به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری شبستان به مشهد مقدس؛ سمیه محمدی_ مشهد این روزها فقط شهر زائران امام رضا(ع) نیست؛ شهر موکبهایی است که بیوقفه برای عزاداران خدمت میکنند. از خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی تا کوچههای محلههای قدیمی، هر جا پرچمی برافراشته شده، دستی هم برای خدمت بلند است. در میان این موکبها، موکبی هست که قصهاش از یک داغ قدیمی آغاز میشود؛ از مادری که سالها پیش فرزندش را در دل یخهای مونبلان جا گذاشت، اما اجازه نداد راه او در خدمت به مردم متوقف شود. حالا ۱۲۷ شب است که چراغ موکب «گلستان مهدی عمیدی» خاموش نشده و همزمان با آیین تشییع پیکر رهبر شهید مقاومت، تجهیزات این موکب نیز راهی حرم مطهر رضوی شده تا سهمی در میزبانی از عزاداران داشته باشد.
صغری زارع مزاری، مدیر مؤسسه خیریه گلستان مهدی عمیدی، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان میگوید: از شب شهادت رهبر عظیمالشأن ایران، تصمیم گرفتیم هر شب موکب برپا کنیم. امروز ۱۲۷ شب است که حتی یک شب تعطیل نشدهایم. حالا هم تجهیزات موکب را برای خدمت به زائران مراسم تشییع به اطراف حرم مطهر رضوی منتقل کردهایم. هر کاری از دستمان بر بیاید، انجام میدهیم؛ این کمترین ادای دین ما به شهدا و مردم است.
به گفته وی، در تمام این ۱۲۷ شب، برنامه موکب تقریباً یکسان بوده است؛ از ساعت هشت تا ده شب، قرائت قرآن، مداحی، روایتگری، گفتوگوهای فرهنگی و پذیرایی از مردم.
گاهی دیگ آبگوشت روی آتش بوده، شبی قورمهسبزی، گاهی سیبزمینی با نان تازه، گاهی هندوانه، چای و هرچه خیران رساندهاند هم چاشنی برنامههای فرهنگی میشود.
او میگوید: ما فقط میخواهیم خدمت کنیم. هرچه در توانمان باشد، برای مردم انجام میدهیم، اما این روحیه خدمت، قصه امروز و دیروز نیست
«من مادر مهدی عمیدی هستم...»: گفتوگو که جلو میرود، خودش را اینگونه معرفی میکند؛ با جملهای که افتخار و دلتنگی را همزمان در خود دارد.
من مادر مرحوم مهدی عمیدی هستم؛ نخستین ایرانی که بدون استفاده از کپسول اکسیژن، پرچم متبرک امام رضا(ع) و پرچم جمهوری اسلامی ایران را بر فراز قله اورست به اهتزاز درآورد و نخستین ایرانی که عنوان پلنگ برفی جهان را به دست آورد.
خدمت، ارث خانوادگی
به گفته زارع، پسرش یک امدادگر بود و همیشه کمک کننده بود و امروز همان روحیه، در مؤسسه خیریه گلستانی و در موکب ۱۲۷ شبه و در تمام فعالیتهای این خانواده جریان دارد.

زارع مزاری از روزهای نخست انقلاب و دوران دفاع مقدس، همراه بانوان جهادگر به خانوادههای محروم سر میزد، از سال ۱۳۷۲ و همزمان با راهاندازی مسجد المنتظر در قاسمآباد، فعالیتهایش رنگ و بوی سازمانیافتهتری گرفت، تهیه جهیزیه، سیسمونی، حمایت از خانوادههای نیازمند، کمک به ایتام، معلولان و زنان سرپرست خانوار، بخشی از فعالیتهایی است که بیش از سه دهه ادامه داشته است.
او از خانوادهای میگوید که چند دختر دمبخت داشتند اما فقط به دلیل نداشتن جهیزیه، سالها ازدواجشان به تعویق افتاده بود و ادامه می دهد: با کمک خیران مسجد، جهیزیه همه دخترها تهیه شد و خدا خواست که زندگیشان سر و سامان بگیرد.
گلستانی به نام مهدی
سالها بعد، تصمیم گرفت خیریه ای برای حمایت از فقرا، نیازمندان و دختران بیسرپرست و بدسرپرست راهاندازی کند، خانهای که امروز با نام گلستان مهدی عمیدی شناخته میشود.
به گفته وی؛ در این مرکز دختران ۱۳ تا ۱۸ سال و بالای ۱۸ سال زندگی میکنند، درس میخوانند، مهارت میآموزند، ورزش میکنند و برای ساختن آیندهای مستقل آماده میشوند.
زارع مزاری میگوید: این دخترها، فرزندان من هستند. دوست دارم امکانات بیشتری داشته باشیم تا دختران بیشتری را زیر پوشش بگیریم.
قلهای که پایان ندارد
شاید در کتابهای تاریخ، نام مهدی عمیدی کنار اورست، پلنگ برفی و مونبلان ثبت شود؛ اما در کوچههای قاسمآباد، میان دخترانی که دوباره امید به زندگی پیدا کردهاند، خانوادههایی که دستشان گرفته شده و زائرانی که این روزها در مسیر حرم رضوی، مهمان موکب ساده اما صمیمی گلستان مهدی عمیدی هستند، نام او معنای دیگری دارد.
شاید راز روشن ماندن چراغ این موکب در تمام این ۱۲۷ شب هم همین باشد؛ راهی که روزی یک امدادگر از دل کوهستان آغاز کرد و امروز، مادر سالخوردهاش، با وجود نشستن بر ویلچر، هنوز اجازه نداده است به پایان برسد.
نام مهدی عمیدی برای جامعه کوهنوردی ایران، نامی آشناست.

کوهنوردی که پنج قله مرتفع پامیر و تیانشان را فتح کرد و عنوان ارزشمند «پلنگ برفی» را گرفت؛ امدادگری که در عملیاتهای نجات کوهستان، زلزله بم و مأموریتهای متعدد داوطلبانه هلالاحمر حضور داشت و سرانجام در سال ۱۳۹۱، هنگام صعود به قله مونبلان فرانسه ناپدید شد.
نظر شما