مسجد فیل مشهد (شهید نواب صفوی) خاستگاه مبارزات شهید هاشمی نژاد

مسجد فیل مشهد در دوران قاجاریه ساخته شده که در این مکان مذهبی سخنرانی های پرشور و وعظ و خطابه روحانیان مبارز خراسان تاریخ مقاومت و پایداری را رقم می‌زند.

خبرگزاری شبستان//خراسان رضوی


اشاره:

مسجد فیل از مساجد تاریخی مشهد مقدس است که در محله پایین خیابان قرار گرفته و امروز به نواب صفوی تغییر نام یافته است. این مسجد در دوران قاجاریه ساخته شده و در سال های 1323 و 1348 تغییراتی در آن ایجاد شد. در این مکان مذهبی سخنرانی های پرشور و وعظ و خطابه روحانیان مبارز خراسان تاریخ مقاومت و پایداری را رقم می‌زند.


شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد، مردی از تبار علم و ادب و اخلاق، آگاه و عالم به همه مسایل اجتماعی که در طول دوران زندگی خود سراسر مبارزه و جنبشی بوده است. سیر مبارزاتی وی از سال 1342 به اوج رسید و تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن تا زمان شهادت با سخنرانی های پرشور و روشنگرانه ادامه داشت.


در تعقیب و گریزها و بازداشت ها و در پاسخ به سئوالات ساواک با زیرکی خاصی عمل نموده که به ظاهر تسلیم اما در باطن استوار و پرخروش بود که همه اینها عامل برآشفتگی رژیم منحوس پهلوی و دستگاه های اطلاعاتی شاه شده بود. از طرفی نقشی ارزنده در شکل دادن مردم در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ایران داشته است.

 

زندگینامه شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد (فریادگر شهر شهادت) 
در 5 مرداد 1311شمسی در شهر علم خیز بهشهر از استان مازندران در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. پدرش سید حسن مردی با ایمان و با تقوا و کاسب محل بود که با زحمت فراوان مخارج زندگی خود و خانواده اش را تامین می کرد. دوران رشد و بالندگی سید عبدالکریم با اوجگیری حکومت دیکتاتوری رضاخان مواجه بود.

 

رضاخان در دوران حکومت ننگین خود دین و دینداری را تحت فشار و اختناق قرارداده بود و در شهریور 1320 یعنی زمانی که سید عبدالکریم 10 ساله بود خاک ایران را ترک می کند و پسرش محمد رضا به حمایت انگلیس و آمریکا بر تخت سلطنت قرار می گیرد که او نیز دنباله روی سیاست های پدرش بود.

 

در همین ایام سید عبدالکریم که دارای هوش و ذکاوت خاصی بود ضمن درس خواندن بعد ازظهرها در مغازه پدرش به او کمک می کرد و از آنجائیکه علاقه شدید به علم داشت با تشویق پدرش در حوزه علمیه آیت الله کوهستانی در روستای کوهستان در 6 کیلومتری بهشهر همراه دیگر طلبه های جوان و با هدفی پاک و بی آلایش و با اخلاص و تشنه علم و اخلاق مجذوب رفتار حکیمانه آن استاد الهی شده و با جدیت و تلاش به تحصیل علم پرداخت تا جائیکه در طول 4 سال دروس مقدماتی و مقداری از درس سطح فقه و اصول را به پایان رساند. این دوره از زندگی اش نقطه عطفی بود که با عظمت و زیبایی از آن یاد می کرد.

 

پس از این ایام با کسب اجازه از محضر استاد کوهستانی عازم حوزه علمیه قم شده و به ادامه تحصیل در زمینه فقه و اصول پرداخت و از اساتید بزرگی بهره برد و در درس خارج فقه و اصول حضرات آیات عظام بروجردی، علامه طباطبایی و امام خمینی (ره) شرکت کرد و از اساتید دیگر آیت الله صدوقی سید رضا صدر آیت الله مجاهدی و مرحوم داماد کسب علم نمود و در سال 1340 پس از فوت آیت الله بروجردی به مشهد مقدس مشرف شد و در درس آیت الله میلانی و آیت الله شیخ مجتبی قزوینی به تحصیل پرداخت.


وی در سال 1335 در سن 25 سالگی با همشیره آقای سید حسن ابطحی ازدواج کرده و خطبه عقد آن 2 در جوار حرم مطهر حضرت رضا (ع) با حضور آیت الله میلانی انجام می شود و با تشکیل خانواده زندگی بسیار ساده و بی آلایشی داشت که با شهریه طلبگی زندگی خود را اداره می کرد و بقیه آنرا از درآمد منبر و یا حق التالیف آثار به دست می آورد و مخارج زندگی اش را تامین می نمود.

 

سید عبدالکریم در برابر خداوند تسلیم محض بود و علاقه و ارادت خاصی نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام داشت و از کبر و غرور منزه بود و با توده مردم به خصوص قشر مستضعف و محروم رابطه نزدیکی داشت و به یاری آنان می شتافت. ایشان نسبت به مسائل فرهنگی بسیار حساس و با مسئولیت بود و در این راه نیز زحمات زیادی کشید.

 

به همین مناسبت از سال 1340 با برپایی مجالس تبلیغی و آگاهی دادن به مردم همت گماشت و همواره به سفرهای تبلیغی در شهرهای مختلف عازم می شد و در سال 1343 با همکاری سید حسن ابطحی کانون بحث و انتقاد دینی را جهت ارشاد نسل جوان بنا نهادند. این کانون دارای دو شعبه بود که شعبه مرکزی آن در مسجد صاحب الزمان (عج) واقع در فلکه صاحب الزمان (عج) قرار داشت.

 

این کانون تا سال 1351 ادامه داشت تا اینکه ساواک سخنرانی و پاسخگویی به سئولات جوانان را از ناحیه شهید هاشمی نژاد ممنوع نمود. اما سید عبدالکریم همچنان به مبارزات سیاسی خود ادامه می داد و آشکارا جنایات خاندان پهلوی را آشکار می نمود و بارها و بارها در این خصوص بازداشت و زندانی و مورد شکنجه قرار گرفته بود.

 

در سال 1342 در ایام دهه فاطمیه مجالسی در سطح شهر مقدس مشهد برپا شد. شهید ابتدا در منزل آقای اخوان فاطمی واقع در کوچه عباسقلی خان جنب گرمابه اسلامی منبر می رفته و در شب های 21 و 22 و 23 سال 1342 در مسجد فیل واقع در پایین خیابان منبر داشتند و در آنجا درباره حقوق زن و انجمن های ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون صحبت می کردند که در شب سوم روز 3 شنبه 23 مهرماه 1342 مامورین شهربانی مسجد را محاصره کردند و قصد بردن شهید هاشمی نژاد را داشتند.


در این حادثه که جمعیت منسجم حدود 15 هزار نفر بوده است تعدادی شهید، تعدادی مجروح و تعدادی اسیر و زندانی شدند و شهید بزرگوار بازداشت و زندانی و سپس ممنوع الملاقات شدند. رژیم منحوس با تلگراف ابراز تاسف آیت الله میلانی، شهید را به دو ماه زندان قابل خرید محکوم نمود.


ضمن اینکه دادستان تقاضای اعدام برای ایشان نموده بود. در همان شب ها رادیو بی بی سی اعلام کرد که در مشهد حادثه مسجد فیل را که از نادرترین حوادث می باشد ، شیر بچه ای در مشهد بوجود آورده است. بعد از آن شهید هاشمی نژاد بارها و بارها دستگیر و زندانی شدند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 که از زندان آزاد گردیدند و در سنگر دبیر کل حزب جمهوری اسلامی مشهد جهت ارتقای سطح آگاهی های اعضا و حزب جوانان خدمات شایسته ای را انجام داد.


سپس وی با رای قاطع مردم استان مازندران به مجلس خبرگان راه یافته و در تصویب قوانین حیاتی چون ولایت فقیه بیشترین نقش را ایفا نمود. در قضایای جنگ تحمیلی یکی دو نوبت به همراه رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای به مناطق جنگی رفته و در افشای خیانت های بنی صدر ملعون و جبهه متحد لیبرال های سلطنت طلب و منافقین سهم بسزایی داشتند و لقب فاضل و جوانمرد توسط حضرت امام (ره) به شهید هاشمی نژاد داده شده است.

 

سخنرانی سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد در مسجد فیل

حادثه مسجد فیل یکی از حوادث مهم دوران نهضت مشهد بود که پیامدهای فراوانی به دنبال داشت. حادثه از آنجا شروع شد که سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد از وعاظ و منبری های معروف مشهد طی سه شب (18 و 19 و 20 مهرماه 1342ش) در منزل اخوان فاطمی در محله عیدگاه، کوچه جهودها، روبروی گرمابه اسلام منبر رفته، سخنرانی هایی در انتقاد از رژیم و دستگاه پهلوی ایراد می‌کرد.


در این جلسات ایشان را شیخ علی‌اکبر مدقق خراسانی که او هم از جمله وعاظ معروف مشهد بودند، همراهی می کرد. در شب نوزدهم به هنگام سخنرانی هاشمی‌نژاد، آیت‌الله سید محمدهادی میلانی که چندی قبل از تهران به مشهد بازگشته بود در مجلس حضور یافت. حضور ایشان بر رونق مجلس افزوده و مردم با شور و هیجان بیشتر شروع به فرستادن صلوات برای سلامتی امام(ره) و آیت‌الله سیدحسن طباطبایی قمی کردند.

 

هاشمی‌نژاد که اوضاع را مناسب دید، فرصت را غنیمت شمرده، از تلاش ها و کوشش های آیت‌الله میلانی در مهاجرت به تهران و کوشش های ایشان و دیگر علما جهت آزاد ساختن امام (ره) و دیگر بازداشت‌شدگان 15 خرداد تجلیل کرد.


وی در سخنانش سفر آیت‌الله میلانی به تهران را بسیار ارزنده ارزیابی کرده و با توجه به تأثیرات عظیم این سفر گفت:"حضرت آیت‌الله‌العظمی میلانی، مرجع عالیقدر، بیشتر مردم می‌گویند ما جماعت شیعه کاری از دستمان ساخته نیست و به محض این که دو گلوله خارج شد همه متفرق می‌شویم و فداکاری نمی‌کنیم. اولاً به خدا این طور نیست؛ مردم شیعه احتیاج به یک دست با قدرت دارند و همانطور که اگر در زیر ذره‌بین، انوار متفرق آفتاب در یک نقطه متمرکز شود، سوزانندگی بسیار دارد، و همان طوری که اگر یک دست با قدرت، اتم را از یک ذره الکترون جدا نماید، کافی است که یک شهر یک میلیون نفری را زیر و رو کند، این مردم شیعه هم احتیاج به دست پرقدرت یعنی یک نفر رهبر دارند...".


وی در ادامه سخن خود با انتقاد از نویسنده مقاله‌ای که دین را از سیاست جدا دانسته بود، سکوت و بی‌اعتنایی مدیر روزنامه مزبور در برابر تاراج اموال مملکت توسط رژیم را نیز مورد انتقاد قرار داد.


هاشمی‌نژاد در پایان سخنرانی خود، از آمادگی مردم جهت مبارزه و حتی شهید شدن در این راه سخن گفت. ایشان با طرح این سئوال از رژیم به سخنرانی خود خاتمه داد، که اگر ایران بیست میلیون جمعیت دارد که دوازده میلیون آن را زنان و پنج میلیون آن را کودکان و سه میلیون آن را روحانیان، بازاریان و اصناف و دانشجویان تشکیل می‌دهند و اینها هیچ‌کدام در انتخابات شرکت نکرده‌اند، پس اعلام رژیم مبنی بر وجود پنج میلیون و 500 هزار رأی در رفراندوم لوایح ششگانه چگونه توجیه‌پذیر است؟ ایشان در پایان از روی منبر اعلام کرد که از فردا شب در مسجد فیل واقع در خیابان نواب صفوی، خیابان سفلی سخنرانی خویش را ادامه می دهد.


دعوت هاشمی‌نژاد جهت ایراد سخنرانی در مسجد فیل از سوی صنف پوست فروش و افراد فعال مذهبی و انقلابی پایین خیابان صورت گرفت. جریان از این قرار بود که در شب های قبل آقای دانش سخنور دو سه شب در این مسجد منبر رفته بود؛ ولی چون در سخنانش از جریان رفراندوم لوایح ششگانه در شهرستان فردوس حمایت کرده بود، مردم از او متنفر شده و از ادامه منبر او جلوگیری می‌کنند و از هاشمی‌نژاد دعوت می‌کنند تا در آن مسجد سخنرانی کند.


هاشمی‌نژاد طی سخنرانی در مسجد فیل، قوانین تصویب شده توسط دولت را مورد انتقاد قرار داد. اهمّ محورهای سخنان وی در این سخنرانی بدین قرار بود:


1. ردّ مجلسین (سنا و شورای ملی) و غیرقانونی بودن آن به دلیل انتصابی بودن آنها از جانب دولت
 2. بازداشت امام(ره)، آیت‌الله قمی و دیگر علما پس از حادثه پانزده خرداد 1342ش
 3. قدغن نمودن انتشار مقالات مجله مکتب تشیع

4. قرض گرفتن دولت از بیگانگان از جمله آمریکا و یهودیان (صهیونیسم)

5. حضور زنان در مجلس و تساوی حق زن و مرد برخلاف قرآن و اسلام است

6. عدم وجود آزادی در کشور


بازداشت هاشمی‌نژاد در سومین شب سخنرانی در مسجد فیل

در شب سه‌شنبه مورخه 23 مهر 1347 و سومین شب سخنرانی، جمعیت بیشتری در مسجد گرد آمده بودند؛ به طوری که جمعیت حاضر در مجلس بین 6 هزار الی 8 هزار تخمین زده می‌شد. در این شب ابتدا شیخ علی فصیحی از وعاظ مشهد منبر رفت. وی طی سخنانی بیان کرد: "مردم! از روحانیون پشتیبانی کنید و گوش به رادیو و اراجیف و تبلیغات رجال کثیف و بی‌بند و بار ندهید! در کوچه و بازار از همه بخواهید تا به نهضت عظیم روحانیت بپیوندند... شما نباید از سرنیزه‌های پوسیده و قوای پوشالی دشمنان بهراسید". منبر وی در ساعت 20:30 به پایان رسید و به طرف منزل خود حرکت کرد، اما در اول کوچه حسنقلی توسط پلیس بازداشت و به کلانتری منتقل شد.


خبر بازداشت او بلافاصله در مسجد فیل و خیابان های اطراف آن منتشر شد. با اطلاع یافتن مردم از دستگیری وی، محمد خجسته یکی از بازاریان متدین مشهد که در خیابان سفلی مغازه طناب‌فروشی داشت و ضمناً از دوستان نزدیک هاشمی‌نژاد هم به شمار می‌رفت، به او اطلاع می‌‌دهد که امکان بازداشت او نیز در آن شب توسط ساواک هم زیاد است. با وجود این هاشمی‌نژاد در آن شب مانند شب های قبل منبر رفته و سخنرانی کرد.


وی طی سخنانی از تصویب نامه انجمن های ایالتی و ولایتی برگرفته از قوانین اروپایی اعلام کرد. ایشان از بازداشت علما از جمله حضرت امام و آیت‌الله قمی و همچنین ممنوع اعلام کردن مجله "مکتب تشیع" که در قم چاپ شده و نسخه‌هایی از آن به مشهد ارسال می‌شد و اقدامات دیگر رژیم انتقاد کرد. او حتی نخست‌وزیر را هم تهدید کرد "نامبرده در شب گذشته در مسجد فیل در منبر فریاد می‌زد علم (اسدالله علم)! خیال کردی تو سوارِ کار شدی، همین چند روزه حسابت روشن می‌شود."


ساواک مشهد که از چندی قبل از سخنرانی های هاشمی‌نژاد احساس خطر کرده بود، در گزارشی به ساواک تهران از آنها می‌خواهد پیرو مذاکره و توافقی که با استاندار خراسان صورت گرفته درباره بازداشت چهار تن از وعاظ (هاشمی‌نژاد، شیخ علی فصیحی، مصطفی غروی و سیدمهدی طباطبایی) تصمیمات لازم اتخاذ گردد.


با اطلاع یافتن مردم از وجود خطر دستگیری هاشمی‌نژاد، آنها سعی کردند با خاموش کردن لامپ های مسجد، او را فراری دهند؛ ولی ایشان حاضر به این کار نشده، آمادگی خود را جهت معرفی داوطلبانه به شهربانی اعلام کرد. در این زمان سیل جمعیت که حدود 6 هزار الی 8 هزار نفر بودند به جنب و جوش آمدند.


با پایین آمدن هاشمی‌نژاد از منبر عده‌ای از مردم حتی قصد داشتند او را با لباس مبدل فراری دهند اما وی باز هم رضایت به این کار نداد. بر اساس اسناد موجود، هاشمی‌نژاد که از وجود نیروهای شهربانی و ساواک در میان جمعیت که جهت بازداشت او آمده بودند اطلاع حاصل کرده بود، از مردم تقاضا کرد تا ضمن حفظ نظم و آرامش متفرق گردند. او حتی چند تن از مأموران را خواسته و در خفا از آنها تقاضا کرده بود تا جهت جلوگیری از هرگونه حادثه احتمالی یکی از سه پیشنهاد او را بپذیرند:


1ـ اجازه دهید مانند هر شب به طرف منزل بروم و چند نفر از مأمورین شما همراه من بیایند و همین که مردم متفرق شدند من در اختیار شما هستم.


2ـ دیگر آنکه دستور دهید مأمورین بروند و شما با چند نفر دیگر از مأمورین در میان مسجد بمانید مردم همچنان که مشاهده کنند مأموران رفته‌اند خواهند رفت زیرا ایستادن جمعیت بر اثر بودن مأمورین است آنگاه که مردم متفرق شدند من برای دستگیری در اختیار شما می‌باشم.


3ـ یا آنکه صبر کنیم تا مردم کاملاً متفرق شوند آنگاه مرا جلب کنید.


مأمورین در ابتدا پیشنهاد سوم را پذیرفته ولی در عین حال در دستگیری هاشمی‌نژاد به خیال اینکه مردم به طور کلی متفرق شده‌اند عجله نموده، ایشان را بازداشت می‌کنند. به هنگام خارج نمودن هاشمی‌نژاد از مسجد توسط  شمس آراء رئیس اطلاعات و سرگرد قاسمی رئیس کلانتری بخش 3، سیل جمعیت خشمگین که از ماجرا باخبر شده بودند با چوب و سنگ جهت آزاد ساختن هاشمی‌نژاد به سوی ماشین هجوم آوردند. پاسبانان و نیروهای امنیتی با مشاهده جمعیت بدون هیچگونه درنگی بسوی مردم تیراندازی کردند؛ و در نتیجه تعدادی مجروح و کشته شدند.


با بازداشت هاشمی‌نژاد اوضاع شهر متشنج شد و شهر حالت حکومت نظامی به خود گرفت. پس از بازداشت، ایشان را به ساواک مشهد منتقل می‌کنند. خود در این باره می‌گوید: "آن شب ما را به ساواک بردند و نه تنها غذایی به ما ندادند، بلکه کتک مفصلی هم به ما زدند. این زندان در داخل لشکر خراسان بود."


تعداد کشته‌شدگان حادثه مسجد فیل

درباره تعداد کشته و زخمی‌شدگان حادثه اقوال مختلفی وجود دارد. بعضی از منابع به طور مبهم بیان می‌دارند که در این حادثه چندین نفر زخمی شده و از بین آنها تنها حال یک نفر از آنها رضایت‌بخش نیست. بر اساس این منبع اسامی مصدومین عبارتند از: سیداحمد مزاری مقدم منشی دفترخانه شماره 11 مشهد که به طور رهگذری از محل عبور می‌کرده است؛ صفر رنجبر فرزند حسن شاگرد کفاش؛ رضا صائبی فرزند محمدحسن شغل دلال فرش؛ ماشاءالله عابدی فرزند اسدالله شغل ژاکت فروش. ایشان در حین حادثه از محل عبور می‌کرده است؛ حسن پوراحمدی شغل کفاش در خیابان شاهرضا نو دکان دارد و مهدی یوسفی سن 55 سال دکان نجاری مقابل آب نوغان.


در همان منبع و در سندی دیگر تعداد مصدومین هفت نفر اعلام شده که حال سه نفر آنها وخیم بوده و یکی از آنها به نام مهدی فرزند حسن یوسفی وفات نموده است. در نقلی دیگر تعداد کشته‌شدگان را تنها سه نفر اعلام می‌کند. در گزارش ساواک خراسان که به فرماندهی لشکر 6 خراسان ارسال شده تعداد کشته شدگان دو نفر به نام های مهدی یوسفی و حسین پورکفاش و تعداد مجروحین پنج نفر ذکر شده است.


واکنش علما و مردم مشهد نسبت به حادثه مسجد فیل

رویداد مسجد فیل رژیم را به وحشت انداخت؛ عده‌ای از سازمان اطلاعات و امنیت کشور به منظور رسیدگی به امور مشهد به این شهر آمدند و علمای مبارز طوماری تهیه کردند و به عنوان شکایت به تهران فرستادند. مضمون شکایت این بود که شهربانی و رؤسای کلانتری های مشهد موجب قتل چند نفر شده‌اند. منظور آنها این بود که ساواک روحانی مبارز سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد را در شهادت این افراد دخیل وانمود نکند.


چون گفته شده بود که ایشان مردم را علیه حکومت تحریک کرده و مقصر اصلی است. حدود هزار نفر طومار یادشده را امضا کردند و در دوازده نسخه تهیه و یک نسخه از آن به تهران فرستاده شد. همچنین نسخه‌هایی از این طومار در اختیار استانداری و سازمان امنیت قرار گرفت. به دنبال آن، رئیس کلانتری محل از مشهد تبعید و رئیس شهربانی نیز تغییر کرد.


با دستگیری هاشمی‌نژاد عده‌ای از تجار و کسبه بازار به همراه آیت‌الله حسنعلی مروارید و آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی به منزل آیت‌الله میلانی رفته، از ایشان تقاضا کردند تا به مناسبت حادثه مسجد فیل و کشته شدن افراد بیگناه در این حادثه، طی صدور اعلامیه‌ای بازار را تعطیل و به طور دسته جمعی با مراجعه به استانداری تقاضای اشد مجازات را برای مأموران شهربانی که در حادثه نقش داشته‌اند، بنمایند.

  
حادثه مسجد فیل مشهد هر چند به زخمی و کشته شدن تعدادی از مردم بی‌گناه منجر شد که تنها جهت شنیدن سخنان سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد گرد هم آمده بودند اما از جهت اهمیت حادثه، تأثیرات بزرگی بر روند گسترش نهضت در مشهد برجای گذاشت.


به رغم تلخی و ناگوار بودن این حادثه، بیوت مراجع مشهد بویژه آیات عظام سیدمحمدهادی میلانی و سیدحسن قمی را به هم نزدیکتر کرد و از سوی دیگر، طلاب حوزه علمیه مشهد را در رسیدن به هدف منسجم‌تر ساخت؛ همچنین هیجان وصف‌ناپذیری در مردم مشهد به وجود آورد. رژیم توانسته بود پس از قیام پانزده خرداد و در پی بازداشت امام، آیت‌الله قمی و دیگر علما و همچنین ارعاب مردم از جایگاه و موضع قدرت وارد میدان شود و مردم بی‌دفاع را تا اندازه‌ای در انزوا قرار دهد. اما پس از این حادثه بود که مردم با حمایت های علما توانستند مجدداً در صحنه مبارزه حضور یافته، بر خواسته‌های خود تأکید نمایند.


مسئله دیگر درباره این حادثه بازتابی است که در تهران و حتی بیرون از کشور داشت. صدور تلگراف از سوی آیت‌الله خویی به آیت‌الله میلانی در مشهد و تأکید بر آزاد ساختن هاشمی‌نژاد از زندان دلیلی بر این ادعاست.رژیم قصد داشت با این‌گونه حوادث مانع از گسترش نارضایتی مردم شده، از رشد روزافزون نهضت امام جلوگیری کند، اما هوشیاری مردم و علما مانع از این امر گردید و نهضت را به هدفش نزدیکتر ساخت.


منابع:
یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهید حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد

دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 3 و 4، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ 2، تهران، 1377، ص 525 
 فردوسی‌پور، اسماعیل، همگام با خورشید از ایران تا ایران، مجتمع فرهنگی، اجتماعی امام خمینی، فردوس، 1372، ص 121.

جلالی، غلامرضا، مشهد در بامداد نهضت امام خمینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1378، ص 210.

آیت‌الله‌العظمی سید محمدهادی میلانی به روایت اسناد ساواک، ج 1، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران، 1380، ص 413.

آیت‌الله‌العظمی سید محمدهادی میلانی به روایت اسناد ساواک، صص 394 و 396.

قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک (حصر)، ج 4، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، چ اول، تهران، 1382، صص 176 ـ 173.

روحانی، سیدحمید، نهضت امام خمینی، ج 1، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ پانزدهم، تهران، 1381، ص 775.
فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 20، صص 63 -47

 

     در راه حق کشته شدن آرزوی ماست                  دشمن اگر چه تشنه به خون گلوی ماست

  

پایان پیام/

کد خبر 65729

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha