خبرگزاری شبستان: "این دهان بستی دهانی باز شد / تا خورندهء لقمه های راز شد / لب فروبند از طعام و از شراب / سوی خوان آسمانی کن شتاب / گر تو این انبان ز نان خالی کنی / پر ز گوهرهای اجلالی کنی / طفل جان از شیر شیطان باز کن / بعد از آنش با ملک انباز کن / چند خوردی چرب و شیرین از طعام؟ / امتحان کن چند روزی در صیام / چند شبها خواب را گشتی اسیر؟ /یک شبی بیدار شو دولت بگیر"
مولانا از شاخص ترین چهره های عرفان اسلامی به حقیقتی شگرف و زیبا در همین ابیات اشاره می کند و آن این که جوهره آدمی نورخواری است نه نان خواری. آدمی نیامده است که نان و نمک بخورد و نمکدان بشکند. حقیقت دیگر این که سپاس آدمی در برابر خوان گسترده و دایره وسیع نعایم بی شمار که به او داده شده و بزرگ ترین آن ها برخورداری از روح الهی و تشرف به مقام احسن الخالقین بوده، همین است که نورخواری را عادت و رفتار و گرایش اصلی اش در زیست کوتاه خود در این جهان کند و بتواند آن حلقوم نورخوار را در وجودش باز نگه دارد. اما تا زمانی که آن دهان های حرص و شهوت و غضب در درون آدمی بسته نشود نمی تواند به نورخواری برسد و بر سر خوان معارف بنشیند.
چه بسیاری از روزه داران که از روزه داری جز تحمل تشنگی و گرسنگی را درک نکنند - گرچه همین تحمل تشنگی و گرسنگی به جهت اجرای فرمان الهی و تبعیت از دستور خداوند واجد پاداش درخور خواهد بود - اما حقیقت روزه داری این است که آدمی را از یکی از مهم ترین تعلقات روزمره اش – خوردن و نوشیدن – جدا کند و جسم را در وجود او کمر نگ کند.
این حقیقتی است که اولیا و عرفا به آن اشاره کرده اند که "فربهی تن و لاغری روح" و "فربهی روح و لاغری تن" در گرو هم اند هر وقت توجه افراطی به جسم و نیازهایش صورت می گیرد روح آدمی لاغر می شود و از درک رمز و رازهای هستی خویشتن عاجز می ماند. مثل این می ماند که روح، بالنی است که تمایل به اوج گیری و صعود دارد و جسم آدمی آن اتاقکی که در زیر بالن قرار گرفته است. به همان اندازه که این اتاقک از کیسه های شن و سرنشینان سنگین می شود بالن تمایل به فرود و نشست دارد اما به هر میزان که آن اتاقک از سنگینی ها خالی می شود و سبک می شود امکان اوج گیری و صعود برای بالن بیشتر می شود.
در واقع بزرگترین شرافت ماه مبارک رمضان این است که این کیسه های شن را که مانع صعود بالن روح آدمی می شود از اتاقک جسم او بیرون بیاورد تا امکان صیقل خوردن روح آدمی و تشرف به حقیقت این ماه برای او فراهم شود.
ممکن است کسانی به جد یا از سر ناآگاهی بپرسند که اصلا این چه ماهی است که تار و پود و روزها وآنات و دقایقش را با گرسنگی و تشنگی بافته اند و آدمیان را به رنج و تعب و دشواری می اندازند و نامش را هم ضیافت الهی می گذارند. پاسخ این است که تشرف به حقیقت و جوهره ماه مبارک رمضان و تقرب به آستانه الهی فقط با قدم روح الهی انسان میسر می شود در آن بارگاه با پای جسم و مرکب تن نمی توان رفت بنابراین باید سوار مرکب روح شد اما این مرکب هم وقتی می تواند آدمی را به آسمان ببرد که بتواند از توجه افراطی به جسم و نیازهایش جدا شود.
از فرمایش های امام علی (ع) در نهج البلاغه است که می فرمایند: "چوب درختان بیابانی که در ریگزارهای خشک و بی آب می روید بارها از چوب درختی که در باغ و بستان پرورش می دهند نیرومندتر و اصیل تر است." مثالی که مولا علی (ع) می زنند ناظر به این حقیقت است که هرچه جسم آدمی نازپروردتر باشد آتش روح او به خاموشی می گراید و حجاب هایش افزون تر می شود و از درک معانی ملکوت عاجز. از همین رو است که اصلا شیوه زندگی پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) بر همین امر مبتنی است که از توجه افراطی به تن کاسته شود. قناعت ورزیه ای پیامبر و امام علی و معصومین و اولیا در خورد و خوراک و به حداقل ها کفایت کردن از آن جهت است که آن روح متعالی و الهی زیر وزن و بودن جسم قرار نگیرد. به تعبیر زیبای مولانا در مثنوی: "قوت جبریل از مطبخ نبود / بود از دیدار خلاق وجود/ همچنان این قوت ابدال حق / هم ز حق دان نه از طعام و از طبق / جسمشان را هم ز نور اسرشتهاند / تا ز روح و از ملک بگذشتهاند"
در همین چند بیت مولانا از حقیقتی بزرگ پرده برداری می کند و آن این که اگر جبرئیل به عنوان فرشته بزرگ الهی به آن تقرب عظیم رسیده و در آستانه الهی قرار گرفته نیروی این تقرب و نزدیکی به پروردگار به واسطه نیروی تن و مطبخ نبوده است او از دیدار خلاق وجود و شهود روح الهی به آن مقام و جایگاه رسیده است.
پایان پیام/
نظر شما