خبرگزاری شبستان- رشت، مهری شیرمحمدی، هوا دگرگون بود که به «شکر پس» رسیدم. آفتاب و باران توامان؛ بهقول قدیمی گب «شالِ مارِ عروسیه». نیم تند باران و نیم روشنایی خفته در ابر. در چنین هوایی که « آژفنداک» در آسمان نیلی دایرههای رنگی خود را میگسترد، اردکهای یله در بجارهای درو شده، در جستجوی قوتی هستند لابهلای اشکلهای خشکیده برنج.
رنگین کمان را که میبینند، به هوای رسیدن به قوس و قزح، مسیر خانه را اشتباه رفته و در بیشه گم میشوند و آن وقت است که شال مار(شغال مادر) جشن عروسی در دلش برپا میشود از این رو که میتواند اردکهای سرگردان در بیشه را شکار کرده و برای بچههای گرسنهاش ببرد.
دروی برنج پایان یافته بود که به روستای«شکر پس» رسیدم، در جستجوی استونه آقا سید علی کیا. بقعهای بهجامانده از مزار سلاطین کیایی.
بعد گذر از روستای تمیجان و پل خشتی که یادگار «میرزا علی کیا» در زمان قدرت در املش بود، تابلوی بقعه شکرپس گوشه جاده راهنمایم شد. به سمت مسجد و بقعهای که نزدیکش کارخانه برنجکوبی بود. از وقتی دستگاههای برنج خشککنی رونق گرفت، همیاری و دست یاوری هم برای برداشت برنج در شالیزارها کمرنگ شد و ماشین آلات، جای بازوی یاوری در و همسایه را گرفت.
برنجبینی که پایان مییافت، مراسم شیلانکشی بود و پخت خوراک نذری و خیرات برای درگذشتگان و گویی شکرانه برداشت محصول و عمدتا در بقعهها برپا میشد. اگرچه رسم علم واچینی و خیرات هنوز پا برجاست، اما نه به رونق گذشته.
اینجا در بقعه «آقا سید علی کیا» در روستای شکر پس، خبری از شیلانکشی برداشت برنج نیست و سکوت گورستان قدیمی بقعه را صدای کارخانه برنجکوبی میشکند و جیرجیرکهای پنهان شده لای درختان تنومند آزاد حیاط بقعه، آخرین ناله خود را سر میدهند.
آستان آقا سید علی کیا، بقعهای است با معماری بومی، یادگارانی از گذشتههای دور. ردی از سده ۱۰۰۰هجری و تسلط صفویه و پایان یافتن تدریجی ملوک الطوایفی در گیلان. حکمرانان محلی شرق گیلان که «امیران کیایی» خوانده میشدند، بر «بیه پیش» فرمانروایی میکردند. از مصب رودخانه سفیدرود تا غربیترین نقطه مازندارن و تا رانکوه و املش به مرکزیت لاهیجان.
امیران کیایی زیدی مذهب با برآمدن صفویه به سرعت مکتب شیعه جعفری را پذیرفتند و بعد از مرگ در آرامگاههای عمدتا خانوادگی به خواب ابدی رفتند و به دلیل انتسابشان به سادات، همواره مورد احترام اهالی بوده و از همان روزها تاکنون مزارشان مورد زیارت اهالی بود و برایشان بقعه و آستان (استونه)ساختند.
در گذشته بنای بقعهها شبیه معماری خانههای مسکونی بود و هر کدام از این بقعهها که نوسازی اوقاف بهجانش افتاد، سازهای شبیه گنبد و بارگاه فلات مرکزی شد. بنای قدیمی بقعه شکر پس، خوشبختانه هنوز کلنگ نوسازی اداره اوقاف را بهجان نخریده است؛ از این رو آبان ماه ۱۳۸۲ به شماره ۱۰۶۰۸ در فهرست آثار ملی ثبت شده بود.

اما ساخت مسجد و کارخانه برنجکوبی در حریم این اثر ملی نشان میدهد که آستان قدیمی شکرپس، حریم استحفاظی ندارد.
ضلع شمالی بقعه و گورستان را نیز یکی از انشعابات رودخانه «پلرود » احاطه کرده است. قدیمی بقعه شکرپس هنوز زیباست؛ با سقفی سفالپوش و تَلاری دورتا دور بنا و اتاقکی در وسط تَلار که از سطح زمین تا ارتفاع یک متر بالاتر آمده، با نردههای چوبی سبز رنگ و ستونهای چوبی.
سه طرف اتاقک قدیمی بقعه، درهای چوبی دو لنگه دارد. وارد فضای مدفن که میشوید بوی کاهگل نم گرفته به مشام میرسد و صندوقی با پوشش سبز دورتادور گور میرزا علی کیا را فراگرفته است.
سقف بنا لمبهکوبی است و درهای باز ایوان اندکی به گردش هوا در فضای مدفن کمک میکند.
بنا به گفته دکتر مینو خاکپور، بنای بقعه اثری بهجامانده از دوره قاجار است.
این استاد معماری، ویژگیهای معماری بقعه را اینگونه توضیح داده است: «سقف سفالپوش و در سمت جنوب، شرق و غرب، سه پشته و در جبهه شمالی، به دلیل فقدان ایوان دو پشته بوده و دارای کله شیری است. مصالح سقف نهایی بنا، سفالسر است. کف بنا(داخلی و ایوان) از کاهگل بوده که به دلیل رطوبت، موزاییک شده و کف حیاط شن و ماسه است. تزئینات بر روی ستون های چوبی از جمله مهمترین آرایههایی است که در بنا وجود دارد. ضریح مدفن فلزی و گسترش بنا شرقی- غربی است. نسبت فضای بسته(مدفن) به فضای نیمه باز (ایوان) برابر ۱ به ۳/۱ می باشد.»
استونه قدیمی شکر پس رسیدگی میخواهد مانند هر خانهای. متولی بقعهها و بناهای مذهبی، اداره اوقاف و امور خیریه است. اما اینجا خبری از مرمت نیست دیوار قدیم بقعه در اثر رطوبت کج شده و کرسی چینی بنا در کف دچار آسیب جدی شده است.
بقعههایی که در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند، فرصت خوبی برای توسعه گردشگری مذهبی است اما اینجا نه خبری از مرمت و احیاست و نه ترویج گردشگری مذهبی.
نظر شما