به گزارش گروه زنان و خانواده خبرگزاری شبستان، جوانی یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین دورههای زندگی انسان است؛ دورهای که در آن، انرژی، انگیزه، آرمانخواهی و آمادگی برای تغییر در بالاترین سطح خود قرار دارد. جامعهای که نسبت به این دوره بیتفاوت باشد یا آن را صرفاً مرحلهای گذرا تلقی کند، در واقع سرمایهای بزرگ را نادیده گرفته است. تربیت صحیح جوان، نه به معنای کنترل افراطی و نه به معنای رهاسازی کامل، بلکه به معنای هدایت آگاهانه، تدریجی و مسئولانه این نیروی عظیم است؛ هدایتـی که هم شأن انسانی جوان را حفظ کند و هم مسیر رشد فردی و اجتماعی او را هموار سازد. در همین چارچوب، پیرامون این موضوع یادداشتی از حجتالاسلام طاهر قلیزاده، کارشناس خانواده و اجتماع به دستمان رسیده که تلاش کرده است با نگاهی واقعبینانه، به برخی از الزامات تربیت جوان در شرایط امروز بپردازد.
در این یادداشت، نخستین نکتهای که برجسته میشود، اهمیت انضباط و برنامهریزی در دوره جوانی است. نیروی جوانی، اگرچه سرشار از توان و انگیزه است، اما بدون جهتدهی درست میتواند به پراکندگی، فرسودگی و حتی سرخوردگی منجر شود. برنامهریزی، به معنای محدود کردن جوان نیست، بلکه ابزاری است برای اینکه او بتواند میان خواستهها، تواناییها و واقعیتهای زندگی تعادل برقرار کند. جوانی که میآموزد برای زمان، توان و اهداف خود برنامه داشته باشد، بهتدریج طعم ثمر دادن تلاش را میچشد و این تجربه، او را به استمرار مسیر تشویق میکند. انضباط در این معنا، تحمیل قواعد خشک نیست، بلکه ایجاد عادتهای پایدار و مسئولانه است که نیروی جوانی را به بار مینشاند.
در ادامه این نگاه، نویسنده بر این نکته تأکید دارد که برنامهریزی زمانی اثرگذار است که از درون پذیرفته شود، نه آنکه از بیرون تحمیل گردد. جوانان، بهویژه در دوران معاصر، نسبت به دستورهای یکسویه و نسخههای آماده حساساند و واکنش منفی نشان میدهند. اگر انضباط بهعنوان امری تحقیرآمیز یا نشانه بیاعتمادی تلقی شود، نهتنها کارکرد خود را از دست میدهد، بلکه زمینه مقاومت و فاصلهگیری را نیز فراهم میکند. ازاینرو، همراهی بزرگترها با جوانان در طراحی مسیر زندگی، گفتوگو درباره اهداف و شنیدن دغدغههای آنان، شرط اساسی موفقیت هر برنامه تربیتی است.
در همین راستا، مسئله دیده شدن و تحقیر نشدن جوان، بهعنوان یکی از محورهای اصلی تربیت صحیح مطرح میشود. جوانی که احساس میکند صدایش شنیده نمیشود یا بهخاطر اشتباهاتش مورد تمسخر و سرزنش قرار میگیرد، بهتدریج پیوند عاطفی و فکری خود را با خانواده و جامعه سست میکند. تحقیر، حتی اگر ناخواسته و در قالب نصیحتهای مستقیم و غیرمنعطف باشد، اثرات عمیقی بر اعتمادبهنفس جوان میگذارد و او را از مشارکت فعال بازمیدارد. در مقابل، وقتی جوان احساس کند که مورد احترام است و نظرش حتی اگر پذیرفته نشود، بازهم جدی گرفته میشود، آمادگی بیشتری برای همراهی و پذیرش راهنمایی خواهد داشت.
این دیده شدن، صرفاً به معنای تعریف و تمجید نیست، بلکه به معنای به رسمیت شناختن هویت مستقل جوان است؛ هویتی که حق اندیشیدن، پرسشگری و حتی خطا کردن دارد. تربیت صحیح اقتضا میکند که خطاهای جوان بهعنوان بخشی از فرآیند رشد فهمیده شود، نه نشانه ناتوانی یا بیلیاقتی. برخورد تحقیرآمیز با خطاها، جوان را به سکوت یا فاصله گرفتن سوق میدهد، در حالی که نگاه فهممحور، فضا را برای اصلاح، گفتوگو و یادگیری باز میکند. در چنین شرایطی، شکاف نسلی کاهش مییابد و بزرگترها میتوانند نقش راهنما و همراه را ایفا کنند، نه قاضی و ناظری از بالا.
این نگاه، ریشهای عمیق در آموزههای دینی نیز دارد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با نگاهی آیندهنگر، بر لزوم به رسمیت شناختن جایگاه جوانان تأکید میکنند و میفرمایند: «اَوْسِعوا لِلشَّبابِ فِی الْمَجْلِسِ وَ اَفْهِموهُمُ الْحَدیثَ فَاِنَّهُمُ الْخُلوفُ وَ اَهْلُ الْحَدیثِ»؛ برای جوانان در مجالس جا باز کنید و امور نو را برای آنان تبیین نمایید، چراکه آنان جایگزین شما و مواجه با مسائل تازه خواهند بود. این توصیه، تنها ناظر به یک آداب اجتماعی نیست، بلکه بیانگر ضرورت مشارکت دادن جوان در عرصه فهم، گفتوگو و تصمیمسازی است؛ مشارکتی که مقدمه پذیرش مسئولیت و شکلگیری تربیت پایدار به شمار میآید.
از دل این احترام متقابل، ضرورت میدان دادن صحیح به جوانان معنا پیدا میکند. میدان دادن، به معنای واگذاری بیقید و شرط مسئولیتها نیست، بلکه فراهم کردن فرصتهای متناسب با توان و تجربه جوان است. جوانی که هرگز فرصت تصمیمگیری و تجربه ندارد، در بزنگاههای مهم زندگی دچار تردید و ناتوانی میشود. در مقابل، جوانی که بهتدریج مسئولیت میپذیرد و پیامدهای انتخابهای خود را میبیند، به بلوغ فکری و رفتاری نزدیکتر میشود. این میدان دادن، باید همراه با حمایت و نظارت غیرمستقیم باشد تا تجربهها به یادگیری منجر شود، نه به آسیبهای جبرانناپذیر.
نکته قابل تأمل در این یادداشت آن است که تربیت جوان، فرآیندی یکطرفه و کوتاهمدت نیست. این فرآیند، نیازمند صبر، گفتوگو و بازنگری مداوم در شیوههاست. جامعهای که از جوانان انتظار پختگی دارد، باید بستر این پختگی را نیز فراهم کند؛ بستری که در آن، انضباط با احترام همراه باشد، برنامهریزی با انعطاف پیوند بخورد و مسئولیتپذیری در فضایی امن و انسانی شکل گیرد. در چنین فضایی، نیروی جوانی نهتنها هدر نمیرود، بلکه به سرمایهای پایدار برای آینده فرد و جامعه تبدیل میشود.
نظر شما