حجت الاسلام «مهدی گرامی پور» استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه قم در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان در واکاوی مولفه های دولت تراز در اندیشه رهبر شهید به مناسبت هفته دولت اظهار کرد: هفته دولت، مناسبت مطلوبی برای بازخوانی یک پرسش اساسی است: دولتی که در چارچوب نظام اسلامی فعالیت میکند، دقیقاً چه ویژگیهایی باید داشته باشد و بر اساس چه معیارهایی باید ارزیابی شود؟
وی افزود: پاسخ رهبر شهید حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای (اعلی الله مقامه الشریف) به این پرسش، فقط یک توصیه اخلاقی به مدیران نیست؛ بلکه الگویی برای فهم دولت، وظایف آن، نسبت آن با مردم و شیوه اداره کشور ارائه میدهد.
استاد سطوح عالی حوزه تصریح کرد: در این نگاه، دولت تراز نه با «تعداد پروژهها» سنجیده می شود، نه با «حجم تبلیغات» و نه صرفاً با «ادعای انقلابیبودن»؛ بلکه معیار، «میزان نزدیکی روش و منش مسئولان به ارزشهای اسلامی، عدالت، قانون، مردمداری، استقلال و پیشرفت» است.
در اندیشه رهبر شهید، باید میان «نظام اسلامی» و «دولت اسلامی» تفاوت گذاشت. نظام اسلامی به معنای شکلگیری ساختارها، قوانین، نهادها و چارچوب کلان اداره کشور بر مبنای اسلام است؛ اما دولت اسلامی مرحلهای فراتر است
اسلامی بودن دولت، بیش از تابلوها و عناوین، باید در سبک اداره کشور و کیفیت زندگی مردم دیده شود
حجت الاسلام گرامی پور ادامه داد: نخستین نکته این است که در اندیشه رهبر شهید، باید میان «نظام اسلامی» و «دولت اسلامی» تفاوت گذاشت. نظام اسلامی به معنای شکلگیری ساختارها، قوانین، نهادها و چارچوب کلان اداره کشور بر مبنای اسلام است؛ اما دولت اسلامی مرحلهای فراتر است. در این مرحله، کارگزاران و مدیران باید در رفتار، تصمیمگیری، ارتباط با مردم و شیوه اداره امور، خود را با معیارهای اسلامی هماهنگ کنند.بنابراین، دولت اسلامی فقط دولتی نیست که در یک کشور اسلامی تشکیل شده باشد یا مسئولان آن خود را مسلمان و انقلابی بدانند. دولت تراز، دولتی است که منش مدیریتی آن اسلامی باشد؛ یعنی در آن، قدرت وسیله خدمت تلقی شود، مسئولیت با پاسخگویی همراه باشد، بیتالمال امانت مردم شمرده شود و مدیران خود را در برابر خدا، قانون و مردم مسئول بدانند.
وی خاطرنشان کرد: از این منظر، دولت تراز با شعار ساخته نمیشود. ممکن است یک دولت در گفتار از عدالت، مردم و استقلال سخن بگوید، اما اگر در عمل گرفتار تبعیض، فساد، اشرافیگری، بیتوجهی به محرومان، تصمیمهای غیرکارشناسی یا وابستگی در تصمیمگیری باشد، چنین دولتی از تراز دولت اسلامی فاصله میگیرد. اسلامی بودن دولت، بیش از آنکه در تابلوها و عناوین دیده شود، در سبک اداره کشور و کیفیت زندگی مردم باید دیده شود.
استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه قم تصریح کرد: نکته مهم دیگر آن است که دولت در این دیدگاه، صرفاً به قوه مجریه محدود نیست. هرچند دولت و رئیسجمهور در معنای رایج، محور اداره اجرایی کشور هستند، اما دولت به معنای گستردهتر، مجموعه کارگزاران نظام را دربرمیگیرد. به همین علت، ساختن دولت اسلامی یک پروژه صرفاً انتخاباتی یا مربوط به یک کابینه نیست؛ بلکه یک مسیر مستمر برای اصلاح مدیران، نهادها، قوانین، رویهها و رابطه حکومت با مردم است.
وی گفت: دولت تراز در این چارچوب، واسطه میان نظام اسلامی و جامعه اسلامی است. اگر مدیران، قوانین و نهادهای کشور به سمت عدالت، معنویت، کارآمدی و مردمداری حرکت کنند، آثار آن به جامعه منتقل میشود. به همین دلیل، دولت اسلامی در نگاه رهبر شهید یک هدف میانی است؛ هدفی که باید زمینه شکلگیری جامعه اسلامی و در افق بلندتر، تمدن نوین اسلامی را فراهم کند.
یکی از معیارهای مهم، میزان حساسیت دولت نسبت به مشکلات مردم عادی است
حجت الاسلام گرامی پور با بیان این که ویژگیهای دولت تراز در اندیشه رهبر شهید را میتوان در چند محور اصلی توضیح داد، گفت: نخستین محور، «سلامت اعتقادی، اخلاقی و عملکردی مسئولان» است. در دولت اسلامی، مدیر فقط یک متخصص اجرایی نیست؛ او باید از نظر اخلاقی نیز قابل اعتماد باشد. پاکدستی، سادهزیستی، پرهیز از تجمل، صداقت، شجاعت در تصمیم، امانتداری و دوری از منفعتطلبی شخصی، از لوازم مسئولیت در چنین دولتی است. مدیران در جمهوری اسلامی نمیتوانند از مردم قناعت، مقاومت و اعتماد بخواهند، اما خود در سبک زندگی و رفتار اقتصادی از مردم فاصله بگیرند.
استاد سطوح عالی حوزه خدمت به مردم و توجه ویژه به محرومان را دومین شاخص در این عرصه برشمرد و تصریح کرد: دولت تراز، دولتی نیست که فقط به مناطق برخوردار، گروههای پرنفوذ یا مسائل پایتختنشینان توجه کند. یکی از معیارهای مهم، میزان حساسیت دولت نسبت به مشکلات مردم عادی، مناطق دورافتاده، اقشار ضعیف، جوانان جویای کار، خانوادههای آسیبپذیر و کسانی است که صدایشان کمتر به مراکز قدرت میرسد. در این نگاه، خدمت به مردم یک وظیفه حاشیهای نیست؛ بلکه فلسفه اصلی حضور مسئولان در ساختار قدرت است.
وی خاطرنشان کرد: سومین مولفه، «عدالتخواهی» است. عدالت در دولت تراز فقط به معنای توزیع امکانات اقتصادی نیست؛ عدالت باید در فرصتهای آموزشی، شغلی، درمانی، قضایی، فرهنگی و مدیریتی نیز دیده شود. وقتی برخی مناطق و طبقات اجتماعی از امکانات محروم بمانند و برخی بهسادگی به منابع عمومی دسترسی پیدا کنند، نمیتوان از دولت عادلانه سخن گفت. دولت اسلامی باید در برابر تبعیض حساس باشد و برای کاهش شکافهای ناروا برنامه داشته باشد.
حجت الاسلام گرامی پور، در ادامه به دو مقوله «قانونگرایی و عقلانیت» اشاره و تصریخ کرد: اداره کشور با احساسات، تصمیمهای لحظهای و اظهارنظرهای نسنجیده ممکن نیست. دولت تراز باید قانون را ریل حرکت خود بداند و در تصمیمگیری از دانش، آمار، تجربه، مشورت و نظر کارشناسان استفاده کند. عقلانیت در اینجا به معنای کنار گذاشتن ارزشها نیست؛ بلکه به معنای اجرای دقیق و سنجیده ارزشها در میدان واقعیت است. مدیر انقلابی، مدیر بیبرنامه یا بیاعتنا به تخصص نیست؛ بلکه کسی است که برای حل مسائل بزرگ، هم انگیزه و هم قدرت تحلیل و تدبیر دارد.
دولت تراز باید هم در درون خود سازوکارهای نظارت و شفافیت داشته باشد و هم به مردم اطمینان دهد که منابع کشور برای منافع عمومی هزینه میشود، نه برای حلقههای محدود و صاحبان نفوذ
دولت تراز باید با جهان تعامل کند
«سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد» یکی دیگر از محورهایی بود که گرامی پور بیان کرد و گفت: فساد مالی، رشوه، رانت، ویژهخواری، سوءاستفاده از قدرت و بیانضباطی در هزینهکرد منابع عمومی، با منطق دولت اسلامی سازگار نیست. دولت تراز باید هم در درون خود سازوکارهای نظارت و شفافیت داشته باشد و هم به مردم اطمینان دهد که منابع کشور برای منافع عمومی هزینه میشود، نه برای حلقههای محدود و صاحبان نفوذ.
استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه قم گفت: «مردمباوری و شایستهسالاری» ششمین ویژگی است که باید مدنظر باشد. دولت اسلامی باید به مردم اعتماد کند و ظرفیت جوانان، نخبگان، متخصصان، گروههای مردمی و بخشهای مولّد جامعه را به کار گیرد. اداره کشور با حلقههای بسته مدیریتی، تکرار مدیران ناکارآمد و بیاعتمادی به نسل جوان، با دولت تراز سازگار نیست. مردمباوری فقط حضور مردم در انتخابات نیست؛ یعنی مردم در اقتصاد، فرهنگ، علم، حل مسائل اجتماعی و پیشرفت کشور نقش واقعی داشته باشند.
وی ادامه داد: تکیه بر ظرفیت داخلی همراه با حفظ عزت ملی را نیز را نباید فراموش کرد. رهبر شهید بر اتکا به ظرفیتهای درونی کشور تأکید داشتند؛ زیرا کشوری که اقتصاد، علم، تولید و تصمیمگیری خود را به بیرون وابسته کند، در لحظه فشار و تهدید آسیبپذیر میشود. البته این نگاه به معنای انزوا و قطع ارتباط با جهان نیست. دولت تراز باید با جهان تعامل کند، اما امید و تصمیم خود را به اراده دیگران گره نزند. سیاست خارجی چنین دولتی بر عزت، حکمت، مصلحت، دفاع از منافع ملی و مقاومت در برابر سلطهطلبی استوار است.
کشور فقط با روحیه جهادی اداره نمیشود؛ بلکه به ساختار و قانون نیاز دارد
گرامی پور در بخش دوم سخنان خود به هشت سال ریاستجمهوری رهبر شهید و مؤلفههایی که در آن دولت ها عملی شد اشاره کرد و گفت: ارزیابی دوره ریاستجمهوری رهبر شهید در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ باید با دقت تاریخی انجام شود. آن دوره، کشور درگیر جنگ تحمیلی، فشارهای اقتصادی، ترورهای داخلی، ناامنیهای سیاسی و ضرورت تثبیت نهادهای نوپای جمهوری اسلامی بود. افزون بر آن، ساختار قوه مجریه با امروز تفاوت داشت و نخستوزیر نیز در اداره اجرایی کشور نقش محوری ایفا میکرد. بنابراین، نمیتوان همه عملکرد آن دوره را به یک فرد نسبت داد؛ اما میتوان مؤلفههای روشن مدیریت و جهتگیری آن دوران را بررسی کرد.
استاد سطوح عالی حوزه خاطرنشان کرد: نهادسازی و تلاش برای قانونمندکردن اداره کشور، اولین شاخصی بود که در آن زمان دنبال شد. ریاستجمهوری در آغاز دهه شصت هنوز ساختار تثبیتشده، گروههای مشورتی گسترده و سازوکار روشن اداری نداشت. در آن دوره، تلاش شد دفتر ریاستجمهوری، گروههای مشاور و کارگروههای لازم شکل بگیرند و ابهامهای مربوط به اختیارات و مسئولیتهای رئیسجمهور کاهش یابد. این تجربه نشان میدهد که دولت تراز فقط با روحیه جهادی اداره نمیشود؛ بلکه به ساختار، قانون، تقسیم کار و تصمیمسازی کارشناسی نیز نیاز دارد.
دولت زمانی میتواند تصمیم درست بگیرد که واقعیت زندگی مردم، دشواریهای مناطق دور از مرکز و مسائل اقتصادی و اجتماعی را از نزدیک بشناسد
وی ارتباط مستقیم با مردم و نگاه میدانی به مسائل کشور را از جمله ویژگی های دولت رهبر شهید دانست و گفت: سفر به استانها، دیدار با اقشار مختلف، سرزدن به خانوادههای شهدا و تلاش برای شناخت مشکلات مناطق محروم، بخشی از شیوه مدیریتی آن دوره بود. این رویکرد نشان میداد که مسائل کشور نباید فقط از پشت گزارشهای اداری دیده شوند. دولت زمانی میتواند تصمیم درست بگیرد که واقعیت زندگی مردم، دشواریهای مناطق دور از مرکز و مسائل اقتصادی و اجتماعی را از نزدیک بشناسد.
پیگیری سیاست خارجی مستقل و فعال در دولت رهبر شهید
گرامی پور تصریح کرد: سومین مولفه در آن دوره، مدیریت کشور در شرایط جنگ و حفظ انسجام ملی بود. بخش بزرگی از دوران ریاستجمهوری رهبر شهید با دفاع مقدس همزمان شد. در آن وضعیت، اداره کشور فقط به معنای مدیریت روزمره نبود؛ بلکه باید امکانات اقتصادی، انسانی، صنعتی و اجتماعی کشور برای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی بسیج میشد. حضور در شوراهای مرتبط با دفاع، پشتیبانی از جبههها، تلاش برای هماهنگی نهادها و پیگیری مذاکرات سیاسی درباره جنگ، از جلوههای این رویکرد بود.
وی ادامه داد: یکی از محورهای دولت شهید آیت الله خامنه ای، توجه به فرهنگ و هویت اسلامی ـ ایرانی بود. در آن دوره، ترمیم ساختارهای فرهنگی و شکلگیری شورای عالی انقلاب فرهنگی نشان داد که فرهنگ در نگاه رهبر شهید یک مسئله حاشیهای نیست. دولت اسلامی نمیتواند نسبت به تربیت نسل جوان، دانشگاه، علم، هویت ملی و فرهنگی، استقلال فکری و مقابله با الگوهای تقلیدی بیتفاوت باشد. پیشرفت بدون هویت، در این نگاه، پیشرفت ناقص و وابسته است.
استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه قم پیگیری سیاست خارجی مستقل و فعال را هم از جمله ویژگی های آن دولت برشمرد و افزود: در همان شرایط سخت جنگ و فشار بینالمللی، تلاش شد مواضع جمهوری اسلامی در عرصه جهانی تبیین شود، ارتباط با کشورهای مختلف گسترش یابد و مسئله استقلال و دفاع از حقوق ملت ایران در مجامع بینالمللی دنبال شود. حضور فعال در نشستهای بینالمللی و تأکید بر عدم وابستگی به شرق و غرب، نمود عملی این نگاه بود.
دولتی با چهره اخلاقی اما بدون کارآمدی، دولت تراز نیست
گرامی پور تصریح کرد: در برنامههای اقتصادی و اجتماعی آن دوره نیز جهتگیریهایی مانند حمایت از مستضعفان و مناطق دورافتاده، کاهش فقر، استفاده از ظرفیت تعاونیها، توسعه صادرات غیرنفتی، کاهش وابستگی به نفت، مشارکتدادن مردم در اقتصاد و بهکارگیری مدیران کارآمد و انقلابی دیده میشود. البته میان اعلام یک برنامه و تحقق کامل آن تفاوت وجود دارد؛ اما اهمیت این جهتگیریها در آن است که نشان میدهد دولت مطلوب از نگاه رهبر شهید، دولتی متکی بر مردم، تولید، استقلال اقتصادی و عدالت اجتماعی است.
وی در جمعبندی سخنان خود گفت: دولت تراز، دولتی با چهره اخلاقی اما بدون کارآمدی نیست؛ همانگونه که دولت کارآمد اما بیاعتنا به عدالت، قانون، مردم و عزت ملی نیز دولت تراز اسلامی محسوب نمیشود. دولت تراز، جمع میان معنویت و مدیریت ، عدالت و پیشرفت، مردمداری و اقتدار، قانونگرایی و تحولخواهی، و استقلال و تعامل هوشمندانه با جهان است. این معیار، امروز نیز برای همه دولتها پابرجاست. هر اندازه که مسئولان بتوانند این اصول را در تصمیمها، بودجهها، انتصابات، برنامههای اقتصادی و ارتباط خود با مردم عملی کنند، به الگوی دولت تراز در اندیشه رهبر شهید نزدیکتر خواهند شد.
نظر شما