به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، سفرنامههای حج همواره پلی میان تجربه شخصی و تاریخ اجتماعی بودهاند. این آثار نه تنها مناسک حج را روایت میکنند، بلکه تصویری زنده از فرهنگ و تمدن اسلامی در طول قرون ارائه میدهند.
نگارش سفرنامههای حج فارسی از قرن پنجم هجری وبا سفر ناصرخسرو به حج آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است؛ این آثار علاوه بر روایت مناسک، منبعی ارزشمند برای شناخت فرهنگ، تاریخ و جامعه ایران و جهان اسلام هستند. از قرن چهارم تا دوازدهم هجری، سفرنامههای حج به تدریج افزایش یافت. نویسندگان این آثار از شهرهای مختلف ایران و حتی مناطق فارسیزبان خارج از ایران مانند هند و آسیای میانه بودند.
بیشترین تعداد سفرنامههای حج فارسی در دوره قاجار نوشته شده است چون در این زمان، امکان رفتن به حج برای طبقات مختلف مردم میسرشد و بسیاری از علما، تجار و حتی زنان سفرنامههای خود را نوشتند. در دوران معاصر نیزبرخی نویسندگان اقدام به نگارش سفرنامه حج کرده اند که غالبا نگاهی اجتماعی به این آیین دارند. سفرنامه حج تنها گزارش یک آیین نیست بلکه بازتابی از اندیشههای فلسفی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه است.
یکی از این سفرنامهها کتاب «الهی! دورت بگردم» نوشته «محمدرضا جعفرملک» است. او که بیش از ۲۰ سال سابقه کار خبرنگاری دارد از حج تمتع ۱۴۰۱ خود یک سفرنامه نوشته است. این کتاب در ۳۰۶ صفحه توسط موسسه فرهنگی هنری مشعر به چاپ رسیده است.
او مناسک حج را حتی از زاویه هنرهفتم هم بررسی می کند
این اثر در۴ فصل و یک بخش اختصاصی برای تصاویر تنظیم شده و روایتی بیواسطه از حج را بازگو میکند که از ثبت نام در کاروان حج آغاز میشود و تا سفره احسان بعد از بازگشت از حج ادامه دارد. مولف در این کتاب، میکوشد تا در کنار بیان ادیبانه از بیان حقایق دور نشود و وقایع را چون شاهدی بازگو کند که با چشم جان منا، مشعر و مسجدالنبی (ص) را مینگرد.

نویسنده در ابتدای کتاب درباره انگیزه خود برای نگارش این کتاب می نویسد: «آنچه سبب گردید این مجموعه را گردآوری کنم، خاطرات و دل نوشتههایی بود که پس از حج سال ۱۴۰۱ در قالب گزارشهایی در خبرگزاری جمهوری اسلامی یعنی ایرنا نوشتم تا هم زائرانی که قرار بود در سال ۱۴۰۲ به سفر حج تمتع بروند، این مطالب را بخوانند و با آمادگی بیشتر و بهتری عازم سرزمین وحی شوند، هم تجدیدخاطره ای برای خودم باشد و هم زائرانی را خوشحال کنم که تجربه این سفر معنوی را قبلاً داشتهاند و حالا با خواندن این مطالب دوباره حس و حال معنوی کنار خانه خدا و حرم رسول خدا برای آنها زنده میشود.»
وی ادامه می دهد: «در خصوص حج سفرنامه و آثار متعددی نوشتهشده ولی برای اینکه خوانندگان را خسته نکنم و به تکرار مکررات نپردازم، تلاشم بر این بوده تا مطالبی را بیان کنم که برای زائران خانه خدا مفید باشد و کمترهم به آن پرداخته میشود و سعی کردهام مطالبی را مطرح کنم که نهفقط برای حاجیان بلکه برای برگشتگان از خانه خدا هم سودمند باشد».
مولف در این کتاب گاهی به امور شرعی و فقهی حج پرداخته، گذری به مسائل تاریخی این آیین دینی داشته و در برخی موارد نیز نکات طنز و شوخ طبعیهای زائران را بیان کرده است. «جعفرملک» به مسائل روز جامعه نیز اشاره می کند حتی مناسک حج را از زاویه هنر هفتم نیز مورد بررسی قرار می دهد. علاوه بر این در برخی موارد نگاهی آسیبشناسانه به مسائل اجتماعی و فرهنگی زائران دارد که میتواند موضوع قابل توجهی برای دستاندرکاران حج باشد. به همین دلیل هم معتقد است که شاید بتوان نام این کتاب را «کشکول حج» گذاشت چون در آن به انواع و اقسام موضوعات از مسائل بهداشتی و اجتماعی حج تا نکات تاریخی، فرهنگی و ادبی حج اشاره کرده است.
بخشی از کتاب «الهی! دورت بگردم»
اجلاس سران در سرزمین منا!
بعضی از آقایان بعد از حلق (تراشیدن سر) تفاوت چندانی نکرده بودند. اینها همان کسانی هستند که وقتی هم برای اصلاح به آرایشگاه میروند، فقط آب میخورند و کار چندانی ندارند. بعضی حاجیها هم «سرشناس» شده بودند. یعنی سر هر حاجی را که میدیدند، متوجه میشدند که تراشیدن آن چقدر زمان میبرد. بسیاری از حاجیان بعد از حلق، عرقچین یا کلاه به سر گذاشتند. یکی از زائران به شوخی گفت: حالا همه باهم «همسر» هستیم. بعضیها حوصله نداشتند تا کسی سربهسر آنان بگذارد ولی برخی هم گعدهای داشتند و به قول یکی از حاجیان، اجلاس «سران» به راه انداخته بودند.
بعضی از حجاج، سرشناس بودند. چون تشخیص میدادند سر فلان زائر براثر تصادف زیر تیغ جراحی رفته که البته گاهی اظهرمن الشمس بود، بهگونهای که جای بخیهها بهخوبی دیده میشد. این دسته از زائران وقتی با تراشیدن سر، رازشان برملا میشد، به ماجرای تصادف خود اشاره میکردند و دیگران همنظر کارشناسی میدادند؛ چه در تصادف و چه در عمل جراحی! برخی از سرها هم یادآور هشت سال دفاع مقدس بود. هنگامی که مشغول تراشیدن سر یکی از زائران اصفهانی بودم، در سطح سرش جای ترکشهای دشمن بود و این زائر مخلص اصفهانی سکوت کرد ولی همراهش گفت که در کدام عملیات مجروح شده است. (صفحه ۲۰۲)
نظر شما