به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از استان کرمانشاه، مسجد برای برخی تنها محل اقامه نماز است؛ اما برای بعضی جوانان، مسجد مدرسهای برای زندگی، اخلاق، خدمت و بندگی است. جایی که از کودکی در آن رشد میکنند، پای روضه مینشینند، در مراسمها حضور مییابند، در برگزاری برنامهها مشارکت میکنند و بهتدریج با فرهنگ ایثار و خدمت انس میگیرند.
شهید «حسن عزیزی» یکی از همین جوانان مسجدی بود؛ جوانی متولد یکم شهریور ۱۳۸۰ که بخش مهمی از دوران کودکی و نوجوانی خود را در مسجد مقداد و هیئت سپری کرد و عشق به اهلبیت(ع) جایگاهی ویژه در زندگی او داشت.
مسجد؛ خانهای که حسن دل از آن نمیکند
مادر شهید، محترم محمدی، از فرزندش با تصویری روشن از یک جوان مسجدی یاد میکند؛ پسری که از کودکی به حضور در مسجد علاقهمند بود و هر زمان برنامهای مذهبی برگزار میشد، تلاش میکرد در آن حضور داشته باشد.
وی میگوید: پسرم از همان کودکی با مسجد و روضه بزرگ شد. علاقه زیادی به حضور در مسجد داشت. هر زمان مراسم روضه یا دعا برگزار میشد، سعی میکرد خودش را به مسجد برساند. مسجد برای او صرفاً محل رفتوآمد نبود، بلکه بخشی از زندگیاش محسوب میشد.
مادر شهید ادامه میدهد: از اعضای فعال هیئت بود. هر سال علمدار میشد. هر کاری در مسجد یا هیئت از دستش برمیآمد انجام میداد و همواره تمایل داشت در خدمت مسجد و اهلبیت(ع) باشد.
حسن تنها شرکتکننده در مراسمها نبود؛ خود را عضوی مؤثر از هیئت میدانست و در برگزاری برنامهها نقش فعالی ایفا میکرد.
به گفته مادر، سهشنبهها فضای مسجد حال و هوای ویژهای داشت؛ برنامههای دعا و روضه برگزار میشد و حسن نیز با اشتیاق در این برنامهها حضور مییافت.
محمدی تصریح کرد: حتی زمانی که خسته بود یا مشغله داشت، اگر مراسمی در مسجد برگزار میشد، خود را میرساند. مسجد و مجالس اهلبیت برایش بسیار ارزشمند بود.

روضهای که از کودکی در جان حسن نشست
این پیوند عمیق با مسجد و هیئت، از نگاه پدر شهید نیز بخش جداییناپذیر شخصیت او بود.
در ادامه با پدر شهید همراه می شویم اردشیر عزیزی اظهار کرد:حسن از کودکی با عشق به امام حسین(ع) رشد کرد. همواره در جستوجوی حقیقت مسیر شهادت بود و اعتقاد عمیقی به این مسیر داشت همچنین شهید ارادت ویژهای به امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) داشت؛ عشقی که از کودکی در وجودش شکل گرفت و تا پایان عمر همراه او ماند.
پدر شهید معتقد است انتخاب مسیر خدمت نظامی نیز امتداد همان باورهای درونی او بود و حسن با اعتقادی راسخ، خدمت در ارتش را برگزید. برای او خدمت صرفاً یک شغل نبود، بلکه مسئولیتی در قبال کشور و مردم بود.
از هیئت و علمداری تا لباس خدمت
حسن در دوران جوانی وارد خدمت در ارتش جمهوری اسلامی ایران شد، اما ارتباط او با مسجد و هیئت همچنان در زندگیاش پررنگ باقی ماند.
پدرشهید گفت: اگر به زندگی حسن نگاه کنیم، میبینیم مسجد، هیئت، روضه و عشق به اهلبیت(ع) همواره در آن حضور داشت. او از کودکی در این فضا رشد کرده بود.
مادری که هنوز حسن را در مسجد جستوجو میکند
شهادت حسن برای خانواده، پایان خاطرات او نبود؛ بلکه مسجد را به یکی از عمیقترین کانونهای دلتنگی مادر تبدیل کرد.
محمدی گفت:حالا که دیگر در میان ما نیست، هر بار وارد مسجد میشوم، بیش از گذشته یادش در ذهنم زنده میشود. جای خالیاش را همهجا احساس میکنم؛ بهویژه همان جایی که برای نماز و روضه میآمد و با عشق در خدمت مسجد بود.
وی افزود: همیشه از اینکه پسرم اینقدر با مسجد و روضه مأنوس بود خوشحال بودم. امروز هم با ورود به مسجد، خاطراتش برایم زنده میشود.

مسجد، نخستین سنگر حسن بود
روایت خانواده شهید عزیزی، روایت جوانی است که مسیر زندگیاش از مسجد و هیئت آغاز شد؛ از حضور در روضهها و دعاهای سهشنبهشب، از فعالیت در هیئت و علمداری، تا انتخاب مسیر خدمت در ارتش.
گفتنی است حسن عزیزی در یکم شهریور ۱۳۸۰ متولد شد و در ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ در مرز بانه به شهادت رسید؛ اما برای خانواده و اهالی مسجد، همچنان همان جوانی است که در صف هیئت میایستاد، علم را بر دوش میگرفت و در برگزاری مراسمهای مذهبی نقشآفرین بود.
امروز شاید جای حسن در صف نماز و میان اعضای هیئت خالی باشد، اما مسجد همچنان یاد و خاطره او را در خود حفظ کرده است؛ جوانی که از مسجد آموخت چگونه خدمت کند و در نهایت، در مسیر خدمت به مقام شهادت رسید.
نظر شما