به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد؛ در جنگ ترکیبی امروز، اگر شهری نتواند منابع قدرت را بسیج کند، بلعیده میشود. «مقاومت شهری» یعنی تقویت همبستگی محلهمحور. در جامعه مسلمین به طور طبیعی مساجد به عنوان نهادهای خودجوش مؤمنین کانونهای وحدت و تعلق شهروندان بوده اند لذا «شهر مقاوم»، شهری است که معماری و ساختار محلاتش، مسجد را، به عنوان محور این جماعت و همبستگی تقویت کند، نه اینکه با برجهای بلند، انزوا و جدایی را دیکته کند و مساجد را به حاشیه براند!
حضرت امیرالمؤمنین (ع) در خطبه بیست و پنج نهجالبلاغه صراحتاً یکی از دلایل غلبه دشمن یعنی معاویه را «اصلاح و آبادانی در شهرهایشان» و دلیل شکست کوفیان را «فساد در شهرهایشان» معرفی میکنند. یعنی قدرتِ شهر و ساماندهی آن، عامل پیروزی حتی برای جبهه باطل است.
امروز، شهرهای ما به شدت دچار بحران هویت و آشفتگی سیمای شهری هستند لذا با این روال مدیریت شهری، شهرهای ما سرنوشت خیری نخواهند داشت. نماهای رومی و ساختمانهای بیهویت، در واقع تسلیحات جنگ نرم دشمن در خیابانهای ما هستند.
لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَیْرٍ مَا لَمْ یَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ... (بحارالانوار، جلد هفتاد و نه)؛ بیان امیرالمومنین(ع) یعنی امت تا زمانی در مسیر خیر و صلاح است که در سبک زندگی و ظاهر - که معماری و شهرسازی هم بخشی از آن است - شبیه بیگانگان نشود بر این اساس لازمه مقاومت شهری معماری و شهرسازی ای است که حافظه تاریخی و هویت دینی ما را زنده نگه میدارد.
به تعبیر ساده تر، شهر باید قدرت ارجاع به هویت جمعی تاریخی داشته باشد تا بتواند مقاومت کند. شهر بی خاطره، شهر تسلیم است. از طرفی بر اساس اقتصاد مقاومتی باید شهرهایمان کانونهای تولید و اشتغال باشد. همانطور که امیرالمؤمنین (ع) در نامه به مالکاشتر فرمودند: «وَلْیَکُنْ نَظَرُکَ فی عِمارَةِ الاَرْضِ اَبْلَغَ مِنْ نَظَرِکَ فی اِسْتِجْلابِ الْخَراجِ»(نامه پنجاه و سه)؛ یعنی نگاهت به آبادانی زمین و تولید، باید عمیقتر از نگاهت به گرفتن مالیات باشد.
شهر مقاوم با تولید و عمارة الارض ساخته میشود، نه صرفاً با تراکمفروشی. یعنی شهر مقاوم، شهری نیست که مجبور باشیم با تراکمفروشی و سوداگری زمین اداره اش کنیم؛ بله، ساختار فعلی مدیریت شهری ما میراثدار یک مدرنیته آمرانه و ناقص است که از دوره پهلوی اول شروع شد؛ سیستمی که میخواست با یکدستسازی و سرکوب تنوعهای محلی، دولت - ملت بسازد.
نتیجه این نگاه، همانطور که در تحلیلهای تاریخی شهرنشینی اثبات شده است، ایجاد شهرهایی با اقتصاد مصرفی، حاشیهنشینی گسترده و گسست اجتماعی شده است این در حالی است که با پیروزی انقلاب اسلامی سیاست ما، پارادایم «مقاومت» و عمل ما بر اساس «استقلال»، توسط مردم انتخاب شد؛ اما در مدیریت شهری، الگوهای توسعه غربی، تکنوکراسی و نئولیبرالیسم را قوی تر از گذشته ادامه دادیم! و این تناقض، همان شکافی است که دشمن امروز روی آن دست گذاشته است.
چرا که بعد از انقلاب ما در جهان «ضدسلطه» عمل کردیم اما در شهرسازی و اقتصاد شهری، پیرو سلطه بودیم! مدیریت شهری ما باید مجرای نفی سبیلی باشد که قرآن میفرماید: وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا (سوره نساء، آیه صد و چهل و یک). اگر مدیریت شهری ما بهگونهای باشد که سبک زندگی و اقتصاد ما وابسته به غرب شود، ما عملاً راه تسلط کفار را باز کردهایم. برای مثال، نمیشود در سیاست خارجی علیه نظام سرمایهداری جهانی شعار داد، اما در داخل، شهرها را بر مبنای منطق سوداگری، برجسازیهای بیضابطه و حذف فضاهای عمومی برای فرودستان مدیریت کرد.
نظر شما