«میدان و دیپلماسی»؛ دکترین تازه مذاکره ایران در مسقط

صبح امروز جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، دور تازه مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان در مسقط آغاز شد؛ نشستی حساس که میراث جنگ ۱۲ روزه، تمرکز بر پرونده هسته‌ای و نداشتن اعتماد متقابل را با خود به میز گفت‌وگو آورده است. این مذاکرات بیش از هر زمان دیگر، بیانگر تلاش برای مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش تنش‌های منطقه‌ای است، در حالی که مسیر رسیدن به توافق هنوز مبهم و دشوار به‌نظر می‌رسد.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: بار دیگر نگاه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به پایتخت عمان دوخته شده است؛ شهری که در سال‌های گذشته بارها نقش کانال ارتباطی میان ایران و آمریکا را ایفا کرده است. با این حال، فضای حاکم بر این دور از گفت‌وگوها تفاوتی بنیادین با گذشته دارد.

مذاکراتی که امروز جمعه درحال انجام است، نه از سر یک روند دیپلماتیک معمول، بلکه در شرایطی پرتنش شکل می‌گیرد؛ شرایطی که هنوز تحت تأثیر پیامدهای «جنگ ۱۲روزه» قرار دارد؛ جنگی که دور قبلی گفت‌وگوها را متوقف کرد و ایران، آمریکا و اسرائیل را در آستانه رویارویی مستقیم قرار داد.

گزارش‌های میدانی و تحرکات دیپلماتیک نشان می‌دهد هیئت ایرانی این‌بار با راهبردی متفاوت وارد مسقط می‌شود؛ راهبردی که می‌توان آن را «احتیاط مسلح» نامید. به بیان دیگر، تهران دیگر لبخندهای دیپلماتیک را تضمین‌کننده توافق نمی‌داند و معتقد است میدان، ضلع مکمل دیپلماسی است؛ برداشتی که ریشه در تجربه ماه‌های اخیر دارد.

بازگشت به نقطه توقف؛ نه شروعی از صفر

پیام تهران پیش از رسیدن هیئت مذاکره‌کننده روشن بوده است: ایران برای آغاز مذاکراتی تازه یا بازنویسی توافقات قبلی به عمان نمی‌رود. خواسته اصلی، ازسرگیری گفت‌وگوها دقیقاً از همان نقطه‌ای است که پیش از آغاز درگیری نظامی متوقف شد.

در نگاه ایران، متونی که پیش‌تر بر سر آنها توافق شده، «حقوق به‌دست‌آمده» محسوب می‌شوند؛ امتیازهایی که پس از مذاکراتی طولانی حاصل شده و نباید با تحولات نظامی اخیر از میان بروند.

این اصرار حامل پیامی سیاسی است؛ تهران نمی‌خواهد جنگ اخیر به ابزاری برای فشار و تحمیل امتیازات جدید تبدیل شود. برعکس، مقامات ایرانی بر این باورند که ایستادگی در آن مقطع، وزن چانه‌زنی کشور را افزایش داده است.

«میدان و دیپلماسی»؛ دکترین تازه مذاکره

شاید مهم‌ترین تغییر در تفکر مذاکره‌ای ایران، تثبیت هم‌زمانی دو مسیر میدان و دیپلماسی باشد. اگر در گذشته درباره اولویت این دو بحث وجود داشت، تجربه اخیر به این جدل پایان داده است.

از نگاه تهران، ورود به مذاکرات بدون پشتوانه بازدارندگی نظامی، نوعی ریسک محسوب می‌شود؛ زیرا تهدید نظامی حتی در اوج گفت‌وگوهای سیاسی نیز از دستور کار رقبا حذف نشده است.

بر همین اساس، مذاکرات مسقط در حالی برگزار می‌شود که نیروهای مسلح ایران در وضعیت آماده‌باش قرار دارند و پیام‌های میدانی همزمان با پیام‌های دیپلماتیک مخابره می‌شود. منطق حاکم بر این رویکرد را می‌توان چنین خلاصه کرد که ایران نمی‌خواهد بار دیگر زیر سایه تهدید مذاکره کند، مگر آنکه خود نیز از ابزار بازدارندگی برخوردار باشد.

این توازن، انعطاف در متن مذاکرات و آمادگی در میدان، قرار است ریتم گفت‌وگوهای امروز جمعه را تعیین کند و مانع تکرار غافلگیری‌های گذشته شود.

تمرکز بر پرونده هسته‌ای؛ جلوگیری از «تله مذاکراتی»

تهران برای جلوگیری از گسترش دامنه مذاکرات، تنها یک موضوع را در دستور کار قرار داده است: پرونده هسته‌ای.

مقامات ایرانی معتقدند طرح موضوعاتی مانند توان موشکی در شرایط شکننده امنیتی، تلاشی برای تضعیف اهرم‌های قدرت ایران است، تلاشی که به باور آنان ریشه در فشارهای اسرائیل دارد و از سوی آمریکا پیگیری می‌شود.

تمرکز بر پرونده هسته‌ای نشان می‌دهد ایران به دنبال یک «راه‌حل فنی–سیاسی» است که بتواند مسئله تحریم‌ها را نیز حل‌وفصل کند، نه آنکه وارد معامله‌ای گسترده با دولت آمریکا شود.

 نکته قابل توجه دیگر، نقش پررنگ بازیگران منطقه‌ای در تسهیل این گفت‌وگوها و تمایل مشترک طرفین به محدود ماندن نقش اروپا است.

سایه اسرائیل؛ بازیگر غایب اما اثرگذار

سخن گفتن از مذاکرات مسقط بدون اشاره به اسرائیل دشوار است؛ بازیگری که هرچند در میز گفت‌وگو حضور ندارد، اما به‌عنوان مخالف اصلی هرگونه تنش‌زدایی شناخته می‌شود.

برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که تل‌آویو از هر توافق احتمالی زیان می‌بیند و ممکن است در روزهای آینده به اقداماتی برای برهم زدن روند مذاکرات دست بزند.

نقش این رژیم در شعله‌ور شدن جنگ ۱۲روزه نیز از همین زاویه تفسیر می‌شود؛ تلاشی برای جلوگیری از توافق در لحظات پایانی.

در چنین فضایی، تهران انتظار دارد واشنگتن اگر واقعاً خواهان جلوگیری از یک جنگ فراگیر منطقه‌ای است، تنها به مذاکره اکتفا نکند و متحد خود را نیز مهار کند.

نقش منطقه‌ای و پیامدهای بین‌المللی

در حالی که تمرکز مذاکرات بر پرونده هسته‌ای است، نتایج آن پیامدهای گسترده‌تری در منطقه و فراتر از آن دارد. ادامه‌دار شدن تنش‌ها می‌تواند بر امنیت انرژی، بازار نفت جهانی و ثبات منطقه تأثیر بگذارد.

بازار نفت در ساعات ابتدایی مذاکرات واکنش آرامی نشان داد، که برخی تحلیلگران آن را نشانه انتظار فعالان بازار برای روشن شدن نتایج اولیه مذاکرات دانستند. این واکنش اقتصادی انعکاسی از اهمیت بالای موضوع برای امنیت انرژی جهانی است.

هم‌زمان، نقش کشورهای منطقه‌ و میانجی‌گرهایی نظیر عمان، نشان می‌دهد که دیگر بازیگران منطقه‌ای تمایل دارند از تشدید بحران و گسترش جنگ جلوگیری کنند، حتی اگر نتایج مذاکرات اولیه بیانیه‌ای ابتدایی و محدود باشد.

مذاکراتی محتاطانه، نه خوش‌بینانه

فضای حاکم بر این دور از گفت‌وگوها جشن‌گونه نیست و اعتماد میان طرفین همچنان شکننده است. حضور ایران در مسقط بیش از آنکه ناشی از خوش‌بینی باشد، تلاشی برای دادن فرصتی دوباره به دیپلماسی و پاسخ به تلاش میانجی‌های منطقه‌ای تلقی می‌شود.

با این حال می توان گفت که هزینه جنگ همچنان بالاست و دیپلماسی هرچند ناقص و دشوار، نوز کم‌هزینه‌ترین گزینه به شمار می‌آید.

سناریوهای پیش‌روی مذاکرات

با توجه به وضعیت کنونی، سه سناریوی محتمل برای مسیر مذاکرات قابل تصور است:

الف. توافق مرحله‌ای: دو طرف می‌توانند درباره چارچوب کلی گفت‌وگوها و موارد فنی هسته‌ای به توافقی اولیه برسند که راه را برای مذاکرات بعدی باز کند.

ب. بن‌بست و توقف: اختلافات ساختاری بر سر چگونگی بازگشت به تعهدات پیشین یا نحوه لغو تحریم‌ها می‌تواند باعث توقف مذاکرات شود و این بار نیز فضای گفت‌وگو به بن‌بست برسد.

ج. گشایش محدود: امکان رسیدن به توافقی محدود و فنی در مسائل هسته‌ای وجود دارد که فصل گفت‌وگوها را باز کند اما به توافقی جامع منتهی نشود.

هر کدام از این سناریوها پیامدهای خاص خود را دارد، اما یک نکته روشن است که هیچ راه‌حل سریع و ساده‌ای در این دور از مذاکرات به چشم نمی‌خورد.

جمعه سرنوشت‌ساز؛ آزمون واقع‌گرایی واشنگتن

آغاز مذاکرات در مسقط، بیش از آنکه پیروزی دیپلماسی باشد، نشانه‌ای از تلاش برای جلوگیری از تشدید بحران‌های منطقه‌ای است، تلاش میان دو قدرت بزرگ جهانی که از اختلافات عمیق و بی‌اعتمادی رنج می‌برند.

ایران راهی مسقط شد با این باور که در سیاست بین‌الملل، «سخن نرم» بدون «پشتوانه سخت» دوام نمی‌آورد. مذاکرات ممکن است گره‌های فنی پرونده هسته‌ای را باز کند، اما فرض پایان تهدید نظامی از نگاه تهران خطایی راهبردی است.

آنچه می‌تواند روند مذاکرات را به سمت موفقیت ببرد، نه خوش‌بینی بی‌مبنا، بلکه رویکردی واقع‌گرا، هدفمند، و پایبند به منافع ملی است. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داده که ورود به گفت‌وگو بدون آماده‌سازی و تأمین الزامات امنیتی، می‌تواند راه به بن‌بست ببرد.

موفقیت این دور از گفت‌وگوها تا حد زیادی به میزان درک آمریکا از واقعیت جدید بستگی دارد که ایرانِ پس از جنگ ۱۲روزه با گذشته تفاوت دارد و زبان تهدید، کارایی سابق را ندارد.

اکنون توپ در زمین واشنگتن است؛ یا بازگشت به تفاهم‌های پیشین همراه با ضمانت‌های واقعی، یا پذیرش این واقعیت که عصر «مذاکره زیر آتش» رو به پایان است و جای خود را به معادله‌ای مبتنی بر بازدارندگی متقابل داده است.

در همین چارچوب، تهران یادآوری می‌کند همان‌گونه که در توافق ۲۰۱۵ ضمانت‌های مهمی ارائه داد، امروز نیز آماده چنین تعهداتی است و حتی فتوای دینی درباره صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای را پشتوانه این رویکرد می‌داند.

اگر اراده‌ای جدی در گفت‌وگوهای امروز جمعه شکل بگیرد، این روز نه پایان مذاکرات، بلکه می‌تواند آغاز مسیری باشد که توافق را بار دیگر در دسترس قرار دهد.

کد خبر 1864838

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha