به گزارش خبرنگار سرویس مسجد و کانون های مساجد خبرگزاری شبستان، طبقات همکف، اول و میان طبقه اطراف مطاف مسجدالحرام، پنجم مهرماه طی مراسمی رسمی با حضور مقامات سعودی در مکه مکرمه افتتاح شد.
بر این اساس زائران حج تمتع می توانند برای انجام مناسک حج از امکانات فضای جدید مسجدالحرام استفاده کنند، این فضاها در برگیرنده بیش از 167هزار متر مربع است که در چارچوب طرح مشهور به ملک عبدالله مورد بهره برداری قرار می گیرد.
همچنین در این مراسم از مرحله نخست بخش (صفا-فتح) مطاف نیز بهره برداری به عمل آمد که با این وصف از این پس از سحن زیرزمین، طبقه همکف، اول و بام و در مرحله دوم «فتح-عمره» از طبقه زیرین و طبقه همکف و بام بهره برداری شد.
در راستای افتتاح بخش جدید مسجدالحرام، بر آن شدیم ابعاد معماری و فضای این مسجد را با دکتر «سید ابوالحسن ریاضی»، پژوهشگر «فلسفه جغرافیا»، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به گفت وگو بنشینیم، دکتر ریاضی همچنین مقاله ای با عنوان «تحلیل فضایی مسجدالحرام؛ رویکردی میان رشته ای»، را به رشته تحریر در آورده است.
- به عنوان اولین سوال بفرمایید اساسا چه ارتباطی میان فضا، معماری و معنا وجود دارد و این نسبت تا چه اندازه در معماری مساجد دیده می شود؟
در بحث «تحلیل فضا» رابطه متعامد میان انسان و کالبد و روابط را بررسی می کنیم؛ به بیان دیگر معماری تعریف و تولید معنا می کند، انسان ها نیز متناسب با رفتارها و انتظارات شان و همچنین آرزوها و کنش های مختلفی که دارند در فضا تولید معنا می کنند.
از سوی دیگر بین انسان ها یک رابطه و بین انسان و کالبد نیز ارتباطی وجود دارد و مجموعه این روابط است که فضا را به وجود می آورد. حتی اگر هر بخشی از آنها دچار مشکل شده و از روح اصلی جدا شود با اختلال در فضا رو به رو می شویم.
اما در مورد معماری مساجد، اساسا اگر نگاهی به معماری مساجد قدیمی و معماری مساجد جدید بیندازیم متوجه می شویم که این رابطه در فضا وجود ندارد. در معماری مساجد قدیم سقف های بلند، رنگ های آرامش بخش و ایجاد زوایای گِرد داشتیم که سعی در ایجاد یک استعلا در مکان می کرد و فردی که برای عبادت می رفت این حس را دریافت می کرد و با احساس مومنانه فضای ایمان را تشدید می کرد.
حال تصور کنید که این معماری امروز در بسیاری از موارد تنها تبدیل به یک چهاردیوار شده است و تنها چیزی که این معنا را ایجاد کند که اینجا «مسجد» است یک محراب خواهد بود که جهت قبله دارد. قاعدتا این سبک معماری در تولید فضای ایمانی اثری متفاوت دارد و نباید انتظار داشته باشی که آن فضای ایمانی مسجد را در اذهان تداعی کند.
- آیا در مسجد الحرام نیز چنین اتفاقی افتاده است؟ یعنی سبک معماری که در مسجدالحرام به کار رفته است آن فضای ایمانی را به ذهن متبادر نمی کند؟
اتفاقی که در مسجدالحرام به تدریج رخ داد این بود که محور کانونی بودن کعبه با معماری نامانوس اطراف کعبه از دید خارج شد. در مسجد الحرام توانسته بودیم فضایی را به وجود آوریم که بر اساس نقطه کانونی کعبه و سقف آسمان (بلندترین سقفی که بشر می تواند تصور کند) بود؛ چون همه مساجد به دنبال آن هستند که با گنبدهایشان آسمان را تداعی کنند و در مسجدالحرام این اتفاق افتاده بود و شبستان هایی که دور کعبه به وجود آمده بود که محور دایره را ایجاد می کرد اما گشودن هر بخشی از مسجد به منزله بر هم زدن این فضا بود که به مرور در طول سال ها انجام شد.
از طرف دیگر سنتی در گذشته وجود داشت این بود که هیچ ساختمانی مشرف بر کعبه نباشد تا افق همواره بر زائران قابل رویت باشد و چیزی مانع دید آنها نشود . اما در ساختار جدید مسجد الحرام چنین چیزی را شاهد نیستیم به گونه ای که مجموعه ای از برج های عظیم مسجدالحرام را احاطه کرده است و چشم انداز مسجد به طور کامل دارد از میان می رود، حتی باز شدن بخشی از این شبستان های دایره ای شکل به دور کعبه نیز تمرکز را هنگام طواف ایجاد نمی کند.
- از چه نظر این تمرکز ایجاد نشده است؟
چون ساختار خانه خدا بر مبنای طواف است، اما طبقات دیگر ایجاد شده برای طواف به هرحال چشم انداز زائر را محدود کرده است چراکه وقتی زائر در حال طواف است عملا در دو طبقه ای که حضور دارد(هم کف و طبقه اول) دید ندارد یعنی همکف که سقف دارد و در عین حال کسانی هم که از بیرون طواف می کنند یا چشم شان به این مجموعه محدود می شود یا زیر سقف قرار می گیرند.
- ظاهرا عنوان کرده اند که این سبک ساخت و ساز به علت آن بوده است که عربستان توان پاسخگویی به ظرفیت عظیم زوار را داشته باشد.
بله، این طور عنوان کرده اند که بخشی از این تغییر کاربری ناشی از ضرورت های کارکردی بوده است، اما باید دید آیا این تغییراتی که صورت می گیرد روح مکان را تقویت می کند یا تضعیف می کند؟ به قطع تضعیف کرده است، وقتی معماری های جدید پیرامون مسجدالحرام مطرح شد و ابراج البیت ساخته شد بسیاری از اندیشمندان جهان اسلام اعتراضات شدیدی کرده و عنوان داشتند این ساخت و ساز خلاف روح اصلی مکان است و این برج ها عملا اشراف به افق را از میان برده اند و تمرکز زائر را به سمت برج ها معطوف می کنند.
جایی مثل مسجدالحرام باید بر اساس معماری معناگرا توسعه یافته و تعریف شود اما با طراحی «زاها حدید» یعنی طراح این سازه عملا از معماری شالوده شکن تبیعت می شود. اجرایی شدن این طرح در فازهای قبل منتقدان بسیاری را به همراه داشته است.
- رویکرد دولت عربستان سعودی نسبت به این قضیه چه بوده است؟
تا به حال پاسخی نداده اند، تنها توجیه آنان این است که ما با متقاضیان بسیاری از کشورهای مختلف مواجهیم در نتیجه باید متناسب با این خواسته ها معماری کارکردگرا داشته باشیم.
- اگر این ساخت و ساز ادامه یابد، به نوعی «کعبه» در میان انبوه این سازه ها پنهان می شود.
دقیقا، در حال حاضر بزرگترین نقد نیز همین مسئله است، همه منتقدان می گویند که تا قبل از این ساخت و سازها کعبه به خوبی قابل رویت بود. شاید بد نباشد در این مقطع به این نکته نیز اشاره کنم که خانه کعبه در گودترین نقطه مکه قرار دارد و به نوعی نقطه کانونی به حساب می آید، اما وقتی این برج سازی ها در اطراف کعبه شکل گرفت در برابر همه بناهایی که تاکنون در مکه ساخته شده اند یک وجه شناسه ای پیدا کرد و الان مهمترین نشانه شهری مکه محسوب می شود در حالی که تا قبل از آن کعبه نشانه شهری مکه محسوب می شد.
همه کسانی که با مباحث و معماری شهری آشنا هستند، می دانند که نشانگان شهری بیانگر اهمیت است. برای مثال در زمان قدیم مساجد جامع بزرگترین بنا محسوب می شدند و مکان یابی ها از طریق آنها صورت می گرفت.
یا مثال دیگر برج ایفل در پاریس که همه پاریس را به این برج می شناسند، یا برج میلاد در تهران، در حال حاضر در مکه ابراج البیت جایگزین جایگاه نشانگان شهری مکه شده است.
- البته تیم معماران این طرح نیز غربی هستند و این امر و نگاه متفاوت آنها می تواند علت باشد.
بله، به هرحال نمی توان از یک مسیحی انتظار داشت مسجد را طوری بسازد که روح معنوی در معماری آن احساس شود، یا نمی توان از یک یهودی خواست تا کلیسا بسازد و همه موارد را مانند یک معمار مسیحی ارایه کند، چون سلیقه نیز در اینجا مطرح است.
این چیزی است که خارج از خوداگاه معمار رخ می دهد، یعنی در ناخوداگاه یک حس و باور تبدیل به یک بنا می شود، در غیر این صورت تنها با یک فن مواجه می شویم در حالی که حداقل برای یک مسجد یا هر بنای مذهبی چیزی فراتر از یک فن برای معمار نیاز است کما اینکه در گذشته حتی کارگران ساختمانی مساجد با وضو کار می کردند و تصور کنید مس جدی با این باورها ساخته شود.
اما در مورد مسجدالحرام می بینیم که یک شرکت آمریکایی و یک شرکت انگلیسی مجری هستند و گروه های بزرگی از معماران در آن حضور دارند که زیر نظر «زاها حدید» یک زن بریتانیایی (عراقی تبار) فعالیت می کنند.
پایان پیام/
نظر شما