دکتر حسن لاسجردی، کارشناس مسائل سیاسی و مسائل بین الملل در گفتگو با خبرنگار گروه بین الملل خبرگزاری شبستان به مناسبت روز «غزه» درباره چرایی غزه به عنوان نماد مقاومت، گفت: نام نهادن غزه به عنوان نماد مقاومت دلایل مختلفی دارد. یکی از مهمترین و شاخصترین آنها زندگی مردم غزه در مقابل جنگ به اصطلاح عریان رژیم صهیونیستی با مردم غزه بعد از طوفان الاقصی است که یکی از نابرابرترین جنگهای تاریخ معاصر است که یک نیروی کلیدی محدود با یک ارتش کلاسیک نبرد میکند و به رغم همه نابرابری ها معادله جنگ به نفع طرف قدرتمند تمام نمی شود و این موضوع یکی از دلایل اصلی این نامگذاری است.
مقاومت غزه در
کارشناس مسایل بینالملل ادامه داد که نکته دوم این است که از نگاه رهبران رژیم صهیونیستی همیشه غزه مرکز مقاومت بوده و به رغم همه فشارهایی که رژیم صهیونیستی در طول دورانهای مختلف خود داشته باز هم این غزه بوده که در برابر تجاوزات اخیر مقاومت و ایستادگی کرده و مهمتر از آن در جریان طوفان الاقصی توانسته یک ضربه نظامی به اذعان کارشناسان منطقه به رژیم صهیونیستی بزند.
یکی از مهمترین و شاخصترین آنها زندگی مردم غزه در مقابل جنگ به اصطلاح عریان رژیم صهیونیستی با مردم غزه بعد از طوفان الاقصی است که یکی از نابرابرترین جنگهای تاریخ معاصر است
وی افزود: این موضوع یعنی ضربه نظامی، خود نفوذ در خاک رژیم صهیونیستی است که مرز بین غزه و سرزمین های اشغالی که در اختیار رژیم صهیونیستی است، اولا لایه های مختلف امنیتی دارد و دوم اینکه تلاش شده است تا از وسایل و لوازم الکترونیک و پایگاه های نظامی و شهرک ها به عنوان خط فاصل دو جامعه استفاده شود. خود این موانع می تواند یکی از دلایل پیچیدگی های عملیات های نظامی باشد.
دکتر لاسجردی با اشاره به مسئله خسارت و تلفات رژیم صهیونیستی، گفت که خیلیها بر این باور هستند که در طوفان الاقصی تعداد افسران عالی رتبه، نیروهای نظامی و تجهیزات به غنیمت گرفته شده و از بین رفته آمار بسیار قابل توجه ای را نشان می دهد. این مسئله نشان می دهد که طوفان الاقصی یک عملیات نظامی حساب شده، اما پرتلفات و پرهزینه برای رژیم صهیونیستی بوده است.
این کارشناس مسایل بینالملل اظهار داشت که نکته دیگر همجواری غزه در کنار سرزمین های اشغالی و ارتش آنها است که تلاش کردند در این ۷-۸ دهه حیات سیاسی خود مردم را به دلایل مختلف بیازاند که این دلایل از جملع منع رفت آمد، سخت گیری های اجتماعی و مربوط با ایاب و ذهاب و برخورداری از امتیازات اجتماعی و سخت گیری درباره کارگران و سخت گیری معیشتی با به آتش کشیدن مزارع و مسایل دیگر یکی از نکات بسیار مهم تاریخ غزه است که نشان می دهد که این نامگذاری در طول این هشت دهه حیات رژیم صهیونیستی به رغم همه فشارها، کاستیها و تنگناها نتوانستند مردم غزه را به تسلیم وادار کنند و اهداف خود را عملیاتی کنند.
لاسجردی خاطرنشان کرد که در مجموع آنچه که می تواند خیلی مهم باشد، بزرگترین عملیات های نظامی علیه رژیم صهیونیستی در طول تاریخ حیات سیاسی این رژیم از سرزمین غزه بوده به گونه ای که موشه دایان یکی از آرزوهایش این بوده که یک روز صبح بلند شود و ببیند غزه در آب دریا غرق شده و خیال آنها راحت شده که یک سرزمین رقیب خیز مانند غزه از مدار رقابت خارج شده است.
وی ادامه داد که در موضوع انتفاضه اول و دوم یکی از کاستی های مهم علت اساسی نام نهادن غزه به عنوان نماد مقاومت مجموعه اقدامات، فداکاریها و فعالیتهای مقاومتی و استقامتی است که مردم غزه در قبال رژیم صهیونیستی داشته و دارند.
شورای صلح ترامپ قصد دارد با عنوان نهاد بینالمللی فعالیت کند، تجربه و سابقه این شوراهای تزریقی و تحمیلی نشان می دهد که اینها پیام آور صلح نیستند و مدتی مردم منطقه را مشغول می کنند و پس از مدتی به دلایل مختلف یا عاجز از برآورده کردن مطالبات مردم هستند یا جای خود را به یک تشکیلات جدید می دهند.
دکتر حسن لاسجردی در پاسخ به این پرسش که وضعیت غزه را با توجه به دستور ترامپ مبنی بر شورای صلح چگونه ارزیابی می کنید؟ الان قطر یک نماینده معرفی کرده اما اسراییل عنوان کرده که قطر را قبول ندارد و مصر را قبول دارد؟، گفت: شورای صلح ترامپ قصد دارد که با عنوان نهاد بین المللی فعالیت کند. با توجه به تجربیات گذشته اگر این نهاد بین المللی بتواند آرامش و امنیت مردم غزه را تضمین کند، موفق خواهد بود اما معمولا این نهادها غربی انتخاب می شوند و این شورای صلح ترامپ نیز بیشتر افراد از کشورهای غربی هستند. این ترکیب نابرابر و حضور افرادی که طرفدار رژیم صهیونیستی هستند، نمی تواند تضمین کننده درست و منصفانه برای خواسته های مردم غزه باشد.
وی ادامه داد که به نظر می رسد این شورای صلح اگرچه تلاش ترامپ این است که بگوید من اقدامات را انجام دادم و صلح را به این سرزمین آوردم اما تجربه و سابقه این شوراهای تزریقی و تحمیلی نشان می دهد که اینها پیام آور صلح نیستند و مدتی مردم منطقه را مشغول می کنند و پس از مدتی به دلایل مختلف یا عاجز از برآورده کردن مطالبات مردم هستند یا جای خود را به یک تشکیلات جدید می دهند که لااقل در تجربه فلسطینی چیزی مشابه دولت خودگردان تشکیل خواهد شد. در حال حاضر هم تلاش آمریکا این است که این شورای صلح را تشکیل دهد که هسته های اولیه شناسایی و جای گذاری افراد مناسب این سیاست را در درون سرزمین اشغالی پیدا کند و با یک ترکیب هیئت و فرم جدیدی اصلاحات و تغییرات فلسطینی را در غزه انجام دهد که قبلا در کرانه باختری نیز آن را با دولت خودگردان به وجود آورده بود.
نظر شما