به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرکزاری شبستان، علیرضا جاجرمی، سرپرست اداره کل توسعه منابع انسانی و پشتیبانی وزارت دادگستری به مناسبت میلاد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در یادداشتی اختصاصی به خبرگزاری شبستان با عنوان" عدالتِ علوی؛ تأملی در حکمرانیِ مطلوب و اخلاقِ قدر" نوشت:
میلاد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، تنها یادآور تولد شخصیتی بزرگ و جاودان در تاریخ نیست؛ این مناسبت، فرصتی است برای مکثی اندیشمندانه بر معنای «حکمرانی مطلوب» و بازخوانی الگویی که قرنهاست در ضمیر جمعی ما، معیار عدالت، عقلانیت و کرامت انسانی تلقی میشود. جامعه ما هرگاه از عدالت سخن میگوید، ناخواسته به حکومت علوی ارجاع میدهد؛ اما پرسش بنیادین آن است که عدالت علوی دقیقاً چه نسبتی با ساختار قدرت، حقوق مردم و مسئولیت زمامداران دارد؟
در منطق و فلسفه علوی، عدالت نه یک شعار سیاسی و نه ابزاری تبلیغاتی، بلکه ستون استوار تمدنسازی است؛ عقلانیتی متجسم در قدرت و پاسدار کرامت انسان. علی علیهالسلام قدرت را از حاشیه نفس به متن مسئولیت میکشاند و آن را از ابزار سلطه به «امانت خدمت» تبدیل میکند. از این منظر، مشروعیت سیاسی نه با غلبه و ابزار قدرت، که با حقمداری، پاسخگویی و صیانت از حقوق مردم معنا مییابد.
توحید؛ بنیاد معرفتی حکمرانی
امام علی علیهالسلام در قله معرفت توحیدی ایستاده است؛ معرفتی که از الفاظ عبور کرده و به شهود رسیده است:
«ما رَأَیتُ شَیئًا إِلّا وَرَأَیتُ اللّهَ قَبلَهُ وَبَعدَهُ وَمَعَهُ».
این نگاه هستیشناسانه، خدای یکتا را محور همه غرض ها و روابط مینشاند؛ از مناسبات فردی تا ساختار حکومت. در نهجالبلاغه، عقل، قلب و وحی در منظومهای هماهنگ جمع میشوند و سیاست، از اخلاق و معنا تهی نمیگردد. حکمرانیِ برآمده از چنین توحیدی، ذاتاً ضد استبداد و ضد تبعیض و در جهت حقوق انسانی است.
عبادت؛ پشتوانه عدالت
عبادت در سیره علوی، گریز از جامعه نیست؛ بلکه بازگشت آگاهانه به متن زندگی اجتماعی است. شبهای علی در محراب، و روزهایش در میدان قضاوت و حکومت و حکمروایی میگذرد. قرآن، این توازن را چنین وصف میکند:
﴿رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ﴾.
اشکهای نیمهشب، راز صلابت روز است؛ و عدالت علوی، بدون آن پیوند عمیق معنوی، قابل تصور نیست.
اخلاقِ قدرت؛ مهار شجاعت با کرامت
اخلاق علوی، اخلاقِ قدرتِ مهار شده است. شجاعترین مرد میدان، در برابر یتیم و فقیر، رئوفترین دل را دارد.
«أشرفُ الغِنی ترکُ المُنی»؛
این اخلاق، نه زهد منزوی، بلکه کرامت فعال است؛ اخلاقی که انسان را آزاد، مسئول و عزتمدار میسازد و اجازه نمیدهد قدرت به غرور، سرمستی و خشونت فروکاسته شود.
عدالت اجتماعی؛ فلسفه وجودی حکومت
در نگاه امام علی علیهالسلام،«عدالت»، فلسفه وجودی حکومت و ستون مستحکم آن است. در نامه به مالک اشتر، انسانها چنین تعریف میشوند:
«مردم دو گروهاند؛ یا برادر دینی تو هستند، یا همانند تو در آفرینش.»
این جمله، سنگبنای حقوق شهروندی، کرامت انسانی و همزیستی آگاهانه اجتماعی است. علی علیهالسلام نخستین نظریهپردازِ عملیِ حقوق بشر و حقوق مردم در تمدن اسلامی است؛ نظریهای که در عمل، خود را در برابری، نفی تبعیض و مسئولیتپذیری حاکم نشان میدهد.
حکمرانی و پاسخگویی؛ قدرت بهمثابه امانت
حکومت علوی، پیوند نادری از اخلاق و سیاست است. امام علی علیهالسلام هرگز قدرت را هدف ندانست؛ آن را مسیری برای اقامه قسط و دفع باطل میدانست. فرمان تاریخی او به مالک اشتر، از مهمترین اسناد حقوق سیاسی در اندیشه اسلامی است؛ متنی که مهربانی با مردم، رعایت حقوق آنان و پرهیز از درندگی قدرت را اصل میشمارد.
و آنجا که میفرماید:
«لولا حضور الحاضر… لألقیت حبلها علی غاربها»
نشان میدهد که قدرت بدون عدالت و مسئولیت پذیری حاکمان، ارزش نگهداشتن ندارد. پرسش امروز ما نه صرفاً ستایش گذشته، بلکه سنجش حال است؛ اینکه ساختارهای حکمرانی ما تا چه اندازه با منطق علویِ پاسخگویی، شفافیت و تقدم حقوق مردم همخوانی دارد.
در منطق علوی، عدالت تنها به نیت دولتمردان وابسته نیست؛ بلکه در سازوکارهای عملیاتی در حوزه نظارت، شفافیت و پاسخگویی نهادینه میشود.
تربیت و آگاهی؛ شرط بقای عدالت!
امام علی علیهالسلام معلمِ انسانِ مسئول است. در مکتب او، تربیت آمیزهای است از عقل، دانش، ایمان و مسئولیت اجتماعی. حکمتهای نهجالبلاغه بارها هشدار میدهند که جهل، بزرگترین دشمن انسان و جامعه است:
«مردم دشمن چیزی هستند که از آن ناآگاهند.»
از نگاه علی، آگاهی و خردورزی، شرط تحقق عدالت و مانع سقوط جامعه به ورطه استبداد است. بیدانشی، حتی اگر در لباس دینداری یا قدرت پنهان شود، انسان را از کرامت تهی میکند.
سیره علوی؛ افق تمدنسازی
سیره علوی، الگویی زنده برای جامعه معاصر است؛ زیرا عدالت را ساختاری ارائه می دهد، حقوق بشر را اجتماعی، سیاست را معنوی و انسان را خلیفه خدا میبیند. بازگشت به مولا علی علیهالسلام، بازگشت به گذشته نیست؛ بازگشت به آیندهای انسانیتر، عادلانهتر و خردورزانهتر است.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام تنها یک چهره تاریخی یا مذهبی نیست؛ او نقشه جامع انسان کامل و جامعه سالم است. مناسبت گرامی داشت میلاد ایشان، دعوتی است به بازخوانی وجدان جمعیمان؛
تا زمانی که عدالت به معیار سامان قدرت، ملاک مشروعیت زمامداری و قاعده تدبیر امور عمومی بدل نشود، نام علی علیهالسلام بیش از آنکه در ساختار رفتاری حکمرانی حضور داشته باشد، در تقویمها و مناسبتها تکرار خواهد شد.
علی علیهالسلام جاودان است؛ در عدالت، در آگاهی، در وجدان بیدار انسان ها.
نظر شما