خبرگزاری شبستان: استعفای پاپ بندیکت شانزدهم که اقدامی بی سابقه در 600 سال گذشته در تاریخ کلیسای رم محسوب می شود چراکه به دلیلی جز مرگ، یک پاپ از سمت خود کنار رفته است، زمینه ای را فراهم آورد تا به سلسله مراتب کشیشان در آیین مسیحیت، چگونگی انتخاب پاپ و شرایط وی و نیز درباره ساختار تشکیلاتی روحانیت کاتولیک در گفتگو با رضا عیسی نیا، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی) و مولف کتاب های "اندیشه سیاسی شهید مدرس"، "حوزه علمیه و دولت جمهوری اسلامی ایران" و ... به بحث گذاشته شده است، که بخش دوم و پایانی آن ارائه می شود:
منابع قدرت روحانیت کاتولیک شامل چه مواردی می شود؟
منابع قدرت روحانیت کاتولیک اعم از کتاب و سنت است؛ کتاب آنها به دو عهد، عهد عتیق و عهد جدید شناخته مىشود که عهد عتیق همان کتاب دینى یهودیان است که از سوى مسیحیان به "عهد عتیق" معروف شد. و عهد جدید عنوان مجموعه آثارى است که مسیحیان به کتاب مقدس افزودهاند، این مجموعه مشتمل بر 27 اثر است که جملگى به زبان یونانى نگاشته شدهاند. این 27 نوشته جایگاه یگانهاى در منابع مسیحیت دارند چرا که معیار ایمان و عالىترین منبع دینى مسیحیان شمرده مىشوند. با اینکه حضرت عیسى (ع) در طول حیاتش جز یکبار که با انگشت بر خاک نگاشت نوشتهاى از خویش باقى نگذاشت ولى کتابشان به انجیل معروف می باشد در اناجیل چهارگانه زندگى حضرت عیسى (ع) از بدو تولد تا صعود به آسمان شرح داده شده و تعالیم دینى وى بیان گشته است؛ سه انجیل متى، مرقس (مارکوس) و لوقا خیلى با هم شباهت دارند این سه انجیل که شامل پیام هاى رستگارى صحیح است در سال هاى بین 70 تا 90 میلادى نگاشته شدهاند و تا اندازه زیادى مشابه هم هستند ولى انجیل یوحنا از لحاظ ساختار متن با سه انجیل دیگر تفاوتهایى دارد و در آن تعالیم و کلامهاى مسیح با سبک دیگرى و حدود سال یکصد میلادى نگاشته شده است.
البته به غیر از اناجیل چهارگانه، رسالهها و اعمال رسولان و مکاشفه یا حکایت حواریون، مکاشفات یوحنا در باب قیامت را در عهد جدید مشاهده مىکنیم، بنابراین مىتوان گفت مجموعهاى چنین متنوع که از آثارى با گونههاى مختلف تشکیل شده است در دل کتابى واحد گرد آمده که تحت عنوان "عهد جدید" شناخته مىشود با اینکه این آثار برحسب گونه یا حجمشان نظم و ترتیب یافتهاند، اما ترتیب قرار گرفتن آنها همواره یکسان نبوده است، با این همه ترتیب فعلى انجیلها اینگونه است که پس از انجیلها و اعمال رسولان، نامههاى پولس و سپس رسالههاى عام (کاتولیک) مىآید.
سنت: اگرچه توماس آکویین، قدیس کاتولیک نخستین فردى بود که اعلام کرد مبناى دینى مسیح همانى است که در کتاب مقدس مکتوب است اما کاتولیکها علاوه بر کتاب مقدس، سنت کلیسایى را نیز از اعتبار برخوردار مىدانند. سنت یعنى آنچه که در شوراهاى کاتولیکى به تصویب رسیده است. مانند تعمید اطفال، این عمل در انجیل ذکر نشده، ولى چون سنت شده باید انجام شود. البته سنت شفاهى هم مانند احکام کتبى در میان آنها از اعتبار برخوردار است.
درباره شوراهای کلیسای کاتولیک و نقش و پیامدهای آن توضیح دهید.
مىتوان مدعى شد که کلیساى کاتولیک با تشکیل هر یک از شوراهایش که شامل چهار شوراى مهم آن یعنى شوراى نیقیه (325 م)، شوراى ترنت (1545 – 1563)، شوراى واتیکان یک (1869- 1870) و شوراى واتیکان دو (1962 -1965) می شود، به طریقى به تجدید حیات خود پرداخته است. به عنوان مثال شوراى دوم یعنى شوراى ترنت که در سال 1545 - 1563 میلادى که به مدت 20 سال طول کشید، حیاتى بود براى گذار از شوراى نیقیه 325 میلادى، یعنى تا قبل از قرن 16 میلادى کلیساى کاتولیک بر اساس مصوبات شوراى نیقیه گذران مىکرد اما از قرن 16 میلادى روحانیت کاتولیک بخاطر مقابله با پروتستان ها و انکار بینشهاى پروتستانى به مصوبات و مواضع شوراى ترنت استناد جستند، از این رو بعد از شوراى ترنت، کلیساى کاتولیک رومى، عقاید و اعمالى که شوراى ترنت آن را تصویب کرده بود، ملاک قرار داده و بر اساس آن مشى مىکردند. برخى از مصوبات شوراى ترنت عبارتند از:- اعتقادنامه مهم است و اعتقادنامه رسمى اعتقادنامه نیقیه است؛ کتاب مقدس تنها منبع وحى الهى نیست، سنت نیز همپاى کتاب مقدس منبع مرجعیت دینى است؛ افراد نمىتوانند خودشان کتاب مقدس را تفسیر کنند؛ کلیسا یگانه مفسر کتاب مقدس است؛ هفتآئین مذهبى (تعمید، تانید ـ تثبیت ایمان، ازدواج مسیحى، دست گذارى، اعتراف تدهین و عشاى ربانى) وجود دارد که عیسى مسیح (ع) آنها را تأسیس کرده و این آئینها براى نجات ضرورىاند. البته از میان آئین هفتگانه آئین عشاى ربانى براى کاتولیک خیلى مهم است چرا که آن را قلب عبادات روزانه مىدانند و هر روز برپا مىدارند.
عقیده لوتر، کالون، و تسوینگلى درباره آئین عشاى ربانى محکوم است؛ دادن جام شراب، به افراد غیر روحانى (عادى) ممنوع است نیز از دیگر مصوبات شورای ترنت محسوب می شود.
در آخرین شورا یعنى شوراى واتیکان دوم که در سال هاى 1962 تا 1965 تشکیل شد تلاشهایی براى گفتوگو و مفاهمه با پروتستانها صورت گرفت و بیشتر امورى که تحتعنوان «ذهنیت دفاعى شوراى ترنت» توصیف مىشد، روبه افول نهاد و اهمیت اصلى کتاب مقدس تصدیق شد، همچنین اهمیت و نقش عوام در کلیسا تبیین گردید و پروتستانها نیز به مثابه مسیحى واقعى شناخته شدند و عبادت به زبان محلى جایز شمرده شد و اندکس هم لغو شد.
زنان کاتولیک از چه جایگاهی در سلسله مراتب روحانیت کاتولیک برخوردار هستند؟
درباره این پرسش لازم است که گفته شود اگر چه در کلیساهای پروتستان زنان می توانند به مقام کشیشی برسند ولی زنان کاتولیک مانند زنان برخی از ادیان دیگر نمی توانند برخی از شؤونات مذهبی را کسب کنند اگر چه در این راه، گاه و بیگاه، زنان اعتراضاتی را برای تحقق خواسته هایشان دامن می زنند ولی کلیسای کاتولیک به شدت با انتصاب زنان به هر گونه مقام کلیسایی مخالفت می کند. از باب نمونه در سال 1995 رسماً اعلام کرد که گفت و گوی بیشتر در این مورد ممنوع است در مورد این که آیا دلایل دینی برای این موضوع وجود دارد یا خیر، در واکاوی این امر می توان به نکته ای از نکات مطرح شده آنان رسید و آن که می گویند در سنت حضرت مسیح (ع) چنین چیزی را مشاهده نمی کنیم و حضرت عیسی (ع) هیچ زنی را برای عضویت در میان دوازده شاگرد خود دعوت نکرد. روحانیون کاتولیک تأکید دارند که گرچه مریم باکره مقدس، مقامی بالاتر از رسولان داشته اما خداوند کلیدهای ملکوت آسمان را نه به او بلکه به آنان سپرد البته این مطلب را باید متذکر شویم که، انتصاب زنان به مقام شماسی، تا قرن ششم در این کلیسا وجود داشته است اما این رسم در دو شورای اپایون Epaon و اورلئان Orleans طرد گردید و از این زمان به بعد، در کلیسای کاتولیک، هیچ منصب روحانی ای به زنان واگذار نشد. بنابر این اگر امروزه زنی به عنوان کشیش منصوب شود، واتیکان حکم تکفیر او را صادر می کند.
روحانیت کاتولیک بویژه پاپ با چالش های موجود چگونه مواجه شدند؟
شاید بتوان گفت که نوآورى نظرى در دستگاه واتیکان برای حل چالشهایى که امروزه واتیکان با آن مواجه است ناممکن بنظر مىرسد، ولى نوآورى رفتارى را مىتوان در پاپها دید مثلاً ژانپل دوم اولین مقام واتیکان بود که پاى به مسجد نهاد و اولین فردى بود که بر قرآن به عنوان کتاب آسمانى بوسه زد یا اولین پاپى بود که زانو به زانوى جوانان به پاى کنسرت راک نشست و اولین پیشواى کاتولیک بود که فرد سرخ پوستی را به مقام قدیسى رساند و اولین کسى بود که در یک کنیسه یهودى حضور یافت ولى همه اینها نوآورى در رفتار بوده است نه در نظر و اعتقاد.
چرا که چالشهاى پاپ ژان پل دوّم که شامل انحراف اخلاقى کشیشان یا اقدامات خلاف اخلاق پارهاى کشیشان (کودک آزارى)، ادعاى برخى زنان مسیحى براى احراز سمت کشیشى (اصرار زنان براى کسب کرسى کشیشى)، داعیه استقلال برخى از کلیساهاى منطقهاى کاتولیک (مثلاً چین و برخى کشورهاى آفریقایى)، زیادهخواهىهاى لیبرال سرمایهدارى، تجدید حیات تفکرات چپگرایانه، تضعیف نقش کلیسا در اروپا و جهان و تضعیف نهاد خانواده را وقتى بررسى و تحلیل مىکنیم، در می یابیم که اگرچه پاپ ژان پل دوم در ظاهر یک سیاستى را اعلام مىکرد ولى در باطن و در پشت صحنه قائم مقام غیررسمى او یعنى رئیس مجمع عقیده و ایمان (راتزینگر که 25 سال ریاست این مجمع را برعهده داشت) احکامى غیر از احکام و رفتار پاپ ژان پل دوم صادر مىکرد. به عنوان مثال پاپ ژان پل دوم با همه نمایندگان کلیساها تأملات دوستانه داشت اما راتزینگر را مأمور مخالفت با الهیات رهایى بخش و کلیساى کاتولیک چین می نمود، از این رو تصویرى از یک پاپ اهل مدارا از خود به جاى مىگذاشت در حالىکه هیچ نرمشى، انعطافى یا اصلاحى در چارچوبهاى اعتقادى کاتولیسیزم اعمال نمى شد و امروزه هم راتزینگر معروف به پاپ بندیکت شانزدهم، درگیر چنین چالشهاىی شد. اما او بخاطر اینکه بنیان شخصیتىاش بر شالوده الهیاتى و کلامى استوار است بر چالشهاى نظرى، تمرکز بیشترى داشت تا بر چالشهاى اجتماعى و حتى سیاسى، اگرچه او با لیبرالیسم و فمنیسم از در مخالفت درآمد ولى مشى آنها در قبال این مخالفتها و چالش فقط کنترل، مهار و تعویق بحران است همانگونه که ژان پل دوم در مواجهه با سه حوزه از مسایل در 2005 اتخاد موضع مىکرد ولى بیشترین مواضع آنها در همین مشى خلاصه مىشد یعنى در کنترل چهار چالش و یا تعویق انداختن بحرانها بود.
بنابر این می بینیم، که در مباحث سیاسى یا حوزه سیاسى، مانند تجربه جنگ سرد، وقوع انقلاب اسلامى ایران، فروپاشى اتحاد جماهیر شورى، وقوع جنگهاى دوگانه آمریکا و عراق و ... به طورى عمل کرد که علىالاصول نمىتوانست نسبت به تحولات عرصه بینالمللى بىاعتنا باشد.
همچنین، ظهور و بروز مکاتب اساسا غیردینى در قرن بیستم نظیر فمینیسم، لیبرالیسم و سکولاریسم را وى به عنوان حافظ آموزههاى کاتولیکى در مقابل با این گرایشات فکرى، که کیانِ اعتقادى مسیحیت را به چالش مىکشاند برخورد کرد. سومین مواجهه ژان پل دوم با مسائلى از جنس مسائل اجتماعى بود مانند دین گریزى جوانان که افزایش آمار طلاق، مناقشه بر سر حلیت یا حرمت سقط جنین، مسأله آتانازى یا مرگ خودخواسته، همجنسگرایى، تضعیف نهاد خانواده (کنترل موالید، از جمله مسائل اجتماعى بودند که ژان پل دوم به نمایندگى از کلیساى واتیکان در قبال آنها اتخاذ موضع کرد.
به نظر شما کدامیک از کاردینال های موجود شانس بیشتری برای انتخاب به سمت پاپ را دارند؟
از میان کاردینال های موجود که از قاره اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکا هستند از میان 10 نفر دو نفر از همه بیشتر احتمال دارند که به این مقام برسند یکی از آنها کاردینال آنجلو اسکولا" 71 ساله که مطرحترین کاردینال ایتالیایی است و دیگری کاردینال پیتر تورکسون است که با 54 سال سن به عنوان جوانترین گزینه که اهل غنا می باشد احتمال دارند که به مقام پاپی یا رهبری کاتولیک های جهان برسند.
پایان پیام/
نظر شما