وقتی آینده، امروز شد

ایران به بازیگری تبدیل شده که چه دوستانش و چه رقبایش، وزن آن را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند. و شاید این همان معنای عمیق عبارت چشم‌انداز باشد: «الهام‌بخش در جهان اسلام» و دارای «تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل». و اکنون، در آستانه عبور از آن افق ترسیم‌شده، امید آن است که با تحقق کامل این چشم‌انداز، مردم ایران نیز بیش از پیش ثمرات و آثار امیدبخش آن را در متن جامعه و در زندگی روزمره خود لمس کنند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری شبستان، حمید نیلی، فعال هنر و رسانه در یادداشتی با عنوان «وقتی آینده، امروز شد» به تحقق آرمان ایران قوی و ابرقدرت پرداخته است، ایرانی که امروز چشم دنیا را به خود دوخته است.

از رؤیای ۱۴۰۴ تا ایرانی که در معادلات منطقه نمی‌توان نادیده‌اش گرفت گاهی یک جمله، فقط برای روزی که گفته می‌شود نیست؛ برای سال‌هایی است که هنوز نیامده‌اند. گاهی یک نگاه، از هیاهوی امروز عبور می‌کند، دوردست‌ها را می‌بیند و تصویری از فردایی می‌سازد که شاید در روز نخست، برای بسیاری بیش از اندازه بلندپروازانه به نظر برسد. چشم‌انداز بیست‌ساله جمهوری اسلامی ایران از همین جنس بود.

در آن سند، از ایرانی سخن گفته شد که در افق ۱۴۰۴ کشوری باشد: «توسعه‌یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، و متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی…» و در ادامه، آرمانی بزرگ‌تر ترسیم شد: «با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی…» اما شاید یکی از زیباترین واژه‌های آن چشم‌انداز، فقط «اول بودن» نبود؛ سخن از ایرانی بود: «الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل.»

دو دهه از آن روزها گذشته است. حالا دیگر ۱۴۰۴ یک تاریخ در دوردست نیست. از آن عبور کرده‌ایم و می‌توانیم برگردیم و از خودمان بپرسیم: از آن رؤیای بزرگ، چه چیزهایی امروز پیش روی ما ایستاده است؟ آن روز، سخن از فردا بود؛ امروز، بخشی از آن فردا را می‌بینیم برای فهم آن نگاه، باید ایرانِ آن سال‌ها را به یاد آورد؛ ایرانی که زیر فشارهای سیاسی و اقتصادی قرار داشت و بسیاری تلاش می‌کردند آینده‌اش را از بیرون ترسیم کنند. اما چشم‌انداز، روایت دیگری داشت: ایرانی مستقل، مقتدر، پیشرفته و اثرگذار؛ کشوری که قرار نبود تنها نظاره‌گر تحولات پیرامون خود باشد، بلکه باید به یکی از بازیگران تعیین‌کننده منطقه تبدیل می‌شد.

امروز کافی است نقشه غرب آسیا را مقابل خود بگذاریم. از خلیج فارس تا دریای عمان؛ از تنگه هرمز تا تحولات یمن؛ از امنیت انرژی تا معادلات سیاسی و نظامی منطقه؛ نام ایران را نمی‌توان از هیچ تحلیل جدی حذف کرد.

این شاید یکی از روشن‌ترین نشانه‌های قدرت باشد: به نقطه‌ای برسی که حتی مخالفانت نیز برای طراحی معادلاتشان ناچار باشند تو را محاسبه کنند. هرمز؛ جایی که جغرافیا با قدرت ملی سخن می‌گوید سال‌ها درباره اهمیت راهبردی تنگه هرمز سخن گفته شده است. امروز بیش از گذشته روشن است که این آبراه تنها یک نقطه جغرافیایی در جنوب ایران نیست. هر تحول جدی در هرمز می‌تواند نگاه بازارهای انرژی و قدرت‌های بزرگ جهان را به خود معطوف کند. این همان جایی است که جغرافیا، سیاست، امنیت و اقتصاد جهانی به یکدیگر گره می‌خورند؛ و ایران در قلب این جغرافیا ایستاده است. نه برای آنکه آرزوی بحران داشته باشد؛ بلکه برای آنکه جهان بداند امنیت و ثبات این منطقه بدون درنظرگرفتن ایران، معادله‌ای ناقص است.

و یمن؛ معادله‌ای که دیگر ساده نیست تحولات سال‌های اخیر، یمن نیز نشان داده دوران تصمیم‌گیری یک‌جانبه برای غرب آسیا گذشته است. منطقه‌ای که زمانی برخی قدرت‌های خارجی تصور می‌کردند می‌توانند سرنوشت آن را پشت میزهای دور از منطقه تعیین کنند، امروز مجموعه‌ای پیچیده از بازیگران، اراده‌ها و قدرت‌های نوظهور است. در چنین جغرافیایی، ایران به بازیگری تبدیل شده که چه دوستانش و چه رقبایش، وزن آن را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند. و شاید این همان معنای عمیق عبارت چشم‌انداز باشد: «الهام‌بخش در جهان اسلام» و دارای «تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل». و اکنون، در آستانه عبور از آن افق ترسیم‌شده، امید آن است که با تحقق کامل این چشم‌انداز، مردم ایران نیز بیش از پیش ثمرات و آثار امیدبخش آن را در متن جامعه و در زندگی روزمره خود لمس کنند.

کد خبر 1904101

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha