وقتی شعر، شهادت را روایت می‌کند/انتشار غزل بیداری در سوگ معلم شهید

شهادت وقتی در قاب شعر می‌نشیند، روایت بیداری می‌شود؛ غزلی از محبوبه عابدینی که به معلم شهید حسین بابری تقدیم شده و مخاطب را به تأمل در مسئولیت امروز فرا می‌خواند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بندرعباس، همزمان با پاسداشت مقام معلم و گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عرصه آگاهی، غزلی در سوگ معلم شهید حسین بابری از سروده‌های محبوبه عابدینی، شاعر هرمزگانی منتشر شد؛ اثری ادبی که با زبانی عاطفی و اندیشه‌محور، به بازخوانی مفهوم بیداری، مسئولیت‌پذیری و ایستادگی در بزنگاه‌های تاریخی می‌پردازد.

این شعر که در دی‌ماه ۱۴۰۴ سروده شده، شهادت را نه صرفاً یک واقعه تلخ بلکه نقطه‌ای برای تأمل جمعی و خودآگاهی اجتماعی تصویر می‌کند و می‌کوشد مخاطب را از اندوه صرف عبور داده و به درک عمیق‌تری از رسالت انسان مؤمن و آگاه در زمانه فتنه برساند.

شاعر در این غزل، با بهره‌گیری از تصاویر طبیعی، عاطفی و ارجاعات معنایی به مظلومیت و شجاعت معلم شهیدی می‌پردازد که در مسیر حقیقت ایستاد و با جان خود، مُهر تأییدی بر راه درست و انتخاب آگاهانه زد؛ مسیری که از نگاه شاعر همچنان پیش‌روی جامعه قرار دارد.

در ادامه این اثر، شاعر با عبور از توصیف فضای اندوه و اضطراب، مخاطب را مستقیماً به متن یک گفتگوی درونی و جمعی می‌کشاند؛ جایی که واژه‌ها به زبان زمانه بدل می‌شوند و شهادت نه در قاب روایت تاریخی بلکه در متن زندگی امروز معنا پیدا می‌کند.

غزل پیش‌رو با خطاب مستقیم به معلم شهید حسین بابری تلاش دارد مفاهیمی چون بیداری، انتخاب آگاهانه و ایستادگی در مسیر حق را در قالبی شاعرانه و تأثیرگذار پیش روی مخاطب قرار دهد.

متن کامل شعر محبوبه عابدینی به شرح زیر است؛

به نام دوست

لحظه ها لحظه های تب داری
داغ ها  از دل زمین، جاری

اضطرابی نشسته بر قلب
ساعت بی قرار دیواری 

بی صدا می شکست در طوفان
شاخه های درخت پرباری

کاش می شد که وقت را یک گام
قبل از فاجعه ، نگه داری

خواست چیزی بگوید از تو قلم
با همین واژه های تکراری

بار سنگین روی دوشش را
کاش می شد خود تو برداری

ای حسین شهید فتنه ی دی
از تو می خواهد این غزل یاری

جامی از عشق سر کشیده ای و
از تب اشتیاق،  سرشاری

می دهی دوستان غم زده را
چه قدر دلبرانه ،دلداری

خواب غفلت برای ما ننگ است
ای برادر به وقت بیداری

گام ها را همیشه باید که
در مسیر درست برداری

زخم بازوت مهر تایید است
زخم پهلوت پهلوان کاری

مثل ارباب تشنه لب مظلوم 
آنچنانی که دوست می داری

غزل عاشقانه ی گل سرخ
بیت آخر رسیده  انگاری

سر خود را به دامن صحرا
وقت آن است تا تو بگذاری


تقدیم به معلم شهید
حسین بابری

این غزل، در نهایت، تلاشی ادبی برای زنده نگه‌داشتن نام و راه معلمی است که آگاهی را تا مرز جان معنا کرد و شهادت را به نشانه‌ای از مسئولیت اجتماعی بدل ساخت. 

اثری که با عبور از مرثیه صرف، مخاطب را به تأملی دوباره در نسبت خود با حقیقت، بیداری و انتخاب آگاهانه فرامی‌خواند و یادآور می‌شود راه معلمان شهید، همچنان پیش‌روی جامعه قرار دارد و فراموشی آن، آغاز غفلت است.

 ‌گفتنی است، شهید حسین بابری متولد سال ۱۳۷۵ از اهالی شهرستان مرودشت استان فارس، معلم بود و ۲ فرزند داشت که در اغتشاشات اخیر با اصابت گلوله با دهان روزه به شهادت رسید.

کد خبر 1862919

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha