تحلیل کارشناس قرقیزستانی از اغتشاشات ایران: با یک حمله اطلاعاتی پیچیده طرف هستیم

قادر مَلِکوف، تحلیلگر سرشناس قرقیزستان با توجه به توطئه‌های جهانی و اغتشاشات اخیر در ایران، مقاله‌ای منتشر کرده و به تحلیل وضعیت ایران و ارتباط آن با تحولات داخلی قرقیزستان پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این مقاله آمده است: ایران امروز در واقع ویترینی است از اینکه جنگ‌های ترکیبی مدرن چگونه به نظر می‌رسند و عمل می‌کنند. آنچه در این کشور رخ می‌دهد، زنگ خطری جدی و هشداری مهم برای کشورهای آسیای مرکزی، به شمار می‌آید.

وضعیت پیرامون ایران به روشنی الگوی معاصر جنگ ترکیبی را نشان می‌دهد؛ الگویی که بر تلفیق فشار خارجی و بی‌ثبات‌سازیِ هدایت‌شده از درون استوار است. در اینجا سخن از فرآیندهای اجتماعیِ خودجوش نیست، بلکه با یک فناوریِ نظام‌مند روبه‌رو هستیم که در آن سرویس‌های ویژه، منابع رسانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های شبکه‌ای و گروه‌های نیابتیِ رادیکال به کار گرفته می‌شوند.

در پسِ تکان‌دادنِ هدفمندِ اوضاع ایران از سوی نیروهای خارجی ــ بیش از همه سرویس‌های اطلاعاتی ایالات متحده، اسرائیل و متحدان آنها ــ ما نه با آشوب و تصادف، بلکه با الگویی دقیق، از پیش طراحی‌شده و آزموده‌شده مواجه هستیم؛ الگویی که پیش‌تر در کشورهای دیگر نیز به کار گرفته شده است.

همه چیز با یک حمله اطلاعاتی پیچیده آغاز می‌شود. از طریق شبکه‌های اجتماعی، بلاگرها، رسانه‌های غربی و پیام‌رسان‌ها، تصویری به شدت ساده‌سازی‌شده از جهان به جامعه القا می‌شود: حاکمیت شرّ است و اعتراض خیر. هم‌زمان حجم عظیمی از اخبار جعلی، ویدئوهای بریده‌بریده و شعارهای احساسی منتشر می‌شود. به ویژه زمانی که رسانه‌های غربی تظاهرات حامیان دولت، که خواستار پایان ناآرامی‌ها هستند، را به عنوان «اعتراضات گسترده مخالفان» جا می‌زنند، این موضوع به خوبی آشکار می‌شود.

در چنین فضایی، راستی‌آزماییِ اطلاعات اساساً مدنظر نیست؛ هدف اصلی برانگیختن خشم، نفرت و واکنش‌های شدید احساسی است. در ضمن اینکه می‌دانیم که در ایران، اکثریت جمعیت کشور از حاکمیت و نظام قانون اساسی حمایت می‌کنند.

مرحله بعد، مدیریت اعتراضات به صورت برخط است. امروز برای این کار دیگر نیازی به حضور فیزیکی در داخل کشور نیست. می‌توان جوانان را از هزاران کیلومتر دورتر هدایت کرد. هماهنگی اقدامات از طریق اینترنت انجام می‌شود و در صورت اعمال محدودیت‌ها، از سامانه‌های ارتباطی ماهواره‌ای استفاده می‌شود. در ایران، به طور خاص از استارلینک بهره گرفته می‌شود که امکان دور زدن محدودیت‌های دولتی و حفظ کنترل‌پذیریِ جنبش‌های اعتراضی را فراهم می‌کند.

سپس نوبت به نفوذ تحریک‌کنندگان می‌رسد. عناصر رادیکال به طور هدفمند وارد جمعیت‌های معترض می‌شوند تا اعتراض را از قالب مسالمت‌آمیز به شکل تهاجمی منتقل کنند: آتش‌سوزی، خشونت، درگیری، ایجاد آشوب و القای احساسِ از کنترل خارج شدن اوضاع.

عنصر به ویژه خطرناک، استفاده از گروه‌های تروریستی است. در استان خوزستان ایران، معترضان یکی از کهن‌ترین اماکن مقدس تاریخی ــ زیارتگاهی بسیار محترم که از دوران سلجوقیان شناخته شده بود ــ را ویران کردند. افراط‌گرایان آرامگاه را هتک حرمت کردند، ضریحِ آن را به آتش کشیدند و تخریب نمودند.

چنین اقداماتی همواره از ویژگی‌های هواداران داعش بوده است. با توجه به این که در تهران و دیگر شهرهای ایران، شرکت‌کنندگان افراطی در اعتراضات به طور فعال مساجد را به آتش می‌کشند (بیش از ۲۵ مورد ثبت شده است)، نمی‌توان احتمال داد که در میان جمعیت‌های معترض، جنگجویان داعش و دیگر گروه‌های جهادیِ رادیکال نقش فزاینده‌ای ایفا می‌کنند. بریدن سر مأموران پلیس، سوزاندن دادستان و شماری دیگر از رویدادها دقیقاً نشان‌دهنده همین سبک و سیاق است. این گونه اقدامات هرگز تصادفی نیستند و هیچ ارتباطی با اعتراض اجتماعی ندارند.

در این میان، آنچه به ویژه نگران‌کننده است، درک ضعیف جامعه ما و به ویژه نسل جوان از آن چیزی است که واقعاً در ایران می‌گذرد. بنا بر آنچه از دیدگاه‌ها در شبکه‌های اجتماعی برمی‌آید، بیشتر شهروندان ما وضعیت را صرفاً از دریچه تصویری می‌بینند که تبلیغات غربی ساخته است. به دلیل کمبود شدید متخصصان مسائل شرق و خاورمیانه، عملاً کسی وجود ندارد که بتواند این فرایندهای پیچیده را به زبانی ساده و قابل‌فهم توضیح دهد. در نتیجه، آگاهی و ذهنیت جوانان ما توسط مراکز نفوذ خارجی ــ پیش از همه در ایالات متحده و اسرائیل ــ شکل می‌گیرد.

بسیاری نمی‌دانند که اعتراضات مسالمت‌آمیز در ایران به طور منظم برگزار می‌شود. اعتراضات آرام در این کشور مجازات نمی‌شود، زیرا طبق قوانین، جامعه ایران حق قانونیِ انجام آن را دارد. افزون بر این، رهبر عالی کشور بارها تأکید کرده است که اگر مردم به خیابان‌ها می‌آیند، به این معناست که دولت دچار خطا شده و این خطاها باید اصلاح شوند.

در عین حال، اعتراضات کنونی اگرچه دامنه گسترده‌ای دارد و به دلایل اقتصادی در تهران آغاز شد، اما عمدتاً در سه استان ایلام، لرستان و کردستان متمرکز بوده است. نیروی محرک اصلی این اعتراضات را گروه‌ها، احزاب و جنبش‌های کُرد جدایی‌طلب تشکیل می‌دهند که گرایش‌های طرفدار آمریکا در میان آنها به خوبی شناخته شده است. موساد، سازمان اطلاعاتی اسرائیل، نیز با این گروه‌ها همکاری می‌کند.

همچنین شایان توجه است که ترکیه بیش از همه به حمایت از حاکمیت فعلی ایران برخاسته است. این امر قابل درک است، چرا که برای آنکارا «مسئله کُردی» همچنان یکی از دردناک‌ترین و حساس‌ترین موضوعات به شمار می‌رود؛ موضوعی که هم آمریکا و هم اسرائیل بر روی آن بازی می‌کنند. با وجود اختلافات ایدئولوژیک با تهران، به دستور رهبری ترکیه، سرویس‌های اطلاعاتی این کشور اطلاعات مربوط به سازمان‌دهندگان و هماهنگ‌کنندگان ناآرامی‌ها را در اختیار ایران قرار دادند. ایران نیز بلافاصله چند عملیات ویژه را در مناطق مرزی خود اجرا کرد.

نکته مهم دیگری نیز وجود دارد که کمتر به آن پرداخته می‌شود. بخش عمده‌ای از مهاجران ایرانی در آمریکا و اروپا که نسبت به نظام حاکم رویکردی انتقادی دارند، در عین حال از اعتراضات خشونت‌آمیز و تخریب‌ها حمایت نمی‌کنند. افزون بر این، آنان نسبت به شخصیت شاهزاده رضا پهلوی ــ که به طور فعال توسط رسانه‌های غربی تبلیغ می‌شود و به نظر می‌رسد آمریکا و اسرائیل بر روی او سرمایه‌گذاری کرده‌اند ــ نگرشی به شدت منفی دارند. ارتباطات نزدیک او با بنیامین نتانیاهو این بی‌اعتمادی را تشدید می‌کند و برای اکثریت ایرانیان، شخصیت پهلوی همچنان به شدت نامحبوب است.

هم‌زمانی رویدادها نیز جلب توجه می‌کند. اندکی پیش از سال نو، بنیامین نتانیاهو به آمریکا سفر کرد و بلافاصله در اوایل ژانویه ناآرامی‌ها در ایران آغاز شد. به طور هم‌زمان، رویدادهایی نیز در ونزوئلا در جریان بود. بدین ترتیب، دو کشور نفت‌خیز که از تأمین‌کنندگان اصلی نفت چین به شمار می‌روند، به طور هم‌زمان زیر ضرب قرار گرفتند. این امر تصادفی نیست.

امروز جنگ، پیش از هر چیز، جنگ فناوری‌ها و جنگ برای ذهن‌ها و دل‌های شهروندان است؛ جنگی برای شیوه اندیشیدن نسل جوان و برای ارزش‌ها. ایران نمونه‌ای روشن از این واقعیت است که چگونه یک نسل کامل از جوانان، حامل ارزش‌های بیگانه و تحمیلی از بیرون می‌شود و برای ویران‌سازیِ کشور خود به کار گرفته می‌شود. در شرایطی که جوانان بی‌چون‌وچرا به هر آنچه در شبکه‌های اجتماعی می‌بینند ایمان می‌آورند، کنترل و هدایت آنها به سوی تخریب به شدت آسان می‌شود.

از این منظر، ایران هشداری مستقیم برای کشورهای آسیای مرکزی، از جمله کشور ماست. اگر جامعه دچار شکاف باشد و هدف و ارزش‌های مشترک نداشته باشد، اگر ایمنی اطلاعاتی و پایگاه کارشناسیِ بومی وجود نداشته باشد، و اگر جوانان صرفاً در چارچوب دستورکار تحمیل‌شده از بیرون زندگی کنند، سناریویی مشابه آنچه در ایران رخ می‌دهد می‌تواند در آینده‌ای نزدیک در کشور ما نیز به اجرا درآید و البته ممکن است به نتایج متفاوتی منجر شود.  تهدیدی جداگانه را هسته‌های خفته رادیکال تشکیل می‌دهند که در صورت لزوم می‌توانند فعال شوند و به ماشه آغاز ناآرامی‌های گسترده بدل گردند.

هیاهوی اطلاعاتی پیرامون ایران می‌تواند نشانه‌ای از تدارک حملات جدید ایالات متحده باشد. هواپیماهای رزمی اضافی نیروی هوایی آمریکا پیش‌تر از محور اروپا به خاورمیانه منتقل شده‌اند.  با وجود اظهارات مبنی بر عدم تمایل به تقابل، برای ترامپ ــ با توجه به موفقیت‌ها در ونزوئلا ــ مهار خود هرچه دشوارتر خواهد شد. برای مداخله، انتشار چند مطلب رسانه‌ای، عکس‌های پررنگ و ویدئوهای احساسی کافی خواهد بود تا آنچه «حق اخلاقی» نامیده می‌شود، در برابر جامعه جهانی ایجاد گردد.

کد خبر 1862660

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha