سیدرضا صدرالحسینی، کارشناس مسائل بینالملل در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان و در ارزیابی شرایط منطقه در صورت حمله احتمالی آمریکا به ایران، اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته، بهویژه در حوزههای دفاعی و تهاجمی، به توانمندیهای قابل توجهی دست یافته است. این توانمندیها حاصل یک فرآیند مستمر بومیسازی، تولید علم و تجربه عملی در میدان است که امروز در سطوح مختلف نیروهای مسلح کشور قابل مشاهده است.
وی افزود: هرگونه اختلال در امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، بهطور طبیعی شرایطی غیرقابل پیشبینی را در منطقه ایجاد خواهد کرد؛ شرایطی که مدیریت و کنترل آن برای هیچیک از بازیگران خارجی ساده نخواهد بود.
تجربههای میدانی و خطای محاسباتی آمریکا
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به تجربههای پیشین آمریکا در منطقه، تصریح کرد: تحولات چند دهه اخیر، از عراق و افغانستان گرفته تا دیگر نقاط غرب آسیا، نشان میدهد که آمریکا در محاسبه پیامدهای ورود نظامی خود با خطاهای راهبردی جدی مواجه بوده است. در مورد ایران، این خطای محاسباتی بهمراتب پرهزینهتر خواهد بود.
صدرالحسینی ادامه داد: تجربه درگیریها و تقابلهای محدود اخیر، از جمله آنچه در برخی مقاطع زمانی شاهد آن بودیم، نشان داد که طرف مقابل در نهایت ناچار به تعدیل رفتار و حرکت به سمت مهار تنش شده است.
تفاوت بنیادین ایران با کشورهای هدف تهاجم نظامی آمریکا
وی با مقایسه ایران و کشورهایی که هدف حمله یا اشغال نظامی آمریکا قرار گرفتند، گفت: اغلب این کشورها با شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت روبهرو بودند، در حالی که نظام جمهوری اسلامی ایران برخاسته از انقلاب مردمی و مبتنی بر رأی مستقیم ملت است. این پشتوانه مردمی، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی ایران به شمار میرود.
این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: حتی اندیشکدهها و محافل اطلاعاتی آمریکا نیز به این واقعیت اذعان دارند که ایران از نظر انسجام اجتماعی، عمق راهبردی و ساختار قدرت، تفاوتهای قابل توجهی با سایر کشورهای منطقه دارد.
راهبرد آمریکا؛ از تقابل نظامی تا جنگ شناختی
صدرالحسینی با اشاره به تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران بیان کرد: به همین دلیل، راهبرد اصلی آمریکا طی بیش از چهار دهه گذشته، تمرکز بر فشار حداکثری، جنگ روانی و عملیات شناختی با هدف ایجاد فاصله میان ملت و حاکمیت بوده است. با این حال، این راهبرد نیز نتوانسته به اهداف نهایی خود دست یابد.
وی افزود: بخش قابل توجهی از تهدیدات و فضاسازیهای رسانهای اخیر را باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ فضاسازیهایی که بیش از آنکه بیانگر اراده واقعی برای جنگ باشد، با هدف ایجاد رعب، فشار سیاسی و اثرگذاری روانی صورت میگیرد.
نقش بازدارندگی توان موشکی جمهوری اسلامی ایران
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه به نقش توان موشکی ایران در معادلات امنیتی منطقه اشاره کرد و گفت: قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران، یکی از ارکان اصلی بازدارندگی کشور محسوب میشود. این توانمندی نهتنها در سطح نظری، بلکه در عرصه عملی نیز پیام روشنی برای دشمنان ایران داشته است.
صدرالحسینی تأکید کرد: اگر همچنان ابهامی در ذهن تصمیمگیران آمریکایی نسبت به پیامدهای درگیری نظامی با ایران وجود دارد، میتوانند نتایج میدانی و آثار عملی این توانمندیها را در تحولات منطقه و تجربیات متحدان خود مورد بررسی قرار دهند.
آگاهی کشورهای منطقه از پیامدهای ناامنی علیه ایران
وی در پایان خاطرنشان کرد: کشورهای منطقه بهخوبی میدانند که هر گونه ناامنی علیه جمهوری اسلامی ایران، محدود و کنترلشده باقی نخواهد ماند و بهسرعت کل منطقه را درگیر خواهد کرد. از همین رو، بسیاری از بازیگران منطقهای تلاش میکنند از تشدید تنش جلوگیری کنند.
صدرالحسینی در پایان خاطرنشان کرد: مجموع این عوامل نشان میدهد که سناریوی حمله نظامی گسترده علیه ایران، نهتنها پرهزینه، بلکه فاقد عقلانیت راهبردی است و بیشتر در چارچوب جنگ روانی و فضاسازی رسانهای قابل تحلیل است.
نظر شما