آقازادگی به شیوه حضرت علی‌اکبر(ع)

حجت‌الاسلام خانجانی گفت: در رابطه با خلقت، ممکن است بگوییم به هر حال ایشان شبیه‌ترین فرد به پدربزرگ و جدّ خود بوده‌اند و وراثت بوده است نه ویژگی‌ خاص. اما خُلقا ًچرا شبیه پیامبر(ص) بوده‌اند؟ اخلاق که وراثتی نیست، اخلاق اکتسابی است. منطق هم وراثتی نیست. نوع تربیت امام حسین علیه السلام است که باعث می‌شود خُلق ایشان (یعنی اخلاق ایشان، سبک زندگی ایشان، روش رفتاری و گفتاری ایشان) دقیقا شبیه خلق رسول خدا صلی الله علیه وآله باشد.

حجت الاسلام قاسم خانجانی، دانشیار گروه تاریخ و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان در تشریح برخی از خصایص شخصیتی و شخصی حضرت علی اکبر علیه السلام و عوامل تاثیرگذار بر آن اظهارکرد: در رابطه با حضرت علی اکبر علیه السلام اطلاعات زیادی در تاریخ در دسترس ما نیست اما از همین مقدار اندک هم می توان مطالبی را کشف کرد. یکی از موضوعاتی که درباره ایشان هنوز هم گاهی مورد مناقشه قرار می گیرد موضوه سن آن حضرت است که آیا ایشان از امام سجاد علیه السلام بزرگتر بودند یا نه؟ عموم گزارشاتی که در دست است و همچنین اتفاقاتی که در حرکت کاروان حضرت سیدالشهدا علیه السلام از مکه به کربلا، پیش آمد نشان می دهد که ایشان از امام سجاد علیه السلام بزرگتر بودند. همچنین اشاره‌های تاریخی مختصری که در دسترس ما است و مهمتر از همه روایت امام سجاد علیه السلام که فرمودند: «برادری داشتم که در کربلا به شهادت رسید و او از من بزرگتر بود» شاید مهم ترین مستند تاریخی که نشان می دهد سن حضرت علی اکبرعلیه السلام بیشتر از امام سجاد علیه السلام بوده، همین مستند است. البته مستندات تاریخی دیگری هم وجود دارد که زمان ولادت ایشان را در سال ۳۳ هجری و درزمان عثمان ذکر کرده اند که با توجه به سن امام سجاد علیه السلام در کربلا که حدود ۲۴سال بود، باز ایشان بزرگتر از امام سجاد محسوب می شوند.

وی تصریح کرد: ممکن است این موضوع به ذهن کسی متبادر شود حالا که حضرت علی اکبرعلیه السلام بزرگتر از امام سجاد علیه السلام بوده اند بنابراین ایشان در مقام امامت بعد از امام حسین علیه السلام قرار دارند. در اینجا باید توجه داشت که اولا بیشتر یا کمتر بودن سن امام تعیین کننده امام نیست بلکه امامت به عوامل متعددی بستگی دارد و ثانیا تا وقتی یک امام، حیّ و حاضر و زنده است حتی اگر مشخص باشد که امام بعد از ایشان چه کسی خواهد بود، هیچ بروز و ظهوری از امام بعدی نداریم درمورد سایر ائمه نیز به همین شکل است. البته اشاره ای به امامت امام بعدی و اینکه چه کسی امام خواهد بود داریم (به عنوان مثال درباره امام حسن عسکری چنین چیزی وجود دارد) اما اینکه بروز و ظهور عملی و رفتار و کرداری در میدان دیده شود چنین چیزی نیست. لذا نه از امام سجاد و نه از حضرت علی اکبر علیهماالسلام چیزی وجود ندارد که بر اساس آن بگوییم کسی که برای امامت بعد از امام حسین علیه السلام کاندید بوده حضرت علی اکبر علیه السلام بوده است. ضمن اینکه حتی اگر چنین بوده باشد وقتی حضرت علی اکبر به شهادت می رسند طبیعی است که امامت امام سجاد علیه السلام بدون هیچ شائبه ای تحقق پیدا می کند.

ادب حضرت علی اکبر علیه السلام هنگام سخن گفتن با پدر 

خانجانی در رابطه با ویژگی های شخصیتی ای که برای حضرت علی اکبر علیه السلام می توان برشمرد گفت: شاید چند مورد برجسته از این خصایص درهمان سیر حرکت کاروان از مکه به کربلا و در خود کربلا بروز و ظهور داشته است. یعنی در همان دو و سه گزارش تاریخی که به دست ما رسیده است. به عنوان مثال وقتی از شجاعت، صلابت، اعتقاد محکم و یقین به راه درست در شخصیت حضرت علی اکبرعلیه السلام صحبت می شود بسیاری این ویژگی ها را به همان رفتاری مستند می کنند که ایشان در مسیر کاروان از مکه تا کربلا داشتند. همان قضیه معروفی که وقتی متوجه می شوند پدر گرامی شان کلمه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) را می فرمایند.

وی با بیان این نکته که بیان این جمله در آن شرایط زمانی و مکانی، یک گفتار و رفتار غیرمنتظرانه بود خاطرنشان کرد: حضرت علی اکبرعلیه السلام به همین دلیل از پدر سوال می کنند که چرا این کلمه را فرمودید؟ امام هم یا برای امتحان و یا به شکل عادی و به واقع می فرمایند: «در خواب دیدم که گفته شد این قوم در حرکت هستند و مرگ نیز همچون سایه آنها را دنبال می کند». اگرهر کس دیگری بود وآن قوّت، صلابت و ایمان و اعتقاد راسخ را نداشت به خصوص در سن جوانی، طبیعی بود که به عنوان مثال تزلزل یا اضطرابی در او ایجاد شود. اما ایشان بدون هیچ گونه نشانه ای از این موارد سوال می کنند که پدرجان مگر ما بر حق نیستیم؟ امام در پاسخ می فرمایند: بله ما بر حق هستیم و وقتی علی اکبر چنین پاسخی می شنوند می فرمایند: بنابراین ما هیچ خوف و ترسی از مرگ نداریم.

دانشیار تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: ممکن است کسی این موضوع را به عنوان یک واقعه عادی تلقی کند اما از همین یک حرکت، معارف متعددی می توان به دست آورد. نخست اینکه وقتی امام کلمه استرجاع را می فرمایند حضرت علی اکبر به شکل سوالی از امام می پرسند. یعنی همان ارتباط بالا به پایین یا ارتباط موقعیت بالاتر و برتر امام نسبت به حضرت علی اکبر علیه السلام دیده می شود.

به عبارت دیگر ایشان با وجود اینکه فرزند حضرت هستند آن هم فرزندی با آن شرایط و ویژگی ها اما سوال می کنند. هیچ قضاوتی نمی کنند، از طرف خود هیچ گونه برداشتی ارائه نمی کنند یا هیچ گونه فهمی که ممکن است به ذهن خودشان رسیده باشد را عنوان نمی کنند. این برای ما یک درس است. یعنی قبل از اینکه به گفتار و رفتار طرف مقابل اطمینان پیدا کنیم حق قضاوت نداریم. شاید اگر ما بودیم قضاوت خود را می کردیم. اما ایشان فقط سوال می کنند که شما این جمله را از چه جهت فرمودید؟ وقتی هم امام پاسخ می دهند باز سوال می کنند. یعنی نمی گویند «این چیزی نیست یک خواب بوده است» بلکه مطلب خود را با سوال عنوان می کنند که مگر ما بر حق نیستیم؟ این موارد همه دربردارنده درسی است که بدانیم در مواجهه با بزرگان، حتی افراد بزرگتر از خودمان (حتی در رابطه پدر و فرزندی یا شاگرد و استاد) با سوال مطالب را بیان کنیم نه طبق قضاوت و برداشت ذهنی خودمان.

آقازاده ای که برای جنگ با دشمن پیش قدم می شود 

خانجانی افزود: بعد از این پرسش و پاسخ اعتقاد راسخ ایشان نمایان می شود که می فرمایند «اگر ما بر حق هستیم پس هراسی از مرگ نیست».  با توجه به این کلام چیزی که باید نوک پیکان حرکت انسان در زندگی باشد حق و حقیقت است ولو این پایداری در حق منجربه مرگ شود. استرس و نگرانی برای جایی است که انسان در مسیر و هدفی که به سوی آن حرکت می کند شک داشته باشد. برای جایی است که ما به مسیر و هدف خود یقین نداشته باشیم. این برای امروز ما درس آموز است. که توجه کنیم راهی که انتخاب می کنیم حق و حقیقت با شد و ثانیا در این مسیر چنان ثابت قدم باشیم که اگر منجر به مرگ هم شد برای ما جای نگرانی نباشد.

وی در ادامه به موضوع اجازه گرفتن حضرت علی اکبر علیه السلام برای رفتن به میدان اشاره کرد و گفت: حضرت علی اکبر با وجود اینکه فرزند ارشد امام هستند و یک جوان رشید، با فضیلت و با آن ویژگی‌های اخلاقی خاص اما می آیند و اجازه میدان می گیرند چند نکته در این مطلب وجود دارد. نخست اینکه خود ایشان برای رفتن به میدان پیشقدم می شوند با وجود اینکه افراد دیگری از هاشمیان بودند و بعضا هم کارآزموده در جنگ و بسیار تنومند بودند. اما حضرت علی اکبر پیشقدم می شوند. به طورعادی دراین شرایط اگر ما بودیم همان ابتدای کار جوان خود را به میدان نمی فرستادیم، شاید می گفتیم جوانان دیگری هستند اگرچه سرنوشت تو هم شهادت است اما اجازه بده که افراد دیگری از هاشمیان به میدان بروند و بعد نوبت به شما برسد. اما در اینجا اینگونه نیست.

خانجانی تاکید کرد: اولا ایشان خود پیشگام می شوند. ثانیا امام هم هیچ منع و بهانه ای نمی آورند که علی اکبر را منصرف کنند. بعد از راهی شدن علی اکبر علیه السلام به میدان نیز آن جملات را می فرمایند که : «خدایا تو شاهد باش که شبیه ترین مردم در خلقت و خُلق (اخلاق) و منطق (سخن گفتن) را به میدان می فرستم. نکته ای در این میان وجود دارد که باید به آن توجه کنیم. یعنی وقتی چنین معارفی مطرح می شود بلافاصله به سراغ وراثت و امور غیبی و...نرویم. اینکه ایشان به هر حال پسر امام بوده و باید اینگونه باشد و ... اینجا بحث وراثت نیست. بحث این نیست که حضرت علی اکبرعلیه السلام چون پسر امام حسین علیه السلام است و چون نوه پیامبر است باید چنین ویژگی هایی داشته باشد. بلکه باید توجه داشت که ویژگی‌های شخصیتی حضرت علی اکبر علیه السلام اینگونه بوده است.

وی با بیان این که در رابطه با خَلق (خلقت) ممکن است بگوییم به هر حال ایشان شبیه ترین فرد به پدربزرگ و جدّ خود بوده و این وراثت بوده است و بپذیریم که به این جهت چهره ایشان شبیه پیامبر شده و این ویژگی شخصی خاصی محسوب نمی شود، خاطرنشان کرد:  فرض کنیم این را بپذیریم اما خُلقا ًچرا شبیه پیامبر بوده اند؟ اخلاق که وراثتی نیست، منطق هم وراثتی نیست. این نشان دهنده دو نکته مهم است. نخست نوع تربیت امام حسین علیه السلام که می توانند چنان تاثیر و چنان نوع تربیتی نسبت به حضرت علی اکبر داشته باشند که خُلق ایشان (یعنی اخلاق ایشان، سبک زندگی ایشان، روش رفتاری و گفتاری ایشان) به گونه ای باشد که خلق رسول خدا صلی الله علیه وآله باشد. شکل خُلق رسول خدا را پیدا کند. اخلاق و خلق اکتسابی است، وراثتی نیست، باید کسب کرد. و محور کسب این اخلاق امام حسین علیه السلام است که در تربیت خود این گونه عمل کرده اند.

جهت گیری ها و سبک زندگی علی اکبر هم شبیه پیامبر بود

حجت الاسلام خانجانی منطق را شامل دو معنا و مفهوم برشمرد و افزود: «منطقاً» یعنی سخن گفتن. امام این معنا گاهی نوع سخن گفتن است یعنی کلمات و جملات و مدل سخن گفتن مدنظر است و گاه محتوای سخن گفتن مدنظر است. در اینجا نباید فقط بر مدل سخن گفن، طرز گفتار و کلمات، نوع جمله بندی تمرکز کرد بلکه باید روی محتوا نیز مترکز شد.

یعنی ببینیم سخنی که حضرت علی اکبر می فرمایند چه محتوایی دارد؟ چه معارفی را در بر دارد؟ به نظر می رسد فرمایش امام حسین علیه السلام درباره شباهت علی اکبر به یامبر، ناظر به این موضوع نیز هست که محتوای سخن و جهت گیری گفتار ایشان هم محتوای سخن رسول خداست، جهت گیری سخنان علی اکبر هم جهت گیری رسول خداست. یعنی تربیت حضرت علی اکبرعلیه السلام به گونه ای است دقیقا نوع کلمات و سخنان و جهت گیری و رفتار او مانند رسول خدا شده است، البته براساس تربیتی که حضرت اباعبدالله علیه السلام داشتند.

وی تاکید کرد: این تربیت امام حسین علیه السلام و تربیت خانوادگی است که حضرت علی اکبررا به این درجه می رساند که امام برای ایشان بر این سه ویژگی تاکید می کنند که خلقت (یعنی شکل و شمایل ظاهری) و خُلق و منطق او(نوع سخن گفتن، رفتار، سبک زندگی) آن حضرت شبیه رسول خدا بوده است. و اینکه می فرمایند ما بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله هر گاه دلتنگ ایشان می شدیم به چهره علی نگاه می کردیم، چون او را نماد حرکت، گفتار، شکل و شمایل وجود پیامبر می دیدند از همه ابعاد.

کد خبر 1863520

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha