خبرگزاری شبستان_ گیلان، ابر چشمانم بارانی، پای دلم زخمی و نفسم خسته از آمدن و نرسیدن... باز هم اربعین آمد و قسمت نشد کربلا باشم.
اربعین ۷۲ یاور، ۷۲ خیمه، ۷۲ ستون... اربعین ۷۲ کبوتر عاشق که بر گنبد امام حق نشستند...
کربلا، سرزمینی که بدون عاشورا معنایی ندارد و عاشورایی که بدون حسین(علیه السلام) بی معناست. و اربعینی که برای تنها یک امام برپا می شود!!!
چقدر دلم می خواست من هم امروز کربلا باشم، بین الحرمین، کنار جاذبه دو برادر، دو وفاداری، کنار آب و عطش..
چقدر دلم می خواست کوله بارم را بردارم و مانند همه آنها که پیاده عازم شدند تا اربعین را کربلا باشند من هم از دست این تاول روزمرگی خودم را می رساندم به کنج شش گوشه ای از حرم ثارالله تا شاید از بی قراری ام کاسته شود...
دلم می خواست کربلا باشم اما باز قسمتم نشد، باز دعوتنامه ای بدستم نرسید، باز هم ماندم به تماشای آنان که رفتند با کوله باری از پرواز و من جا ماندم از آنچه که حاجتم است..
امروز اربعین را تنها در قدم های زخم خورده ای می بینم که فریادهای کودکان به اسارت رفته را می خواهند درک کنند، در کاروان اسرایی که از خاندان رسول خدا و یاری دهندگان اولاد پیامبر بودند..
امروز در یادبود اربعین دیگری از امام حق و عدالت، امام عشق و صداقت، امام خوبی ها جمع عظیمی از مومنین خودشان را به کربلا رسانده اند تا صدای اسلام باشند در گوش زمان.
امروز دیگر مرزی بین سرخ، سفید، زرد و سیاه پوستانی که بخاطر قوم و قبیله و نژاد و باورمان و... دورمان کردند از یکی بودن، وجود ندارد چرا که همه آنان که عشق به وحدت دارند می توانند در تجمع بزرگ اربعین رنگ، نژاد و قبیله ای واحد باشند از آنچه که پای دلشان آنان را به کربلا کشانده است.
امروز این همدلی و همراهی می تواند مقدمه تمرینی باشد برای تعجیل در فرج فرزندی از فرزندان امام حسین (علیه السلام) تا در این زمانه نا امن، بی ثبات دلگرم شود به آنان که قلب و قدمشان برای جگر گوشه فاطمه زهرا (سلام الله) حرکت کرده است.
امروز کربلا میزبان زایرانی است که گرچه لب تشنه نیستند اما آمده اند با شفاعت حسین (علیه السلام) سیراب شوند...
امروز کربلا برگی از تاریخ است که نوشته می شود برای زوار امام حسین (علیه السلام) شفاعت هنگام ورود به قیامت و چه قیامتی امروز برپاست...
اَللَّـهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاكِرينَ لَكَ عَلي مُصابِهِمْ،
خدايا سپاس تو را سپاس شكرگزاران بر مصيبت زدگي آنان
اَلْحَمْدُ للهِِ عَلي عَظيمِ رَزِيَّتي، اَللَّـهُمَّ ارْزُقْني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ،
خداي را سپاس بر بزرگي عزايم، خدايا شفاعت حسين را در روز ورود]به قيامت[نصيبم كن]
وَثَبِّتْ لي قَدَمَ صِدْق عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ،وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ،
و ثابت بدار قدم صدق مرا نزد خود به همراه حسين و ياران حسين
الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلام
ُآنانكه جانشان را در دفاع از حسين(درود بر او)بخشيدند.
و من دلم به قول و قرارهایمان خوش است، به زیارت عاشوراهای خوانده شده، به دعا برای فرج، به امید همین شفاعت ها...
گرفتن یک امضا پای کارنامه ات که نمیدانی چقدر غلط داری، چند تا اشتباه مرتکب شده ای اما میدانی اگر او. بگوید قبول، در هر مرحله ای که باشی کارت درست می شود.
چقدر دلم می خواست آنجا باشم و نبودم. چقدر بی قرار آمدن بودم و نشد که بیایم... با کربلای درونم می سوزم تا شاید اربعین دیگری زنده باشم و کربلا را از نزدیک درک کنم...
یادداشت: نوشین کریمی
خبرگزاری شبستان: ابر چشمانم بارانی، پای دلم زخمی و نفسم خسته از آمدن و نرسیدن... باز هم اربعین آمد و قسمت نشد کربلا باشم.
کد خبر 668306
نظر شما