به گزارش خبرگزاری شبستان، برای مسلمانان در صدر اسلام علم و دانش گنجی بود که آن را مشتاقانه جستوجو میکردند، علم پزشکی و دارویی نیز از این توجه مستثنی نبودند.
عملکرد اولیه پزشکان مسلمان بر اهمیت حفظ سلامتی از طریق مداخلههای طبیعی تأکید داشت. فلسفه سقراط مبنی بر این اصل که "اول به بدن خود آسیب نرسانید" مفهومی است که در ذهن پزشکان نقش بسته بود و انعکاسدهنده آموزههای دینی آنها نیز بود.
سخنان پیامبر اکرم (ص) در باب اینکه اعضای بدن شما بر شما حق دارند راه پزشکان را برای پیشرفت در مسیر پزشکی، داروسازی و سلامتی هموار کرد.
تشویق پیشوایان اسلام از طب و استخدام پزشکان مسیحى و یهودى در دستگاه خلفا از یک سو و نیاز جامعه اسلامى از سوى دیگر باعث شد که مسلمانان به علم پزشکى روى آوردند و در این رشته کار کردند و پس از مرحله ترجمه ، خود به تالیف کتابهاى طبى پرداختند و ابتکارات و نوآورى هاى خود را به رشته تحریر در آوردند. از جمله کتابهاى طبى مهم مى توان از فردوس الحکمه تالیف طبرى و کتابهاى متعدد محمد زکریاى رازى مانند الحاوى و الطب المنصورى و نیز کتابهاى ابن سینا مانند قانون و کتابهاى دیگر نام برد.
این کتاب همچون پلى براى انتقال دانسته هاى پزشکى براى نسلهاى بعدى ، ارزش فوق العاده اى داشتند؛ همچنین مسلمانان همزمان با تالیف کتابهاى طبى ، دست به ابتکاراتى زدند که در عالم پزشکى بى سابقه بود.
درست است که طب اسلامى بر پایه آراى بقراط و جالینوس و طب هندى و ایرانى پى ریزى شد، اما بعدها پزشکان مسلمانان مطالب بسیارى بر آن افزودند و تجربیات تازه اى کسب کردند و حتى مطالب آنان را مورد نقد و ایراد قرار دادند. ابوزکریاى رازى کتابى به نام شکوک بر جالینوس نوشته و در مقدمه آن مى گوید:
"مقام جالینوس بر هیچ کس پوشیده نیست و ممکن است بعضى از کوته نظران مرا بدین کار ملامت و سرزنش نمایند، ولى فیلسوف و حکیم بر من خرده نخواهند گرفت به دلیل آنکه در حکمت و فلسفه تقلید جایز نیست و مى بایست از روى دلیل و برهان گفتگو به عمل آید و اگر جالینوس زنده مى بود، مرا بدین تالی ستایش مى کرد."
پا به پاى پیشرفتهایى که در علم پزشکى نصیب مسلمانان گردید در امر داروسازى هم فعالیتهاى گسترده اى به عمل آمد. مسلمانان از یک سو براى تهیه مواد اولیه دارو و گیاهان دارویى و مواد معدنى از هند یا جاهاى دیگر کوشش کردند و از سوى دیگر با آزمایشهاى مداوم در کشف ترکیبات جدید دارویى توفیقات مهمى به دست آوردند.
جرجى زیدان مى گوید: "غربیها تاریخ داروسازى را بررسى کردند و به این نتیجه رسیدند که مسلمانها بنیانگذاران فن داروسازى هستند. معمولابیب خود دارو مى داد ولى گاهى هم نسخه مى نوشت که مى باید از داروخانه ها که به صیدلیه و صیدنیه معروف بود، تهیه مى شد."
علاوه بر دارو های گیاهى ، مسلمانان از ترکیبات شیمیایی هم درمعالجه بیماران استفاده مى کردند. جرجى زیدان اسامى چند نوع ترکیبات شیمیایى را که امروز هم در طب کاربرد زیادى دارد نام مى برد که براى اولین بار مسلمانان آنها را کشف کرده اند.
ز آنچه گفتیم ارزش و اهمیت طب و بهداشت از نظر مسلمانان روشن گردید و این از برکت راهنماییهاى قرآن و پیشوایان اسلام بود و پیشوایان اسلام همانگونه که در کتابهاى حدیثى آمده به تفضیل درباره این موضوع سخن گفته اند و روش تندرستى را یاد داده اند.
به طور کلی با مطالعه تاریخ در می یابیم که طب درتمدن اسلامی دارای سه مرحله بوده است. اولین مرحله در اوایل قرن هفتم هجری آغاز شد که شامل جمعآوری و ترجمه متون مربوط به علم پزشکی یونان، فارس، بیزانس و هند بود.
در مدت زمانی کوتاه پزشکان مسلمان کار بر روی اطلاعات و دانشهای جمعآوری شده را آغاز کرده و از طریق آزمایشها، تجربهها، کشفیات جدید و عملکردها این دانش را گسترش دادند.
در دوران عصر طلایی تمدن اسلامی بود که اولین مشارکتهای پزشکان مسلمان در زمینههای گیاهشناختی، غذایی، دارویی، پزشکی و داروهای گیاهی به وجود آمد.
این مرحله دوم از قرن نهم تا قرن سیزدهم ادامه داشت. در این مرحله بسیاری از پزشکان شامل عربها و غیر عربها کمک بسیار زیادی به شکوفا کردن علم پزشکی کردند.
پزشکانی مانند زکریای رازی (841 تا 926 پس از میلاد) و ابن سینا (980 تا 1037 پس از میلاد) از جمله پیشقراولان در زمینه پزشکی بودند. کتابهای آنها و آموزههایشان به عنوان پایههای مطالعات و تحقیقات پزشکی در اروپا قرنهای متمادی مورد استفاده قرار گرفت.
شهرت رازی با تأسیس بیمارستانی در بغداد در قرن نهم که شامل بخش ویژهای برای بیماران ذهنی بود، آغاز شد. او همچنین در طب عمومی و روحانی که مدافع شفا و مراقبت از همه بیماران است، پیشرو میباشد. این اعتقاد در کتاب او با عنوان "طب روحانی" به خوبی منعکس شده و در آن بر اهمیت تطهیر قلب و انجام کارهای بافضیلت و الهی برای دستیابی به شفای کامل تأکید شده است.
در اوایل قرن دهم، پزشکان مسلمان به درمان بیماریهای چشمی و حتی انجام عمل آب مروارید مبادرت ورزیدند.
الموسیلی، چشمپزشک و طبیب عراقی ،یک سوزن ویژه برای از بین بردن آب مروارید به وسیله عمل مکش طراحی کرد.
همچنین یک کتاب کامل در مورد بیماریهای چشم تحت عنوان کتابچه متخصص چشم در قرن دهم توسط علی ابن سینا در بغداد نوشته شد.
پایه دانش چشمپزشکی مدرن اروپا بر مبنای همین کتاب و مراجعه به نکات ارزشمند ابن سینا در این باب بنا شد.
ابن النفیس، دانشمند مسلمان سوریهای در یکی از رسالههای خود به نقش قلب و شش در پاکسازی خون اشاره کرده و به جزییات توصیف ابن سینا از جریان خون ریوی پرداخته است.
ابن النفیس، صدها سال پیش از کشفیات غربیها به طور دقیق ساختار آناتومیک حفرههای قلب و ساختار سیستم گردش خون بدن را مورد توصیف قرار داد.
حکیمان مسلمانی همچون ابن سینا، رازی و در قرن نهم همچنین پایههای داروشناسی امروزی را بنا نهادند. بعدها در قرن پانزدهم، بیرونی شاهکار مشهور خود تحت عنوان کتاب داروشناسی را با گردآوری مطالبی شگفتآور در مورد داروها و اثرات بهبودبخش آنها تألیف کرد.
الزهراوی در التصریف خود روشهای دیگری را برای آماده کردن دارو برای معالجات ساده تا بسیار پیچیده ارایه داد.
مفاهیم اصولی پزشکی که در این دوران به کار گرفته میشد بر پایه معنای جوهری و اصلی تعادل بدن بود.
آنها نقش پزشک را برای متعادل کردن و نظم بخشیدن به فعالیتهای بدنی بسیار مهم میدانستند که به این ترتیب سلامتی و شفا را در زمینههای احساسی، معنوی، ذهنی و فیزیکی به فرد بیمار باز میگرداندند.
اعتقاد اصلی پزشکان مسلمان بر این بود که بدن فیزیکی هرگز نباید تنها مسئله مورد توجه یک پزشک باشد، این روح انسان است که حیات و جوهر واقعی را به بدن انسان میبخشد، بنابراین برای یک پزشک مسلمان لازم بود که بهبیماریهای قلب و روح آگاه باشد و بداند چگونه میتواند آنها را با توجه به نشانههای فیزیکی درمان کند.
در طول مرحله سوم تاریخ پزشکی در جهان اسلام و در حدود قرن چهاردهم، نوع جدیدی از آثار پزشکی روی کار آمد. نویسندهها به جای پزشکان کارشناسان مذهبی بودند.
هدف آنها حفظ ارزش دانش و میراث جمعآوری شده و عمل شده از سوی مسلمانان قبل از زوال یافتن آنها بود.
همه این آثار دارای یک عنوان یعنی طب النوابی یا همان پزشکی پیامبرگونه و جایگزینی برای علم پزشکی یونان باستان بودند. مشهورترین آنها نوشتههای الجوزیه، السیوتی و الذهابی میباشد که به عنوان پایه آنچه امروز به عنوان پزشکی اسلامی به آن اشاره میشد، تلقی میشوند.
توصیههای الجوزیه برای نزدیک شدن به بیمار منعکسکننده مفهوم رویکرد کلنگرانه و تعادل است که پزشکان اولیه دوران اسلامی آنها را آموزش میدادند.
او به پزشکان توصیه میکرد تا تمام جنبههای زندگی بیمار را مورد بررسی قرار دهند، دلیل اصل بیماری را جستوجو کنند، احساسات، رفتار، اخلاق و شیوه زندگی بیمار را مورد آزمایش و بررسی قرار دهند و قبل از تجویز دارو گزینههای دیگر را برای بهبود بیماری مورد استفاده قرار دهند.
پزشکان مسلمان نسبت به بیماری قلب و روح بیماران آگاهی پیدا میکردند و در درمان آنها این مسئله را به دقت مورد توجه قرار میدادند.
آنها تأثیرات استرس، احساسات و وضعیت روحی را تشخیص میدادند و از تأکیدات مثبت از قران و سنت پیامبر برای افزایش امید و تقویت تمایل بیمار برای شفا یافتن استفاده میکردند.
ارزشهای اخلاقی مانند عشق، شجاعت، صبر، مهربانی و انساندوستی به عنوان بهترین ابزار بهبود درونی از سوی پزشکان توصیه میشدند و دعا و نیایش برای حفظ ارتباط با خدا بهترین راهها برای حفظ سلامت روح و جسم، قوی کردن ایمان، شادیآفرینی و انرژی دادن به بدن در برابر بیمارهای خطرناک بودند.
بنا بر گزارش آن اسلام، متأسفانه از اوایل قرن هفدهم پزشکی اسلامی با گسترش سریع علم پزشکی مدرن مورد چالش قرار گرفت که در نهایت منجر به جایگزینی هسته سیستمهای مراقبتهای بهداشتی در بسیاری از کشورهای اسلامی شد.
استفاده کنونی از طب سنتی و اسلامی اکنون محدود به هند و پاکستان و بنگلادش شده است که میتوان در این کشورها مدارس پزشکی را یافت که این نوع از طب را آموزش میدهند و همه آنها تحت نظارت شورای پزشکی هند قرار دارند.
در بسیاری از کشورهای خاورمیانه نیز تلفیقی از طب مدرن و طب سنتی و اسلامی وجود دارد که اگرچه مانند طب اسلامی صرف نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای بیماران باشد اما بهتر از استفاده صرف از طب مدرن است که در بسیاری از موارد از پاسخگویی به درمان بیماران عاجز است.
پایان پیام/
نظر شما