به گزارش خبرنگار فرهنگی شبستان،هنوز که هنوز است مرثیه معروف محتشم کاشانی «باز این چه شورش است که در خلق عالم است/باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است» سرآمد مرثیه سرای فارسی برای سوگ سالار و سرور شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) است که در طول تاریخ بسیاری از شعرا و ناموران شعر پارسی با الگو قرار دادن این ترکیب بند؛ ترکیب بندهایی را در وصف حادثه عظیم کربلا سرودند اما هیچ کدام تاثیر گذاری و ماندگاری این مرثیه را نداشته اند
«محتشم نامه» عنوان کتابی پژوهشی مهدی امین فروغی است که گزیده ای ترکیب بندهای عاشورایی در استقبال از ترکیب بند معروف محتشم کاشانی است این کتاب که همزمان با دهه اول محرم به بازار نشر آمده است، دارای یک سری ویژگی هایی است.
در این کتاب پژوهشگر نگاهی گذرا به تاریخ مرثیه سرایی دارند و با مبدأ قرار دادن مرثیه معروف محتشم کاشانی دیگر شعرای ایرانی مثل وحشی بافقی، فیاض لاهیجی، حزین لاهیجی، عاشق اصفهانی، صباحی بیدگلی کاشانی، وصال شیرازی، اشراق آصفی، داوری شیرازی، هنه جندقی، فدایی مازندرانی، سروش اصفهانی، رضاقلی خان هدایت، همای شیرازی، نیاز اصفهانی، وقار شیرازی، وفایی شوشتری، محمودخان ملک الشعرا، نیر تبریزی، صفایی جندقی، طرب شیرازی، ادیب الممالک فراهانی، مدرس اصفهانی، ضیایی ناظم الملک، سیدموسی سبط الشیخ، جلال الدین همایی، غروی اصفهانی، شیخ عبدالسلام تربتی، صغیر اصفهانی، امیری فیروزکوهی، مشفق کاشانی، سیدعلی موسوی گرمارودی، بهاءالدین خرمشاهی، محمدحسن زورق، علیرضا قزوه از جمله شعرایی هستند که اشعاری بر همان سبک و سیاق محتشم درباره حادثه عاشورا سروده اند در کتاب آورده است.
در بخشی از این کتاب آمده است: چهارده قرن از واقعه عاشورایی سال 61 هجری می گذرد اما گذشت زمان نه تنها حادثه را به دست فراموشی نسپرده است بلکه هر سال آن را زنده تر و شکوهمندتر می سازد، در عالم هستی برای هرچه که لباس وجود به بر کرده و در حصار زمان و مکان قرار دارد، فراموشی و کهنگی امری اجتناب ناپذیر است، اما حادثه کربلا از گوهری برخوردار است که فرازمانی و فرامکانی است و نه تنها فراموش و کهنه نمی شود بلکه به عکس در گذر زمان تجدید حیات می کند و راه می پوید.
بی شک یکی از عوامل بسیار مهم در این حیات و تداوم این حادثه بالندگی شعر است، به شهادت تاریخ در سوگ هیچ انسانی در طول حیات بشری این مقدار مرثیه سروده نشده، گذشته از اراده الهی برای زنده ماندن نام و یاد حسین (ع) و گذشته از جوهر شگفت انگیز عاشورایی او که اتصال به «حی لایموت» دارد و «باقی به بقاء الله» شاعران از بیشترین سهم در زنده نگه داشتن این واقعه برخوردارند، به راستی کاری که شاعران کردند از دیگران ساخته نبود جوهر مقدسی که در روح او و قیام او بود با حقیقت شعر نسبتی داشت، پس سوگواری او را به شاعران به عهده گرفتند که این مهم تنها از شعر برمی آید شعر حسینی و مراثی عاشورایی، بی درنگ پس از واقعه عاشورا متولد شد و هم عنان این واقعه حرکت کرد و مانع از فراموشی آن شد و نخستین شاعران حسینی، شاهدان عینی ماجرا بودند. در میان بازماندگان واقعه عاشورا از امام سجاد (ع)، زینب کبری (س)، سکینه (س)، رباب (س) و در میان سایر منسوبین ایشان از ام البنین (س) و ام لقمان اشعاری در دست است.
در ادبیات فارسی سرودن اشعار مذهبی اعم از مدح و مرثیه از قرن چهارم هجری آغاز شد، با نگاهی به تاریخ ادبیات ایران در عصر حکومت های سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاهد نحیف بودن بنیه شعر مذهبی هستیم و می بینیم اشعار در این زمینه بسیار اندک است. از قرن چهارم تا قرن دهم هجری مرثیه سرایی عاشورایی در شعر فارسی نحیف و لاغر است، در این دوران مراثی نه از حیث قالب و نه محتوا قابل اعتنا نیست، اما در قرن دهم هجری ستاره ای درخشان در آسمان شعر عاشورایی طلوع کرد که در پرتو نور پرفروغ آن، بسی گم گشته قدم در راه نهادند، در این قرن محتشم کاشانی با ترکیب بند شگفت انگیز خود روحی تازه در کالبد نیمه جان مرثیه سرایی در زبان فارسی دمید و جوششی در دل ها پدید آورد، محتشم به مرثیه سرایی در ادبیات فارسی اعتبار بخشید و تاثیری شگرف از خود بر جای گذاشت که با مطالعه آثار مرثیه سرایان پس از او عظمت این تاثیرگذاری به وضوح نمایان است.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
این شعر خون چکان را خوشنویسان بر کتیبه ها کتابت کردند و در ایام سوگواری در و دیوار را به آن آراستند و در بسیاری از اماکن مذهبی، بقاع متبرکه و مساجد و تکایا و حسینیه ها و سقاخانه ها جلوه گری کرد.
از بدو سرایش این ترکیب بند بسیاری از بهترین شاعران پارسی گوی به استقبال محتشم رفته و در اقتضای او آثار گرانبهایی را پدید آوردند حتی شخصیتی چون «علامه بحرالعلوم» تحت تاثیر مستقیم کاشانی مرثیه ای در یازده بند به زبان عربی سرود و چنین شد که پژواک صدای محتشم قرن هاست که جان های مشتاق را می نوازد و بسیاری را میهمان خوان کرم سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین می کند.
در این کتاب بهترین ترکیب بندها که در استقبال از ترکیب بند محتشم کاشانی سروده شده است؛ در زیر سه نمونه از اشعار معاثر عاشورایی از شاعرانی بنام اورده شده است.
امیری فیروزکوهی
جان ها فدای آنکه به جان شد فدای غیر
بیگانه نشد ز خود که شود آشنای غیر
از بذل جان خویش به رغبت برای حق
نگذشت تا گذاشت جهان را برای غیر
گوینده خلاف رضا در هوای نفس
جوینده رضای خدا در رضای غیر
در راه دین ز پیکر خود ساخت شمع راه
تار هنری غزل نشود رهنمای غیر
افراشت بیرق از سر خود در طریق عدلی
تا کس طریق ظلم نپوید به پای غیر
بر خوان سرگشاده آزادی از خدای
داد از سربریده به هر رگ صلای غیر
مال و منال و اهل و عیال از سرای خویش
کرد آزمون اهل و عیال از سرای غیر
از جسم پاک خود کف خاکی به جا گذاشت
آن هم برای اینکه شود توتیای غیر
هر گوشه از دهانه زخم اش به خنده گفت
کز خون پاک خویش دهم خون بهای غیر
چندان به درد و داغ عزیزان گداخت دل
تا جون زر گداخته امد دوای غیر
نفرین هر شریر به بانگ علن شنید
تا با دعای خیر دهد مدعای غیر
نور هدی، فروغ خدا، شمس شرقین
برهان حق و حجت و قول خدا، حسین
موسوی گرمارودی:
انگار کربلا رقم خانه خداست
یا پرده نگاشته از نقش کبریاست
یک سوی، نقش روشن سبز و سپید را
بر آن نگاره برد که پیدا و روشناست
یعنی به رنگ سبز، صف اولیا کشید
سوی دگر سیاهه مشؤوم اشتیاقست
اما چرا فرات، میان دو سوی نقش
آن گونه می رود که ز لب تشنگان جداست
خورشید را سپید و درخشان کشیده است
انگار چهره قدس سالار کربلاست
خورشید در میانه درخشان و گرد او
هفتاد و یک سپیده تابان و آشناست
چون شیشه چراغ بود چهره پیشوا
با شب چراغ محفل صبر جمیل ماست
آن شیشه بر شکسته ز سنگ جفا چرا؟
وان شب چراغ در کف دیوان رها چرا؟
استاد بهاءالدین خرمشاهی، محقق نویسنده و قرآن پژوه در شعری در وصف کربلا می گوید:
ای شهسوار صفدر میدان کربلا
ای یکه تاز صاعقه جولان کربلا
تیغ تو گشت قاطع دعوای کفر و دین
فرقان شدی به ساحت دیوان کربلا
خالقم ربود گرچه ز انگشت اهرمن
هستی هنوز نیز سلیمان کربلا
از شرم بی حیایی دشمن هنوز هم
سرخ است لاله های بیابان کربلا
رفتی ولی به مسجدالاقصای خویشتن
معراج رفته ای تو ز دامان کربلا
غیر از سر بریده چه در خوان خویش داشت
خوش داشت عشق حرمت مهمان کربلا
خوش که حال در رگ اسلام می رود
سر می زند ز داغ شهیدان کربلا
ساحل شد آنگاره و پایان گرفت موج
کشتی نوح زاد ز طوفان کربلا
سر داد سرسپرده و پا گرفت دین
کوتاه شد فسانه و بالا گرفت دین
کتاب «محتشم نامه» پژوهش و تحقیق مهدی امین فروغی در 548 صفحه از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است.
نظر شما