دکتر «بهمن عبدی»، مدیرکل دفتر برنامه ریزی و توسعه اجتماعی وزارت ورزش و جوانان در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان در پاسخ به این سوال که با پیشرفت اینترنت و فضای مجازی مرزها درهم شکسته و مهاجرت فکری افزایش یافته است شاید در نگاه اول این تغییرات بیخطر و جالب باشند اما واقعیت این است که پیامدهای زیادی به دنبال دارد، به اعتقاد شما علت به وجود امدن این مساله چه می تواند باشد اظهار کرد: در دهه اخیر، با گسترش اینترنت، شبکههای اجتماعی و ارتباطات جهانی، مرزهای فرهنگی و ذهنی میان جوامع بهطور بیسابقهای کمرنگ شده است. این وضعیت به پدیدهای انجامیده که در ادبیات جامعهشناسی از آن با عنوان “مهاجرت فکری” یا “مهاجرت ذهنی” یاد میشود؛ یعنی حالتی که افراد، بهویژه جوانان، در سطح ذهنی و ارزشی از جامعه و فرهنگ خود فاصله میگیرند، حتی اگر از لحاظ جغرافیایی در کشور بمانند. این به معنای نوعی گسست ذهنی با وطنی است.
وی با بیان اینکه از دیدگاه تحلیلی، این پدیده ناشی از سه عامل اساسی است افزود:جهانیشدن اطلاعات و رسانهها که سبب همسانسازی فرهنگی و الگوبرداری از سبکهای زندگی غیربومی میشود. شکاف نسلی و گسست ارتباطی بین نهادهای رسمی و جوانان که موجب میشود نسل جدید کمتر احساس تعلق به نظام فرهنگی کشور داشته باشد.
مهاجرت فکری تضعیف هویت فرهنگی را به دنبال دارد
مدیرکل دفتر برنامه ریزی و توسعه اجتماعی وزارت ورزش و جوانان گفت: کمبود فرصتهای واقعی برای رشد فکری و مشارکت اجتماعی جوانان که میل به مهاجرت ذهنی یا واقعی را تشدید میکند. پیامدهای مهاجرت فکری بسیار گسترده است؛ از تضعیف هویت فرهنگی گرفته تا افزایش بیاعتمادی، کاهش انگیزه مشارکت اجتماعی و نهایتاً مهاجرت فیزیکی. در سطحی عمیقتر، «مهاجرت فکری» میتواند به معنای تحول ذهنی یا جابجایی در نظام فکری یک فرد باشد یعنی کسی از یک چارچوب فکری، فرهنگی یا اعتقادی به چارچوبی دیگر «مهاجرت» کند. در این معنا، مهاجرت فکری نوعی رهایی و تحول درونی است، نه حرکت فیزیکی یا نیت به مهاجرت فیزیکی.
عبدی اظهار کرد: البته در برخی منابع علوم اجتماعی، «مهاجرت فکری» معمولاً به خروج نخبگان علمی، فرهنگی یا هنری از یک کشور به کشور دیگر گفته میشود پدیدهای که به آن فرار مغزها (Brain Drain) نیز میگویند. در این معنا، فرد به عقیده خود از محیطی که آزادی اندیشه، امکانات پژوهشی یا امنیت ندارد، به جایی میرود که بتواند اندیشهاش را رشد دهد. این نوع مهاجرت میتواند اثرات دوگانه داشته باشد از سویی اثر منفی برای کشور مبدأ دارد و باعث از دست دادن نیروی فکری و خلاق جامعه می شود و از سوی دیگر برای کشور مقصد اثرات مثبت فراوانی دارد چون بدون اینکه هزینه خاصی انجام داده باشد منابع انسانی با استعداد را به دست آورده و از این طریق کشور خود را شکوفا می کند.
اعتماد اجتماعی، یکی از ستونهای اصلی سرمایه اجتماعی است
وی در پاسخ به این سوال که امروزه شاهد هستید که اعتماد بین جوانان و مسولان کاهش یافته که این مساله هم بسیار خطرناک است برای اعتمادسازی میان نسل جوان چیکار باید کرد ایا برنامه ای در این زمینه دارید لطفا توضیح دهید؟ افزود: مفهوم Trust یا همان اطمینان و اعتماد اجتماعی، یکی از ستونهای اصلی سرمایه اجتماعی است. وقتی این اعتماد تضعیف شود، حتی سیاستهای خوب نیز با بدبینی عمومی روبهرو میشود. بررسیهای میدانی ما نشان میدهد که کاهش اعتماد جوانان به نهادهای رسمی، ناشی از چند متغیر کلیدی است از جمله ۱- احساس ناکارآمدی در پیگیری مطالبات جوانان ۲- فقدان ارتباط دوسویه و شفاف میان جوانان و مدیران ۳- تجربه ناکامیهای اقتصادی و اجتماعی که به سرخوردگی جمعی انجامیده است. ترمیم اعتماد، فرآیندی تدریجی و نیازمند رفتار ارتباطی صادقانه و مستمر است.
اعتمادسازی به معنای بازسازی پلهای ارتباطی است، نه صرفاً بیان شعار
عبدی تصریح کرد: اعتمادسازی به معنای بازسازی پلهای ارتباطی است، نه صرفاً بیان شعار. ما باور داریم که اعتماد از گفتوگو زاده میشود و با پاسخگویی پایدار میماند. فرایند بازسازی اعتماد قطعا از عهده یک دستگاه خارج است و مجموعه اقدامات کلی و هماهنگ را توسط همه دستگاهها در ابعاد مختلف اعم از اجتماعی و اقتصادی و... و. را می طلبد. پیشنهاد ما به عنوان معاونت امور جوانان این است که اقدامات اولویتدار، کمهزینه، ولی پراثر در این رابطه شناسایی شوند تا بتوانند در مدت کوتاه (مثلاً ۶ تا ۱۲ ماه) اثر ملموس بر اعتماد عمومی، مشارکت و کارآمدی داشته باشند. بنابر این بایستی بر اساس سه معیار کلیدی (هزینه پایین، قابلیت اجرا در کوتاهمدت، و اثربخشی اجتماعی بالا)، اقداماتی که هزینه مالی اندکی دارند اما میتوانند اعتماد، امید و سرمایه اجتماعی را بهطور ملموس در چند ماه افزایش دهند و زمینهساز اجرای محورهای دیگر شوند در نظر گرفته شود. بنابر این در مرحله اول و گامهای آغازین، پیشنهاد ما این است در سطح کلی موارد ذیل در اولویت قرار گیرد.
مدیرکل دفتر برنامه ریزی و توسعه اجتماعی وزارت ورزش و جوانان با بیان اینکه شفافیت و گزارشدهی مستمر به مردم توسط تمام دستگاههای اجرایی سریعترین راه برای بازسازی اعتماد عمومی است اظهار کرد: این امر از طریق ایجاد سامانههای ساده و عمومی برای گزارش پیشرفت طرحها، انتشار خلاصه عملکرد ماهانه دستگاهها در قالبهای قابلفهم (اینفوگرافی، ویدیوهای کوتاه و...) و انعکاس رسانه ای مناسب آنها قابلیت تحقق دارد و در صورت انجام صحیح افزایش حس پاسخگویی دولت و کاهش ذهنیت "دولت پنهان" در اذهان عمومی و علی الخصوص جوانان را درپی خواهد داشت.
اهمیت به دغدغه های قشرهای مختلف اجتماعی پیش شرط اعتماد اجتماعی
وی گفت: شنیدن صدای بیصداها و تقویت گفتوگوی اجتماعی به این دلیل که احساس شنیدهشدن و اهمیت به دغدغه های قشرهای مختلف اجتماعی پیش شرط اعتماد اجتماعی است، از این رو این امر دارای اهمیت زیادی است و این مهم از طریق تشکیل «کارگروههای گفتوگوی اجتماعی» در سطح ملی و استانی با حضور نمایندگان گروههای مختلف (زنان، جوانان، کارگران، اقلیتها...) و انعکاس رسانه ای در سطوح محلی و صدا وسیمای استانها و نشریات محلی قابلیت تحقق دارد.
عبدی تصریح کرد: احساس چند صدایی و ناهمسویی در درون ارکان سیستم حکمرانی از مهمترین عوامل بیاعتمادی عمومی است. برگزاری نشستهای منظم معاونان و مدیران دستگاهها برای تدوین مواضع و گفتمان واحد علی الخصوص در تصمیمات و سیاست های کلان اقتصادی می تواند در این مسیر به افزایش انسجام سیاستی و افزایش اعتبار دولت در جامعه کمک کند.
مدیرکل دفتر برنامه ریزی و توسعه اجتماعی وزارت ورزش و جوانان ادامه داد: ارزیابی سریع رضایت مردم و بازخورد از جامعه به این دلیل که دادههای واقعی از افکار عمومی مبنای تصمیمگیری درست است، واجد اهمیت فراوانی است. تعریف شاخص های صحیح و استفاده از نظرسنجیهای آنلاین، سامانههای پیامکی، یا پلتفرمهای مشارکت مردمی برای دریافت بازخورد منظم از مردم و ترتیب اثر دادن به این نظرات بسیار واجد اهمیت است و می تواند به اصلاح فوری سیاستهای نادرست و افزایش احساس اثرگذاری شهروندان منجر شود.
افزایش اعتماد عمومی با بازنمایی و انعکاس درست و ملموس دستاوردها و اقدامات دولت
عبدی اظهار کرد: بازنمایی و انعکاس درست دستاوردها و اقدامات کوچک اما ملموس دولت برای اقشار متوسط می تواند اثرات مطلوبی در افزایش اعتماد عمومی داشته باشد و با توجه به اینکه مردم تغییر را در زندگی روزمره میسنجند، نه در طرحهای کلان مهم، تمرکز بر پروژههای کوچک و مردمی (مثلاً خدمات محلی، تسهیل مجوزها، اصلاحات ملموس در خدمات عمومی) و اطلاعرسانی دقیق و مستمر آنها میتواند به افزایش امید اجتماعی و تقویت اعتماد نهادی منجر شود.
نظر شما