خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: اگر تاریخ ادیان را همچون رودخانهای پیوسته بنگریم، مفهوم منجی یکی از جریانهای ماندگار آن است. انسان، از همان آغاز تأملات دینی، هرگز به بینظمی و رنج بهعنوان سرنوشت نهایی تن نداده است. وعده ظهور نجاتبخشی که جهان را از بیعدالتی پاک کند، در واقع پاسخی به عمیقترین اضطراب بشر بوده است: آیا رنج پایانی دارد؟
این همگرایی معنایی نشان میدهد که انتظار، بیش از آنکه آموزهای کلامی باشد، ریشه در فطرت انسان دارد. گویی ذهن بشر، حتی در تاریکترین ادوار، نمیتواند آینده را بدون امکان رهایی تصور کند.
برهمین اساس می توان گفت که موعودگرایی یا اعتقاد به منجی و صلح از دیرباز در جوامع بشری وجود داشته است و وجوه مشترک بین ادیان به شمار می آید. ادیان بزرگ توحیدی به وجود منجی مصلح که عدالت و کلام خدا را در آخر الزمان بر روی زمین منتشر می کند و همچنین به اجتناب ناپذیر بودن ظهور مصلح جهانی که امنیت و عدالت را گسترش می دهد، اشاره می کنند.
باوجود اختلاف نظر درباره شخصیت این مصلح و منجی، اما بروجود این شخصیت اتفاق نظر وجود دارد که برای نجات بشریت از یوغ ظلم و ستم ظهور می کند و همه کتاب های آسمانی و انبیاء و رسولان این مسئله را ابلاغ کردند. به همین دلیل پیروان همه ادیان بر ضرورت ظهور منجی اعتقاد دارند، اما اختلاف در شخصیت منجی است که این مسئله نیز ناشی از تحریفاتی است که بر برخی از کتاب های آسمانی تاثیر گذاشته است.
منجی در آیین هندو
آیین هندو از قدیمیترین آیینها به شمار می آید که بیشتر شبیه یک سیستم مذهبی اجتماعی اخلاقی است که از یک ایدئولوژی فکری خاص مبتنی بر مبانی و مناسک عبادی و یک سیستم معنوی هماهنگ پیروی می کند.
برخی از پژوهشگران آن را هندوئیسم نامگذاری کردند، زیرا نمایانگر سنتها، آداب و رسوم و اخلاقیات و تصاویر زندگی هندوهاست. برخی نیز به آن «برهمن» اطلاق کردند.
کتاب مقدس هندوئیسم، ودا یا وداهاست که شامل کتاب های متعدد است و به موضوعات مختلفی همچون خلقت، مقدسات و محرمات می پردازد و به زبان سانسکریت باستان است.
در آیین هندو، موعود نجات بخش «کلکی یا کلکین» نامیده می شود که دهمین اوتاره(مظهر) ویشنوست است، در پایان کلی یوگه در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه خانه جهانی یعنی «کالی یوگه» ظهور خواهد کرد و زمین را از دست شاهان درنده خو نجات خواهد داد و دهرمه را برقرار خواهد کرد.
«کلکی» جنبه الوهیت دارد، او مردی الوهی و به نوعی متحد با مقام بی انتهای خداست. پیش بینی وقایعی که شاید بتوان آنها را مقدمات حدوث آخرالزمان دانست، در ادبیات هندویی جایگاه ویژه ای دارد.
هندوها معتقدند که کتاب های مذهبی آنها آسمانی و آورندگان شان پیامبر بوده اند. به طوری که در کتاب اوپانیشاد، کتاب باسک، کتاب پاتیکل، کتاب دید، کتاب ریگ ودا و کتاب شاکمونی، مطالبی درباره ظهور و وجود پادشاه عادل در آخرالزمان وجود دارد.
منجی در آیین بودایی
آیین بودا از بستر اندیشه هندویی گرفته شده و ارتباط تنگاتنگ با دیگر آیینهای هندی به ویژه آیین چین دارد. بودایی را می توان به عنوان یک نظریه جدید اصلاح طلبانه برای حل مشکلات مربوط به سیستم طبقات هندویی و واکنشی دربرابر خودسرری و تعصب ناسی از برخی قوانین است.
آیین بودا برعکس هندو است که نمی دانیم چه کسی پایه گذار آن است، پایه گذار آیین بودا منسوب به شخصی به نام «بودا» مردی روشنفکر یا معلم بوده است که در سال ۵۶۳ قبل از میلاد در شهر کاپیلا واستو در مرز هند و نپال به دنیا آمد. او از نوادگان سلطنتی قبیله ساکیا بود که پدرش از او مراقبت می کرد و مادرش را از دست داده بود. او زندگی متمولی داشت. بودا در بیست و نه سالگی گوشه نشینی پیشه کرد و به زندگی زاهدانه روی آورد و معلمی را برای خود برگزید.
بودا وقتی به روشنگری یا نیروانا رسید، تصمیم گرفت تا آموزه های جدید خود را به بشریت یاد دهد و این چرخه را به حرکت درآورد و به پیروان خود توصیه کرد با مخالفان با اخلاق و رحمت رفتار کنند.
آموزه های بودا در مجموعه های مختلف به زبان پالی مشابه زبان سانسکریت ثبت شده است، این قوانین در حدود اواسط قرن اول قبل از میلاد در سریلانکا نوشته شده اند.
در آیین بودا، اندیشه منجی با مفهوم میتریه (به معنای مهربان) است و در آیین بودایی، موعود «بودای پنجم» و آخرین بودا از بودایان زمینی است که هنوز نیامده است، اما خواهد آمد تا همه انسانها را نجات دهد.
منجی در آیین زرتشت
اندیشه موعودگرایی زرتشت نسبت به ادیان دیگر سابقه بیشتری دارد، منجی یا موعود آخرالزمان «سوشیانت» یا «سوشیانس» (رهاننده) است.
در کتب مذهبی زرتشی مانند «یشتها»، «بندهش»، «دینکرت»، «زند و هومن یسن»، «جاماسب نامه» و سایر کتب می توان مفهوم سوشیانت را فهمید. در یشت ها مفهوم سوشیانس با فرجام محتوم گیتی و هنگام غلیه نهایی نیکی بر بدی است، اما در کتاب های دیگر به اندیشه سوشیانس موعود و وقایع آخرالزمان پرداخته شده است.
سوشیانس، دین را به جهان گسترش می دهد و فقر و تنگدستی را ریشه کن می کند و مردم جهان را از دست اهریمن نجات می دهد و آنها را همفکر و هم گفتار و هم کدار می کند.
یهودیت؛ امیدی که از دل رنج تاریخی برخاست
در سنت یهودی، «ماشیح» (Messiah) چهرهای محوری در افق آینده است؛ پادشاهی از نسل داوود که خواهد آمد تا قوم را از پراکندگی برهاند، صلح را برقرار سازد و اورشلیم را به کانون معنویت بدل کند. این انتظار، بهویژه پس از دورههای طولانی تبعید و آوارگی، به ستون هویت جمعی یهودیان تبدیل شد.
منجی در این سنت، فقط یک نجاتدهنده سیاسی نیست؛ بلکه نشانهای از وفاداری خداوند به وعدههای خویش است. جهانی که ماشیح در آن ظهور میکند، جهانی است که در آن شمشیرها به ابزار آبادانی بدل میشوند و ترس جای خود را به امنیت میدهد.
ماشیح منجی یهود علاوه بر قدرت اجرایی، جنبه روحانی دارد و پس از اینکه روغن مقدس، به دست نبی مسح شد، حاکمیت الهی می یابد و اطاعت بر همگان واجب است.
مسیحیت؛ نجات در افق بازگشت
مسیحیت، ایده منجی را با روایت «بازگشت مسیح» به اوج رساند. بر اساس این باور، عیسی مسیح بار دیگر خواهد آمد تا شر را مغلوب، عدالت را برقرار و ملکوت الهی را آشکار سازد. این وعده، قرنها الهامبخش الهیات، هنر و حتی تحولات اجتماعی در جهان غرب بوده است.
بازگشت مسیح، تنها رخدادی آخرالزمانی تلقی نمیشود؛ بلکه یادآوری دائمی مسئولیت اخلاقی انسان نیز هست. در بسیاری از تفسیرهای مسیحی، آمادگی برای آن روز، به معنای زیستن بر مدار محبت، انصاف و همدلی است.
شاید به همین دلیل باشد که حتی در جوامع سکولار، ردپای این انتظار هنوز در فرهنگ عمومی دیده میشود؛ از ادبیات گرفته تا سینما، ایده «نجات نهایی» همچنان حضوری پررنگ دارد.
برخی از اناجیل می گویند که مسیح بازخواهد گشت، منتهی این بازگشت فرازمینی و آسمانی است. زمان بازگشت دوباره او در مجموعه عهد جدید نامعلوم است، در برخی از آیات عهد جدید، حضرت عیسی(ع) به یارانش وعده های خیلی نزدیک می دهم.
برهمین اساس، اندیشه منجی موعود در مسیحیت، دو مفهوم دارد. موعودی از بنی اسرائیل که ظهور کرد و رفت و موعود مسیحی که خواهد آمد تا حکم خدا را اجرا کند و جهان را مملو از عدل و داد کند.
اسلام؛ وعده عدالت فراگیر
دین اسلام به عنوان آخرین و کاملترین دین از ادیان آسمانی است که آموزههای آن دچار تغییر و تحریف نشده است و کسی نتوانسته مثل و مانند بر آن بیاورد.
در اندیشه اسلامی، آینده تاریخ با ظهور شخصیتی گره خورده است که زمین را «پس از آنکه از ظلم و جور پر شده، از عدل و داد سرشار میکند». این تصویر، بیش از هر چیز بر جهانشمولی عدالت تأکید دارد؛ عدالتی که نه محدود به قوم یا سرزمین خاص، بلکه متعلق به همه انسانهاست.
در نگاه شیعی، امام مهدی(عج) تجسم کامل این وعده است؛ رهبری که شکافهای عمیق انسانی را ترمیم و کرامت فراموششده را احیا میکند. انتظار در این چارچوب، حالتی منفعل ندارد؛ بلکه دعوتی است به اصلاح، آگاهی و همسویی با ارزشهایی که قرار است آینده جهان بر پایه آنها بنا شود.
حتی در میان اهل سنت نیز، باور به ظهور مهدی بهعنوان نشانهای از غلبه نهایی عدالت، جایگاهی قابل توجه دارد. همین اشتراک، نشان میدهد که آرمان رهایی، تا چه اندازه در ضمیر اسلامی ریشهدار است.
آیات و احادیث متعددی درباره برمسئله مهدویت در اسلام و ظهور حضرت مهدی(عج) وجود دارد. پیامبر اکرم(ص) در روایتهای مختلف ظهور آخرین حجت الهی را آشکارا بشارت دادند. حضرت محمد(ص) می فرماید: «من أنکر القائم من ولدی فقد أنکرنی»
اشتراکات معنادار؛ وقتی الهیات به هم نزدیک میشود
با نگاهی تطبیقی میتوان دریافت که ادیان، باوجود تفاوت در روایتها، در چند محور اساسی به یکدیگر نزدیک میشوند:
غلبه نهایی خیر بر شر
پایان بیعدالتی و استقرار صلح
معنادار بودن تاریخ و حرکت آن به سوی مقصدی روشن
نقش اخلاق در آمادگی برای آینده
این همپوشانیها تصادفی نیست. آنها نشان میدهند که دغدغه عدالت، نه محصول دورهای خاص، بلکه همراه همیشگی آگاهی انسانی بوده است.
نظر شما