرگ آن، احیای ارتباط انسان با خدای خود، فطرت، عقل و قلب خدادادی‌اش است. این ارتباط نه تنها در سطح فردی، بلکه در سطح اجتماعی نیز دستاوردهایی به همراه داشته است، همچون ایثار، خدمت به مظلومان، مقاومت و مقابله با ظالمان. اما امروز که در جامعه با چالش‌ها و تنش‌هایی روبرو هستیم، باید ابتدا به زیرساخت‌های بنیادین این تحول توجه کنیم. آیا در جامعه‌ای که با مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی مواجه است، این زیرساخت‌ها سالم و استوار هستند؟.

تضاد اجتماعی؛ ریشه در عدم هماهنگی درون‌ساخت‌ها

وی در ادامه افزود: برای مثال، وقتی می‌گوییم 'اول خدا، بعد شما'، آیا این ساختار با عقل، قلب و فطرتی که خداوند به انسان عطا کرده همخوانی دارد؟ آیا این رابطه با مبانی خلقت انسان هم‌راستا است؟ در حقیقت، ما باید بگوییم 'اول خدا، آخر هم خدا' در تمام کارهایی که انجام می‌دهیم، زیرا خداوند نیازی ندارد که اول کار را انجام دهد و باقی امور را به انسان بسپارد. اما وقتی این ساختار آسیب می‌بیند و در عمل گفته می‌شود 'اول خدا، بعد انسان'، این مسأله می‌تواند به زیرساخت‌های عقلانی و عاطفی انسان آسیب بزند و ارتباط او با خدا را مختل کند. این تضادها تنها در سطح اجتماعی قابل مشاهده نیست بلکه در سطح فردی نیز اثرات مخربی دارد. وقتی انسان‌ها درگیر تضادهای درونی و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و حتی روحی هستند، ممکن است گمان کنند که رفع مشکلات اقتصادی تمام مشکلات روحی و روانی آن‌ها را نیز حل خواهد کرد. در حالی که این‌گونه نیست و به همین دلیل است که اغلب افراد از نظر روانی و روحی احساس ناامنی می‌کنند.

حجت‌الاسلام درودی در ادامه به مسأله تضاد اجتماعی و ارتباط آن با مشکلات درونی انسان‌ها اشاره کرد و گفت: امروزه در جامعه ما یک تضاد اجتماعی و تضاد اساسی بین انسان و خدا وجود دارد که ریشه در بی‌توجهی به مسائل بنیادی دارد. بسیاری از مردم به جای پرداختن به این تضاد عمیق، تنها از حواس پنج‌گانه خود برای حل مشکلات استفاده می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند که اگر اقتصاد حل شود، دیگر هیچ‌گونه تنش یا بحران دیگری وجود نخواهد داشت؛ گویی که وقتی تأمین اقتصادی و جسمی فرد انجام شد، تمام مشکلات روحی و روانی او نیز برطرف می‌شود. اما این تصور نادرست است. چرا که رفع نیازهای مادی نمی‌تواند تمام نیازهای روحی و معنوی انسان را پاسخ دهد.

وی ادامه داد: حال سوال اینجاست که چرا کسانی که از نظر اقتصادی و اجتماعی در وضعیت خوبی قرار دارند، همچنان احساس ناامنی و بحران می‌کنند؟ چرا این افراد که قدرت و ثروت دارند، باز هم در جامعه ناامنی ایجاد می‌کنند؟ در پاسخ باید گفت که این افراد در واقع به دنبال رفع یک فشار درونی هستند، اما چون آموزش لازم را ندیده‌اند، نزدیک‌ترین راه‌حل را برای خروج از بحران‌های درونی خود انتخاب می‌کنند. در واقع، یکی از دلایل اصلی مشکلات کنونی جامعه ما این است که توجه کافی به زیربناهای روحی و درونی انسان‌ها نمی‌شود. در طول تاریخ بشری، ابتدا به اقتصاد توجه شده و بعد به روابط اجتماعی و ارتباطات انسانی، مانند ارتباط بین زن و مرد و انسان با طبیعت.

این پژوهشگر حوزوی ادامه داد: اما امروز شاهدیم که انسان‌ها بدون توجه به زیربنای درونی خود، به تخریب لایه‌های طبیعی و زیست‌محیطی پرداخته‌اند. مثلاً بسیاری از کسانی که اقتصادشان تأمین است، به دنبال ساخت ویلاهای لوکس در مناطق کوهستانی هستند، اما آیا لذت بیشتر از این‌گونه اقدامات، بدون توجه به اصول طبیعی و روحی انسان ممکن است؟؛ در حقیقت، انسان باید به این نکته توجه کند که برای داشتن آرامش درونی و اجتماعی، باید با قوانین طبیعی و الهی زندگی کند. همان‌طور که چشم محدودیت‌هایی دارد و نمی‌تواند هر نوری را ببیند، گوش نمی‌تواند هر صدایی را تحمل کند و معده نمی‌تواند هر غذایی را هضم کند، انسان نیز باید زیست خود را مطابق با مقتضیات فطری و طبیعی تنظیم کند. اگر انسان بخواهد در برابر تکانه‌ها و بحران‌های زندگی مقاوم باشد، باید این هماهنگی درونی را با جهان هستی برقرار کند.

ایجاد تعادل میان لایه‌های مختلف جامعه و فرد

درودی با اشاره به اهمیت توجه به ساختارهای درونی انسان‌ها، ادامه داد: در هر جامعه‌ای، رشد و شکوفایی تنها زمانی ممکن است که انسان‌ها به لایه‌های مختلف وجودی خود توجه کنند. این توجه نه ‌تنها به نیازهای جسمی، بلکه به نیازهای معنوی و روحی نیز مربوط است. انسان باید متناسب با طبیعت خود، نیازهای درونی‌اش را شناسایی کند و به آن‌ها پاسخ داد. جامعه‌ای که در آن تنها به رفع نیازهای مادی توجه شود، به‌طور حتم با تنش‌های درونی و بیرونی روبه‌رو خواهد شد. وقتی انسان‌ها نتوانند به نیازهای معنوی خود پاسخ دهند، در مواجهه با بحران‌ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی، احساس ناامنی می‌کنند.

توجه به طبیعت و روح انسان؛ راهی برای برون‌رفت از بحران‌ها

حجت‌الاسلام درودی به لزوم توجه به طبیعت و روح انسان در فرآیند تحول اجتماعی و فردی تأکید کرد و افزود: قرآن کریم می‌فرماید: «ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوب»، یعنی تنها با یاد خداست که دل‌ها آرامش می‌یابند. اگر بخواهیم از تکانه‌ها و تنش‌ها در امان باشیم، باید به ساختارهای درونی خود و به خداوندی که پایه‌گذار این ساخت‌هاست، توجه کنیم.در نهایت، اگر قرار است که جامعه و فرد در مسیر تحول قرار گیرند، باید ابتدا از زیرساخت‌های معنوی و طبیعی انسان آغاز کنند. جامعه‌ای که به این زیرساخت‌ها بی‌توجه باشد، با بحران‌ها و چالش‌های بیشتر مواجه خواهد شد.

حجت‌الاسلام درودی بیان کرد: برای حل بحران‌ها و مشکلات موجود در جامعه، باید ابتدا به ساختارهای زیربنایی انسانی و ارتباط انسان با خدا و طبیعت توجه کرد. وی بر این باور است که بدون این توجه، هیچ‌گونه تحول واقعی در جامعه به وقوع نخواهد پیوست و تنها با پیوند دوباره انسان‌ها با فطرت خود و ارزش‌های معنوی است که می‌توان از بحران‌ها عبور کرد و امنیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را برقرار ساخت.

کد خبر 1862964

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha