به گزارش خبرگزاری شبستان، سیدعباس صالحی که در روز خلیج فارس، به هرمزگان سفر کرده است، با حضور در شهرستان میناب، به دیدار چند خانواده از شهدای مظلوم میناب رفت و در این میان، «هدی خانوم» که خود جانباز حمله وحشیانه به مدرسه شجره طیبه است، روایتی جذاب از برادر شهیدش تعریف کرد.
وزیر فرهنگ در ابتدا به دیدار خانوادههای سلطانی و شهدوستی رفت. «هدیخانوم» که جانباز حمله به مدرسه شجره طیبه است، از لحظه آغازین این دیدار، روایت را آغاز کرد؛ درباره برادر و پسرخالههای شهیدش، درباره انشاهای برادرش و لحظه تلخ در میناب گفت.
هدیخانوم به وزیر فرهنگ گفت: من داخل راهپله بودم. رفتم دو تا پسر خالهها را بیاورم و برگشتم کیفم را بردارم. داخل راهپله بودم که زدند.
هدیخانوم که آثار جانبازی بر دست کودکانهاش پیداست، وزیر فرهنگ را به اتاق برادر شهیدش دعوت کرد و دقایقی را درباره او صحبت کرد.
او سپس یکی از انشاهای «محمد»، برادرش را در اختیار وزیر فرهنگ گذاشت؛ انشایی که دو روز پیش از شهادت درباره «ایران» نوشته بود: من ایران را دوست دارم…
هدی خانوم سپس نقاشیها و طراحیهای کودکانه برادر شهیدش در دفاتر مشق او را به صالحی نشان داد؛ گویی میخواهد وزیر فرهنگ برادر شهیدش را به خوبی بشناسد.
این انشا با واکنش جالبی در میان خبرنگاران روبرو شد.
اینجا کربلاست؛ آنرا به مکانی برای راهیان نور تبدیل کنید
همچنین پس از حضور وزیر فرهنگ در مدرسه شجره طیبه میناب و گفتوگو با برخی از والدین، یکی از مادران جلو آمد؛ او مادر کودک شهید، همسر شهید و مادر کودک جانباز در مدرسه شجره طیبه میناب بود.
او در ابتدای سخنانش از سیدعباس صالحی درخواست کرد که مدرسه شجره طیبه میناب به مکانی مانند راهیان نور تبدیل شود، او گفت اینجا کربلاست و باید یادمانی برای آن آماده شود.
این مادر و همسر شهید سپس خطاب به وزیر فرهنگ و همچنین استاندار هرمزگان گفت: ما در کنار مردم و مسئولان هستیم. دشمن هر کاری از دستش برمیآید، برای همین از مردم میخواهیم در خیابان بمانند و از مسئولان هم میخواهیم که این سگ هار و ملعون را نابود کند تا دیگر نام کشورمان را نیاورد.
این مادر شهید سپس افزود: بچههای مدرسه شجره طیبه حافظ قرآن بودند. شهادت میدهم از مدیر مدرسه تا معلمان، انسانهای بسیار خوبی بودند.
قرار بود با دخترم به مشهد برویم ولی او زودتر پر کشید و رفت
هنچنین دیدار با مادرِ معلم شهیده فاطمه عسگری از شهدای مدرسه میناب، از برنامههای دیگر وزیر فرهنگ، استاندار هرمزگان و هیات همراه در میناب بود.
او مادر دو شهید دفاع مقدس هشت ساله بود و شهیده فاطمه عسگری که حافظ و معلم قرآن و خادمیار رضوی بود. سومین فرزند شهید این مادر است.
مادر شهیده فاطمه عسگری برای سیدعباس صالحی اینطور میگوید که تنها چند دقیقه قبل از بمباران متجاوزان، با دخترش تلفنی حرف زده و قرار بود با هم به مشهد بروند:
"تلفن زد به من. گفت میخواهم بروم مشهد. اسم تو را هم بنویسم؟ "
قرار بود با هم برویم.
تلفن را قطع کرد و بلافاصله صدا آمد.
دلم ناگهان مثل سیر و سرکه جوشید. چادرم را برداشتم و به خیابان رفتم و بلند بلند نام او را صدا میزدم.
هر چقدر رفتم، به فاطمه نرسیدم.
تا آخر شب جستجو میکردم اما چیزی پیدا نکردم. او زودتر رفته بود.
علی، پسرم هم معلم ورزش مدرسه شجره طیبه بود؛ او چند دقیقه قبل از مدرسه بیرون آمد.
علی همه بچهها را میشناخت و خیلی از پیکرها را او شناسایی کرد.
در این دیدار، محمد آشوری استاندار هرمزگان، مهدی محمدی معاون امور استانها، مرادی نماینده هرمزگان در مجلس شورای اسلامی، نیکنام حسینیپور مشاور وزیر و رییس مرکز روابطعمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و فرخنده جلالی مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان هرمزگان، حضور داشتند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور در شهرستان میناب و دیدار با برخی خانوادههای شهدای مظلوم میناب، با اهدای لوح از خانواده این عزیزان تجلیل و یاد شهدای دانشآموز را گرامی داشت.
کد خبر 1880700
نظر شما