خبرگزاری شبستان- رشت، مهری شیرمحمدی؛ ساخت سردیس، تندیس و مجسمههایی از فرهیختگان هر استان، چندسالی است بهعنوان یکی از مولفههای هویتساز در شهرها مورد توجه مدیران شهری قرار میگیرد.
اگرچه در سالهای نخست انقلاب اسلامی، ساخت تندیس از چهرهها نوعی پیکرتراشی محسوب و از دیدگاه شرعی مورد تایید نبود، اما از دههی ۷۰ به این سو، هنرهای تجسمی، بهويژه گونه مجسمهسازی به عرصه فضاهای شهری راه پیدا کرد و علاوه بر زیباسازی محیطهای شهری به احیای هویتهای منطقهای کمک میکرد، بهویژه زمانی که تندیس چهرههای فرهنگی، علمی و ورزشی در محیطهای شهری قرار میگرفت که شهروندان با آنها خاطره دارند.
البته ساخت تندیس از بزرگان، ابتدا مختص درگذشتگان یا رودیدادهای تاریخی بود و آهسته آهسته افراد در قید حیات نیز مورد توجه قرار گرفتند.
یک دانش آموخته مطالعات فرهنگی در این باره میگوید: هویت شهری قدمتی به اندازه شهرها دارد و از زمانی که انسانها شهرها را برای سکونت خود ساختند، در پی معنی زندگی در این مکان نوساخته شدند. نصب انواع مجسمهها در ميادين يا چشماندازهای مهم شهری، موجب شكلگيری نوعی هويت ملی و فرهنگی شده و حتی میتواند نوعي الگوپذيری مثبت را در جامعه رواج دهد.

«عباس ایمانی پارسا» با بیان اینکه در همه نقاط دنيا ساخت نمادهای شهری اهميت زيادی دارد، تصریح کرد: ساخت و نصب المان از رویدادها یا چهرههای برجسته، بهتدريج میتواند هويت منطقهای و بومی هر منطقه را شكل دهد و بهويژه در حافظه شهروندان و زندگی روزمره آنها تعمیق یابد.
این مدرس دانشگاه با تاکید بر رعایت تناسب و مکانیابی صحیح نصب المانها و تندیسها ابراز کرد: بايد توجه داشت كه مجسمهها در شكلبخشی به روحيات و عواطف جمعی نقش بهسزایی دارند. البته ارزش مجسمههای شهری به اندازه و حجم آن نيست، بلكه وابسته به كاركرد اجتماعي آنهاست و در ورای هر مجسمه يک فكر، خلاقيت يا يک نوآوری بايد وجود داشته باشد.
ایمانی پارسا افزود: امروزه شهرهای مدرن شاید به میزان زیادتری بشر را در گمانی، غریبه بودن و تنهایی میکشاند لذا برنامهریزان شهری برای کاهش پیامدهای منفی زندگی شهری تلاشهای بیشتری را باید در حوزه هویتبخشی شهری انجام دهند.
وی ادامه داد: یکی از شاخصهای مهم هویتبخشی که جنبه گروههای مرجع را نیز برعهده دارد شخصیتهای برجسته شهر محل سکونت هستند که ضمن معنیبخشی به جامعه، خود الگوی نسلهای جوان میشوند، شهرهایی که از این نمونه بیشتر بهرهمند هستند، از لحاظ فرهنگی شاخصتر از نقاط دیگر میشوند.
ایمانی پارسا همچنین با بیان اینکه حرکتهای وندالیستی موجب تخریب بخشی از اموال عمومی و از جمله المانها و تندیسهای شهری میشود گفت: متولیان امر میباید نسبت به نگهداشت و حفظ این المانها اهتمام ورزند.
شهر رشت از زمان قاجار به این سو بهواسطه ایجاد کریدور ارتباط زمینی و دریایی، «دروازه اروپا» لقب گرفت و در ساخت بسیاری از عناصر زندگی مدرن نظیر مدارس نوین، بیمارستانها، مراکز علمی و... پیشرو بود؛ در این میان چهرههای برجستهای نیز به این تحول فکری کمک کردند. اما هنوز بسیاری از چهرهها که در سطح دنیا مشهور هستند، در میان شهروندان رشت شناخته شده نیست.

سال ۱۳۷۹ بود که تندیس بزرگ «میرزا کوچک جنگلی» به دستور شهردار وقت در تهران ساخته و به رشت منتقل و جایگزین تندیس قبل از انقلاب در میدان شهرداری شد، در آن زمان تندیس چهره مبارز و آزادیخواه گیلانی، تماما ویژگیهای یک نماد شهری را دارا بود و با ارتفاع ۲/۴ متر و به وزن سه تن بر روی یک پایه ۶متری در میدان شهرداری جلوه خاصی به مرکز گیلان داد. هرچند تندیس بزرگ میرا کوچک جنگلی، بعد از اجرای پیاده راه فرهنگی رشت در ۱۵بهمن ماه ۱۳۹۴ از مقابل ساختمان تاریخی بلدیه جابجا و به ابتدای خیابان سعدی منتقل شد، اما دیدن این تندیس بزرگ، گویا خاطراه ورود رهبری را تداعی میکند که پس از اعلام نخستین جمهوری آسیایی از جنگلهای فومنات به زادگاهش بازگشته است.
خاطره شبهای روشن و گلهای باغ تاریخی سبزه میدان رشت، در سفرنامه های مستشرقین خواندنی است، آنجا که اروپاییان در «هتل ایران» و «هتل ساوی» در مرکز رشت اقامت میکردند. محوطه داخلی این باغ بهجامانده از دوره ناصری چندین بار تغییر کرده است، از احداث کتابخانه وسط باغ گرفته تا ایجاد آب نما در دهه ۴۰ که تندیس یکی از چهرههای خاندان پهلوی را در وسط پایه حوض به نمایش گذاشته بود. تندیسی که بعد از انقلاب اسلامی، فروکشیده شد و جایگزینی نداشت تا آنکه با آغاز بهکار شورای نخست، سردیس چهار تن از مفاخر علمی در قید حیات گیلان پروفسور مجید سمیعی، پروفسور رضا، دکتر بهزاد، و پروفسور اکبرزاده ساخته و دور آبنمای سبزه میدان نصب شد.

در آن برهه از زمان، این حرکت مدیریت شهری، اقدامی ساختارشکنانه بود، اما رییس اسبق کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر رشت تاکید داشت؛ این حرکت موجب آشنایی شهروندان با مفاخری میشود که در جهان برجسته هستند ولی شهروندان رشتی ایشان را نمیشناسند.
سروش اکبرزاده در این باره گفت: مبنای بسیاری از فعالیتهای شورای نخست «فرهنگی» بود و عقیده داشتیم، زیربناییترین حرکت ماندگار در جامعه، فعالیتهای فرهنگی است. شورای اول چهرههای علمی و فرهنگی گیلان را که در خارج از کشور زندگی و فعالیت علمی داشتند، در آن زمان به ایران دعوت کرد. چهرههایی که برای مردم ناشناخته بودند، بهعنوان نمونه پروفسور مجید سمیعی -که امروزه همگان تلاش دارند از این سرمایه علمی کشور استفاده کنند- وقتی به رشت میآمد به منزل برادر مرحومش در انزلی میرفت و کسی او را نمیشناخت.
رییس اسبق شورای شهر رشت با بیان اینکه هدف ما از آوردن چهرههای علمی و فرهنگی به رشت، الگوسازی برای نسل جوان بود یادآور شد: پروفسور رضا به این دلیل که سفیر فرهنگی ایران در کانادا بود، مورد قضاوتهای نادرست قرار میگرفت، بنده شخصا با هزینهی خود به کانادا رفته و ایشان را مجاب کردم دعوت ما را بپذیرد و همراه دختر و نوههایش به رشت آمد و ساخت تندیس او در زمان حیاتش و نصب در سبزه میدان در راستای همان سفر صورت گرفت. اما تنها این چهار فرهیخته نبودند، در همان دوران، سردیس شیون فومنی(شاعر گیلک زبان) و سردیس محمود نامجو( وزنهبردار نامی) هم ساخته و در رشت نصب شد، شاید مهمترین حرکت فرهنگی شورای نخست، ساخت یادمان بزرگ «شهدای مشروطه» بود.
رییس کمیسیون فرهنگی شورای نخست در اینباره توضیح داد: محل اعدام و گور دسته جمعی چهار تن از شهدای مشروطه -که توسط روسیه تزاری اعدام شدند- سالها در بخش عفونی «بیمارستان پورسینا» ناشناخته بود، با رایزنیهای شورای اول، «مهندس مهدی متقالچی» چهار دستگاه ماشین لباسشویی ویژه بیمارستان خریداری کرد تا مدیریت بیمارستان اجازه دهد شهرداری بخش شهیدگاه را از محوطه بیمارستان خارج کند و متقالچی تمامی هزینههای طراحی و احداث یادمان را نیز پرداخت کرد.
اگرچه یادمان شهدای مشروطه امروز یکی از جاذبههای دیدنی شهر رشت شده است، اما مهندس «کاظم دلشاد» طراح این بنای یادبود، بارها اعلام کرده شهرداری رشت بدون درنظرگرفتن ملاحظات طراح، المان را غیر کارشناسی رنگ کرده است!

از دوره قاجار به این سو، وقتی از محله دباغان و رودبارتان رشت عبور میکردید، بوی تند کشتارگاهی که پوست احشام را دباغی میکرد، کاهش مییافت. با گذر از رودبارتان و ورود به محله ساغریسازان رشت، صدای چکش کاری تولید کفشهای «ساغر» به گوش میرسید و سازندگان ساغر در این محله قدیمی ساکن بودند.
ساخت تندیس مرد ساغریساز در ابتدای ورودی این محله قدیمی از دیگر حرکتهای شورای چهارم بود. از دیگر کارهای ارزنده در این زمان، ساخت و نصب سردیسهای اکبر رادی،(نمایشنامهنویس شهیر گیلانی)، آیت الله بهجت فومنی، استاد ناصر مسعودی(خواننده فولکوریک گیلان)، استاد نادر گلچین در سبزه میدان و شهیدان انصاری و نورانی و نصب در ابتدای خیابان لاکانی بود و تندیس بزرگ آیت الله احسان بخش از دیگر اقدامات ارزنده در سالهای اخیر بود.
همچنین، مدیریت شهری همزمان با کنگره سرداران شهید استان در آذرماه ۱۳۹۴ ساخت ۱۱سردیس فرماندهان شهید گیلان و نصب در بوستان مفاخر را اجرایی کرد.
اگرچه در همان مقطع زمانی انتقاداتی نسبت به نوع متریال و عدم شباهت سردیسها با صاحب آن مطرح بود، ولی همین حرکت ولو با نقص نیز در شهرداری رشت نیز در سالهای اخیر سیر نزولی بهخود گرفته است.

افزون بر آن، به دلیل رطوبت بالای گیلان و تاثیرات مخرب بر سردیسها از یک سو و رفتارهای وندالیستی شهروندان نظیر حذف عینک آیت الله احسان بخش و یا برداشتن چتر تندیس علم الهدی، لک شدن سردیس آیت الله بهجت و... میباید مورد توجه متولیان شهری قرار گرفته و نسبت به حفظ و نگهداشت نمادهای هویتساز شهر اقدام کنند.
حالا باید دید با تغییر مدیریت سازمان زیباسازی شهراری رشت، این روند چگونه تداوم مییابد.
نظر شما