به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات شبستان، چهارمقاله نام کتابیاست از نظامی عروضی سمرقندی. نام اصلی کتاب مجمعالنوادر است. از آنجا که در این کتاب از چهار فن، دانش دبیری، شاعری، طب، و نجوم، در چهار گفتار جداگانه سخن رفتهاست، از قدیم به نام چهار مقاله معروف شده است. کتاب در بین سالهای 551 و 552 به یکی از شاهزادگان آل شنسب تقدیم شدهاست.
مصنف کتاب ابوالحسن نظام الدین یا نجم الدین احمدبن عمربن علی سمرقندی معروف به نظامی عروضی از شعرا و نویسندگان قرن ششم هجری بوده که از شعر وی جز چند قطعه هجا به جا نمانده است. لیکن چنانچه از محتوای کتاب بر می آید، این نویسنده نثر خوبی داشته و کتاب چهارمقاله ی او از نمونه های برجسته ی نثر و انشای فارسی است. وی گذشته از شاعری و دبیری در فنون طب و نجوم هم مهارت داشته و حکایت هایی که در چهار مقاله ذکر می کند گواه این نکته است. تاریخ تالیف کتاب، چنان که پیشتر اشاره شد، هرچند درضمن کتاب مذکور نیست، ولی قطعا پس از سال 552 هـ. یا سال وفات سلطان سنجر سلجوقی، نبوده است. زیرا از متن کتاب مشخص می شود که سلطان سنجر در زمان تالیف کتاب زنده بوده، به گونه ای که نظامی عروضی در کتاب خود در حق وی دعا می کند.
گفتنی است قدیمترین جایی که شرح حالی از نظامی عروضی در آن رفته در لباب الالباب از نورالدین محمد عوفی است که حدود 617 ق یعنی 69 سال بعد از تألیف کتاب چهارمقاله به نگارش درآمده است. همچنین محمدبن فخرالدین هندوشاه نخجوانی مشهور به شمس منشی، مؤلف مشهور تجارب السلف، نیز از قدیمترین کسانی است که از نظامی و چهارمقاله او سخن گفته است. پس از عوفی دیگر تذکرهنویسان تقریبآ همان مطالب را درباره نظامی در آثار خود ذکر کردهاند، ازجمله حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (تألیف 730 ق) و دولتشاه سمرقندی در تذکره دولتشاه سمرقندی (تألیف 892 ق).
کتاب چهارمقاله، به سبب موضوع و حجم مناسب و سهولت استنساخ، از همان زمان تألیف شهرت یافت و غالب کتب، مندرجات آن را نقل کردهاند؛ مثلاً حکایت نظامی در مورد فردوسی به تاریخ طبرستان از محمد بن حسن بن اسفندیاری و سپس، به تاریخ گزیده اثر حمدالله مستوفی و تذکره دولتشاه سمرقندی راه یافته است.
بهار در سبکشناسی درباره این کتاب آورده است با آنکه این اثر متعلق به قرن ششم است، اما شیوه نگارش آن کهنهتر به نظر میرسدو از نظر سبکی، به آثار قرن پنجم شباهت دارد و سبک آن برابر با سیاستنامه یا قابوسنامه از خواجه نظامالملک است.
چهارمقاله بعد از تاریخ بیهقی و قابوسنامه و سیاستنامه از مهمترین کتب ادبی کلاسیک به شمار میآید، زیرا بهسبب روانی لفظ و وضوح مطالب و مجسم داشتن معانی و وصف کامل و ایجازهای بسیار لطیف نظیر ندارد. از نظر استعمال لغات عربی و فارسی و غلبه هر کدام، این کتاب را میتوان به دو بخش کرد: یکی آغاز کتاب که در آن چهار فصل آورده شده است از الهیات، طبیعیات، خلقت جهان و پیدا شدن عناصر و آفتاب و ماه و ستارگان و زمین و جماد و نبات و حیان و وجود انسان کامل و پیامبر و پادشاهیکه این فصول درحکم مقدمه کتاب است و در آن اصطلاحات علمی و لغات عربی بسیاری به کار رفته است. لغات عربی در این فصول و در مقدمه هر مقاله زیادتر از متن مقالات است. در مقابل، متن مقالات نثری روان و زیبا و ساده و موجز دارد.
چهارمقاله علاوه بر آنکه جنبه یک کتاب انتقادی درباره هر یک از چهار فن (دبیری، شاعری، منجمی، طبابت) دارد، از نظر ادب پارسی و اشتمال بر اطلاعات ذیقیمت تاریخی بسیار ارزشمند است.
از چهارمقاله نسخههای خطی متعددی در کتابخانههای جهان موجود است، ازجمله نسخه کتابخانه عاشر افندی در استانبول که به سال 835 ق در هرات نوشته شده و همین نسخه اساس کار تصحیح مرحوم قزوینی بوده است. نسخه موزه بریتانیا متعلق به سال 1017 ق و نسخههای متعدد دیگری که به پس از قرن یازدهم تعلق دارند.
از جمله نسخ چاپی (چاپ سنگی) این کتاب نسخه متعلق به سال 1305 ق است که به اهتمام ابوالقاسم بن آخوند ملا محمد و به خط محمد باقر خان بن حاجی محمد باقر خان بیگلربیگی قاجار در 176 صفحه در 1327 ق / 1909 م نسخه تصحیح شده مرحوم قزوینی با مقدمهای مفصل در لیدن به چاپ رسید. پس از وی در 1331 ش دکتر محمد معین نسخه تصحیحشده قزوینی را با افزودن شرح لغات و عبارات و توضیحات نکات ادبی به همت انتشارات زوار منتشر ساخت که از آن زمان تا کنون این کتاب بارها تجدید چاپ شده است.
چهار مقاله همچنین به زبانهای عربی به قلم عبدالوهاب عزام و یحیی الخشاب در قاهره در 1368 ق و نیز به انگلیسی در 1921 منتشر شده است.
چاپ جدید چهار مقاله را انتشارات پیامبر منتشر کرده است.
پایان پیام/
نظر شما