به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از ایلام، جنگ، آزمونِ ساختار اجتماعی است. در شرایط بحران و جنگ، جامعهای که لایهلایه و فاقد پیوستگی باشد، حتی با وجود تجهیزات پیشرفته نیز در برابر موجهای جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) و جنگ روانی فرو میریزد. در مقابل، جامعهای که بر پایه همبستگی عمودی (اعتماد مردم به نظام) و همبستگی افقی (اتحاد مردم با یکدیگر) استوار باشد، به یک «سازهی یکپارچه» تبدیل میشود که هر ضربه دشمن، ضربهای به خودِ دشمن برمیگردد.
سردار محمدتقی قاسمی فرمانده اسبق سپاه امیرالمومنین (ع) استان ایلام به خبرنگار ما گفت: در جنگهای کلاسیک، تمرکز بر تسلیحات بود، اما در جنگهای امروزی، شکاف اجتماعی بزرگترین تهدید امنیتی است. دشمن با استفاده از جنگ شناختی و رسانهای، به دنبال ایجاد تفرقه و دوقطبی کردن جامعه است.
الزام اول: اعتماد درونی. اگر مردم به تصمیمسازان و فرماندهان اعتماد نداشته باشند، هیچ فرمانی اجرا نمیشود. «وحدت» یعنی اعتماد به اینکه تصمیمات از روی مصلحت کل است، نه نفع گروه.
اثر اول: هزینهبر شدن جنگ برای دشمن. وقتی یک ملت واحد باشد، دشمن نمیتواند با ایجاد شایعه یا ترور، جامعه را بلرزاند. این پوستکلفتی اجتماعی، هزینههای روانی و مالی جنگ را برای مهاجم به شدت افزایش میدهد. ما میگوییم: ما یکپارچهایم، پس شکستن ما غیرممکن است.
نکته کلیدی: در جنگ، فرسایش نه بر اساس تعداد مهمات، بلکه بر اساس «استقامت مردم» سنجیده میشود. وحدت، سوختِ این استقامت است.
سعدالله عزتی جامعهشناس و متخصص بحرانهای اجتماعی به شبستان گفت: جنگ بزرگترین شوک را به روان جمعی تحمیل میکند. بدون انسجام، این شوک به «هیستری» و «پانیک» (وحشت جمعی) تبدیل میشود.
الزام دوم: نقش رسانه و روایت مشترک. برای ایجاد وحدت، نیاز به یک روایت واحد و حقیقی است که همه بدانند هدف چیست و چه کسی دشمن است. اگر روایتها پراکنده باشد، جامعه دچار سردرگمی و بیاعتمادی میشود.
اثر دوم: تابآوری و امید. انسجام اجتماعی باعث میشود مردم در برابر تلفات، قحطی، یا حملات، احساس تنهایی نکنند. وقتی مردم احساس میکنند همه با من هستند، قدرت تحملشان ۱۰ برابر میشود.
کاهش تنشهای داخلی: در شرایط جنگ، فشارها باعث افزایش تنشهای طبقاتی و مذهبی میشود. انسجام اجتماعی با ایجاد همدلی، این تنشها را به همکاری تبدیل میکند. مثلاً، ثروتمند و فقیر در کنار هم برای امدادرسانی به مناطق جنگزده متحد میشوند.
امیر عبدالحسینی روانشناس ایلامی به خبرنگار ما گفت: در جنگ، هویتهای فرعی (قومی، طایفهای، مذهبی) میتوانند به هویت برتر (ملی/مذهبی) لطمه بزنند.
الزام سوم: تقویت هویت برتر. الزام اصلی، بازتعریف خود بر اساس ارزشهای والاتری مثل دفاع از وطن یا عدالت است. ما باید بپذیریم که تفاوتهای ما در سایهی هدف مشترک ما قرار میگیرد.
اثر سوم: کاهش تریکومهای جنگی. انسجام، فشار روانی جنگ را بهصورت جمعی توزیع میکند. وقتی یک نفر دچار ترس میشود، جامعه به او کمک میکند. این «حمایت اجتماعی»، از ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در مقیاس ملی جلوگیری میکند.
نقش رهبری: رهبران باید بهصورت «پل» عمل کنند و میان گروههای مختلف میانجیگری کنند. اگر رهبران تفرقه را ترویج کنند، جامعه فرو میریزد.

الزامات و آثار در شرایط جنگ
الف) الزامات (پیشنیازهای انسجام)
1. اعتماد نهادی و رهبری: بدون اعتماد به کارآمدی و شفافیت تصمیمسازان، وحدت ناپایدار است.
2. روایت واحد و شفاف: نیاز به یک داستان مشترک که در آن دشمن، هدف و راه پیروزی بهوضوح تعریف شده باشد.
3. عدالت توزیعی و حمایت از آسیبدیدگان: احساس تبعیض، قاتلِ وحدت است. حمایت از مناطق جنگزده و خانوادههای شهیدان باید عادلانه و شفاف باشد.
4. مدیریت رسانهای و فضای مجازی: مقابله با جنگ شناختی دشمن و خنثیسازی شایعات با انتشار حقایق.
ب) آثار (پیامدهای وحدت)
1. افزایش هزینه جنگ برای دشمن: دشمن نمیتواند با روشهای فرسایشی یا نفوذی جامعه را از درون بشکند.
2. تابآوری بالا در برابر تلفات: مردم با تلفات بیشتر، به جای تسلیم شدن، متحدتر و پرتلاشتر میشوند.
3. به حداکثر رسیدن ظرفیتهای پنهان: وحدت باعث میشود مردم از سرمایههای شخصی، تخصصی و مالی خود برای جنگ استفاده کنند (دفاع همهجانبه).
4. پایداری طولانیمدت: جنگهای طولانی (مثل جنگ تحمیلی) فقط توسط ملتهای متفقی قابل تحمل هستند که «امید» و «اراده» را حفظ کنند.
5. جلوگیری از فروپاشی داخلی: انسجام، هرگونه حرکت «خائنانه» یا «دستکاری شده» را خنثی میکند.

انسجام کلید پیروزی نهایی
در شرایط جنگی، وحدت و انسجام اجتماعی، تنها یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه یک استراتژی نظامی و ضمانت بقا است.
از نظر سیاسی: مشروعیت نظام را تثبیت کرده و قدرت چانهزنی را در سطح جهانی افزایش میدهد.
از نظر اجتماعی: سرمایه اجتماعی را به اوج میرساند و جامعه را در برابر شوکهای ویرانگر مصون میدارد.
از نظر نظامی: قدرت بازدارندگی را به حداکثر میرساند و دشمن را در محاسبه «هزینههای پیروزی» دچار اشتباه فاحش میکند.
در جنگ، دشمن میتواند شهرها را بمباران کند، اما نمیتواند «ارادهی متحد» یک ملت را بمباران کند. وحدت، پدافندی غیرمجاز است که هیچ سلاحی از آن عبور نمیکند.
توصیه راهبردی
سیاستگذاران و فرماندهان باید برای حفظ و تقویت این انسجام، همواره بر روی افزایش اعتماد، شفافسازی و عدالتخواهی تمرکز کنند و اجازه ندهند هیچ عاملی، حتی در حد کوچک، شکافی در این دیوار متحد ایجاد کند.
نظر شما